|
مروری کوتاه بر
روند
حادشدن اختلافات و جدائی اخیر در
کومهله
بهمن علییار
b.aliyar@komala.org
مهرماه
1386
–
سپتامبر
20007
حاد شدن اختلافات درونی کومهله در
دوره اخیر
و
تشنجات و نا آرامیهایی که متعاقب آن
در اردوگاههای کومهله پیش آمد،
نگرانی و تاسف بسیار دوستان و دلسوزان
کومهله و جنبش انقلابی خلق کرد را _
چه در کردستان و چه در میان جریانات و
فعالان و مبارزان سیاسی در سطح ایران_
به همراه داشته است، اما آنچه تاسف
آورتر و در عین حال جای سوال و
ناباوری بهمراتب بیشتری است، روشهای
در پیش گرفته شده در جریان این تشنجات
است. هرچند در انعکاس این ناآرامیها
در روزنامهها و سایتهای انترنتی، در
موارد زیادی حقایق مربوط به آن تحریف
شده، دامنه و ابعاد آن گستردهتر از
آنچه که هست نمایانده شده، در نحوهی
تنظیم اخبار و گزارشهای مربوط به این
تشنجات موذیگری بسیار به خرج داده شده
و تلاش آشکاری برای خدشهدار کردن
اعتبار و وجههی سیاسی کومهله از این
رهگذر به چشم میخورد، اما حتی اگر
درصد اندکی از آنچه در اینباره در
روزنامهها و سایتهای انترنتی و در
افواه منعکس شده است، حقیقت داشته
باشد_ که متاسفانه دارد_، برای همه
کسانی که کم و بیش شناختی از کومهله
دارند، وقوع چنین اتفاقاتی در مناسبات
تشکیلاتی آن، غیر منتظره، دور از
انتظار و به تبع آن سوالبرانگیز است.
کومهله تصویر یک حزب سیاسی پخته و با
تجربه، مسئول و جوابگو در برابر مردم
و امر مبارزه، با افکار و دیدگاههای
پیشرفته و امروزی، با کلاس و فرهنگ
تشکیلاتی مترقی، و با مناسبات و سیستم
حزبی سالم و دمکراتیک که هر مشکلی در
آن امکان چارهجویی منطقی و اصولی
میتواند داشته باشد را در اذهان از
خود به جای گذاشته است.
این تصویر از ادعای بی پایه مبتنی بر
خودستایی و مدال به سینه خود آویختن
رهبران و دستاندرکاران این حزب به
جامعه داده نشده، بلکه حاصل مشاهدات
عینی خودشان از امتحان پس دادنهای
کومهله در کوران مبارزه، در
تندپیچهای تاریخی و نحوه بیرون آمدن
این تشکیلات از بوتههای آزمایشی است
که در میدانهای مختلف و متنوع مبارزه
سخت و پیچیدهی چند دههی اخیر بر سر
راه فعالیتهای آن قرار گرفته است.
در حزبی با این پیشینه و با این غنای
تجربی حتی در عرصه اختلافات و مبارزه
درون تشکیلاتی، امر پیشبرد یک مبارزه
درون حزبی چرا باید با این سرعت و در
عرض چند ماه از همکاری و مشارکت طرفین
اختلاف در کمیتهها و کمیسیونهای
حزبی، به درگیری فیزیکی میان اعضا و
پیشمرگان آن بکشد؟ چه منطقی میتواند
تا این درجه سقوط را توجیه کند؟
جناح اپوزیسیون درون کومهله، علت را
در نبود فضا و مناسبات دمکراتیک درون
تشکیلاتی، استفاده رهبری کومهله از
ابزارها و اهرمهای تشکیلاتی برای بستن
دهان و شکستن قلم منتقدین، قلعوقمع
مخالفین و دلایلی از این قبیل ذکر
کردهاند. مروری گذرا بر اتفاقاتی که
در مناسبات جریان اپوزیسیون با خط
رسمی کومهله در عرض یکسال گذشته_ از
کنگره یازدهم کومهله تا به امروز _
روی داده است، دادههای کافی برای
قضاوت درباره مشکلات فعلی کومهله و
تجزیه و تحلیل آن بدست میدهد، در عین
حال معیاری برای مقایسه ادعاهای جریان
اپوزیسیون با عملکردهای واقعی آنها،
سنجش صحت و سقم این ادعاها، و از این
طریق تشخیص ماهیت واقعی این جریان
است. مقطع برگزاری کنگره یازدهم
کومهله از آن جهت اهمیت دارد که از
یک طرف سرآغاز برملاشدن نقشههای
پنهانی جریان اپوزیسیون و برگشتن ورق
به ضرر آنها در درون تشکیلات، و از
طرف دیگر مقطعی بود که در آن وجود
اختلافات درونی در کومهله مرزهای
تشکیلاتی را پشت سرگذاشت و در خارج از
حزب انعکاس یافت.
کنگره یازدهم کومهله آذرماه سال
گذشته (نوامبر
2006)
برگزار شد. جناح اپوزیسیون از مدتها
قبل برای این کنگره به شیوه خودشان
"تدارک" جدی دیده بود. این تدارک به
شیوهی سالم و اصولی از طریق بیان
نقطه نظرات و دیدگاههایشان، ارائه
راهحلها و پیشنهادات سازنده برای طرح
در کنگره و از این طریق جلب حمایت و
پشتیبانی اعضا نبود، بلکه از حدود
یکسال و نیم قبل از کنگره بطور پنهانی
و با بهرهگیری از شیوههای ناسالمی
که ذکر جزئیات آن در این نوشته
نمیگنجد، برای خودشان یک تشکیلات
زیرزمینی در کومهله ایجاد کرده
بودند. در این مدت از طریق جلسات
پنهانی و محافل شبانه، و با روشهای
ناسالم از قبیل شخصیت شکنی،
دشمنتراشی، ناراضیتراشی، تهدید،
وعده و وعید و نظائر اینها، تلاش
بسیار کرده بودند که جمع هرچه بیشتری
از اعضا را به دور خود گردآورند تا
بتوانند در هنگام انتخابات نمایندگان
کنگره، سهم بیشتری از این نمایندگان
را به خود اختصاص دهند و از این طریق
موقعیت قابل اتکاتری در کمیته مرکزی
منتخب این کنگره بدست بیاورند و حتی
به خود وعده پیروزی در این کنگره را
داده بودند.
قبل از انتخابات نمایندگان کنگره و از
طریق برگزاری چند سمینار رسمی و آزاد
درون حزبی، مسائل تا حدود زیادی با
اعضا در میان گذاشته و در نتیجه
طرحهای آنها که از هیچ پایه سیاسی و
حقانیت تشکیلاتی برخوردار نبود به
درجات زیای خنثی شد، در نتیجه بسیار
کمتر از آنچه انتظارش را داشتند و
برایش تلاش کرده بودند، توانستند
نماینده به کنگره بفرستند. در جریان
جلسات کنگره نیز تحلیلها، نقطه نظرات
و بحثهائی که پیرامون مشکلات و مسائل
مورد اختلاف درون تشکیلاتی مطرح
نمودند، مورد انتقاد جدی کنگره قرار
گرفت و با قاطعیت رد شد. در مجموع ورق
طوری به ضرر آنها برگشته بود که در
جلسات پایانی کنگره و به هنگام
انتخاب کمیته مرکزی جدید برای
کومهله، هیچکدامشان خود را برای
احراز این موقعیت کاندید نکردند و
تحریم و مقاومت منفی را بر قبول نتائج
انتخابات ترجیح دادند. باوجود اینها
به منظور جلوگیری از دودستگی و قطبی
شدن تشکیلات بر پایه مباحث ناکافی و
تبیین نشده و موضعگیریهای زودرس، به
منظور دادن فرصت بیشتری برای طرح
بحثهای واقعی و محتوائی و به خاطر
احساس مسئولیت در مورد وحدت کومهله و
تأمین مشارکت طیف هرچه فراگیرتری از
رفقا در رهبری کومهله، رفقای اکثریت_
که کاملا در موقعیت بالادست هم قرار
داشتند_ پیشنهادی را مبنی براینکه: در
این کنگره از انتخاب کمیته مرکزی جدید
صرفنظر کنیم و به جای آن کنگره بعدی
کومهله یعنی کنگره دوازدهم را در عرض
حداکثر یک سال آینده برگزار نماییم،
پذیرفتند و به این ترتیب با مقدم کردن
وحدت حزبی از حق کاملا دموکراتیک خود
صرفنظر کردند. قرار شد در این فاصله
مسائل و مباحث مورد اختلاف بتواند به
روشنی در تشکیلات طرح شده و به بحث و
بررسی گذاشته شود و کمیته مرکزی فعلاً
موجود (که منتخب کنگره قبلی بود) بدون
تغییر تا کنگره دوازدهم به کار خود
ادامه دهد. این پیشنهاد با اکثریت
بسیار بالایی مورد قبول کنگره قرار
گرفت.
در راستای این پیشنهاد، بعد از کنگره،
در اولین پلنوم کمیته مرکزی کمیسیونی
برای تدارک سیاسی کنگره دوازدهم و
هدایت مباحثات پیرامون مسائل مورد
اختلاف در درون تشکیلات، انتخاب
گردید. نقشه عمل دقیق و مرحله بندی
شدهای که مورد توافق جناح اپوزیسیون
نیز بود، در این پلنوم تدوین شد و به
اتفاق آراء به تصویب رسید و نفرات
اصلی جناح اپوزیسیون (آقایان عمر
ایلخانیزاده و رضا کعبی) نیز جزو
اعضای این کمیسیون انتخاب شدند.
جناح اپوزیسیون بعد از کنگره، به جای
طرح و بررسی نظرات و بحثهای خود و
نوشتن و سمینار گرفتن که مرتبا از طرف
کمیته مرکزی تشویق میشد، بنای
ناسازگاری تشکیلاتی، کارشکنی در انجام
وظایف و اخلال در ارگانهای حزبی را
گذاشتند و ابدا سراغ بحثهای نظری و
سیاسی را هم نگرفتند. در همین پلنوم
بعد از کنگره، به هنگام انتخاب اعضای
دفتر سیاسی، آقایان رضا کعبی و عمر
ایلخانیزاده که قبلاً
عضو دفتر سیاسی کومهله بودند، یکی
نگران از اینکه ممکن است در این
انتخابات رای نیاورد و دیگری با وجود
اصرار رفقای کمیته مرکزی و به عنوان
ادامه سیاست تحریم و فشار تشکیلاتی،
از کاندید شدن برای دفتر سیاسی امتناع
ورزیدند و کسانی دیگر برای این پست
انتخاب شدند. اما بعد از انتخاب دفتر
سیاسی جدید، خود و طرفدارانشان چنان
پیراهن عثمانی از انتخاب نشدنشان برای
این پست ساختند که هنوز هم تبلیغات
پیرامون آن و ادعای اینکه حذفمان
کردند خاتمه نیافته است. طوری ادعا
میکنند که "حذف"مان کردند که انگار
انتخابات در این حزب نباید معنی واقعی
داشته باشد و یا اینکه این موقعیت
برای ایشان مادام العمر بوده و یا عدم
انتخاب یک فرد برای یک دوره در دفتر
سیاسی باید غیرممکن باشد. در حالیکه
در کومهله همیشه چنین بوده که
رفقایی که برای احراز موقعیتی کاندید
شده ولی رأی کافی نیاوردهاند، هیچگاه
به گروکشی و باجخواهی متوسل نشده و
پابند این بودهاند که نتائج
انتخابات را با گشادهروئی بپذیرند.
ضمنا یادآوری میشود در همین پلنوم بود
که به اتفاق آراء تاریخ برگزاری کنگره
دوازده تعیین شد و به این ترتیب برای
دومین بار دوستان شرکت در کنگره را در
برنامه کار خود داشتند.
چوب لای چرخ فعالیت ارگانهای حزبی
گذاشتن، سیاست رسمی آنان بعد از کنگره
یازده بود، این عملکرد را در همه
ارگانهایی که آنها در آن دارای نفوذی
بودند و به هر نسبتی که توان و امکان
آنرا داشتند، از آنان مشاهده کردیم.
از نمونههای کارشکنی و اخلال در کار
ارگانهای حزبی که در ابعاد خارج از
تشکیلات قابل مشاهده و قضاوت است،
جاروجنجالی بود که کمیته اسکاندیناوی،
زمستان سال گذشته در تشکیلات خارج
کشور به راه انداخت و وضعیتی بود که
قبل از سرقت امکانات استودیوی سوئد در
تلویزیون روژههلات پیش آورده بودند.
آنها با در پیش گرفتن این سیاست
میخواستند نشان دهند که در صورت
برآورده نشدن خواستههایشان، قدرت فلج
کردن تشکیلات را دارند و از این طریق
میخواستند از کومهله باجگیری کنند.
این باجگیریها را چند ماه بعد در
جلسات رسمی مذاکره در درخواستهای
دیگری مطرح کردند از قبیل اینکه در
کنگره دوازدهم باید کمیته مرکزی را از
طریق توافق قبلی روی یک لیست تعیین
نمود و سپس دفتر سیاسی را نیز به همین
ترتیب براساس همین گونه سازشها، از
پیش مورد توافق قرار داد که طبیعی است
در این حالت نه انتخابات آزاد و نه
کنگره حزبی و مشارکت اعضا و نمایندگان
آنها در تعیین سرنوشت کومهله محلی از
اعراب نمیداشت. جالب است یادآوری کنیم
که حضرات در عین حال در انظار عمومی
از موعظه در مورد رفرم و مدرن کردن
ساختارهای حزبی هم غافل نمیماندند!!.
باری، وقتی در پیشبرد این روشها آنطور
که خود انتظار داشتند توفیق حاصل
نکردند، چهار ماه بعد و در پلنوم دوم
کمیته مرکزی، یک گروهبندی درون حزبی
غیراساسنامهای را در حزب تشکیل
دادند. در این پلنوم بنام "اقلیت
کمیته مرکزی کومهله" اعلام موجودیت
کردند اما عملکرد واقعی آنها در
تشکیلات، کارکردن به شکل یک حزب در
حزب تمام عیار بود. آنها هدف خود از
ایجاد این اقلیت را رفرم واصلاحات در
کومهله اعلان کردند اما تنها چیزی که
در این مدت مطلقاً
سراغش را نگرفتند، همان رفرم و
اصلاحات بود.
با اعلام این اقلیت در کومهله به جای
اینکه کار در کمیسیون تدارک کنگره را
جدیتر دنبال کنند، به بیان نقطه نظرات
و دیدگاههایشان برای تشیکلات
بپردازند، راه حلها و پروژههایشان
برای اصلاحاتی را که ادعایش میکردند،
به تشکیلات ارائه دهند و پیگیرانه خود
را برای کنگره که بالاترین مرجع
سیاستگذاری و تصمیم گیری در حزب است و
بیش از چندماهی به برگزاری آن باقی
نمانده بود، آماده کنند، همان سیاستی
را ادامه دادند که از چند ماه قبل در
پیش گرفته بودند: به لحاظ عملی کار
تخریب فعالیتهای حزبی و فلج کردن
تشکیلات را با شدت و حدت بیشتر ادامه
دادند و به لحاظ تبلیغی در سطح انترنت
و نشریات و روزنامههای غیر حزبی
کوشیدند چهرهای کریه از مناسبات
تشیکلاتی کومهله نشان دهند. در این
خصوص هیچ مرزی از اخلاق و پرنسیپ
سیاسی را رعایت ننمودند:
o
از نبود دمکراسی درون تشکیلاتی و
ایجاد محدودیت در بیان نظرات و عقاید
و ممنوعیت انتقاد در سیستم تشکیلاتی
کومهله دم زدهاند، در حالیکه خود در
نوشتهها و مصاحبههایشان هرچه بر
قلمشان جاری شده و هرچه بر زبان آمده
به کومهله و دست اندرکاران کومهله
نسبت دادهاند(1)
o
از ممانعت از دگراندیشی و اعمال فشار
بر اندیشهی نو در کومهله سخن به
میان آوردهاند. آنها صدها صفحه اتهام
و لجن پراکنی و حتی بدوبیراه شخصی
علیه کومهله و رهبران و ارگانهای
کومهله سیاه کردهاند بدون اینکه
کوچکترین نشانهای حتی در حد تیتر و
عنوان از آن تازههایی که به کومهله
آوردهاند، در هیچ کجای ادبیات و
اظهارنظرهای آنان به چشم بخورد. آیا
این دوستان میتوانند گالیلههایی را
که در برابر دستگاه تفتیش عقاید
کومهله با پا دایره روی زمین
میکشند، به جامعه معرفی کنند؟
o
اتهام قبضه کردن اختیارات و ارگانهای
اصلی کومهله در دست عدهای را
زدهاند، درحالی که خود تا آستانه
انشعاب از کومهله در اصلیترین
ارگانهای کومهله پست و مسئولیت در
سطح بالا را داشتهاند.
o
از وجود مناسبات مجاهدینی در کومهله
میگویــــند ولی خود به طور رسمی و در
سر میز مذاکره درخواست تعیین کمیته
مرکزی و دفتر سیاسی کومهله را با
توافق طــرفین اختلاف_ نه از طریق
انتخابات و رای نمایندگان کنگره_ مطرح
میکنند.
o
اطلاعات و اسرار درونی کومهله را در
اختیار عدهای قلم به دست معلوم الحال
قرار دادهاند تا از آنها شخصیت و
صاحبنظر سیاسی بتراشند و
انتقامجوییهای سیاسی آنان از کومهله
را ملاک پشتیبانی اجتماعی از خود قرار
دهند.
o
...
o
...
در هرچه کریهتر نشان دادن مناسبات
تشکیلاتی کومهله "روش گوبلز"(2)
را در پیش گرفتند. در نوشتههایی که
منتشر کردند که از هیچ تحریف، تهمت،
خلاف حقیقت گویی، شانتاژ و عوامفریبی
ابا نکردند.(3)
آنها از این کار هدف معینی را تعقیب
میکردند. آنان با پرچم رفرم و اصلاحات
در کومهله به میدان آمده بودند اما
در دنیای واقعی هیچ ایدهای برای رفرم
در کومهله نداشتند و ندارند که به
جامعه ارائه دهند. اگر آنها موفق
میشدند تصویر کریهی را که در تبلیغات
خود از کومهله به دست دادهاند به
افکار عمومی بقبولانند، پذیرفتن اینکه
حزبی با چنین مناسباتی احتیاج مبرم به
اصلاحات در سیستم خود دارد، توضیح و
استدلال زیادی نمیخواست، در نتیجه
میتوانستند اصلاح طلبی خود را بدون
اینکه توضیح چندانی درباره مضمون و
محتوای این اصلاحات بدهند، به تایید
دیگران برسانند و نفوذ و اعتباری برای
خود بدست آورند. آنها این راه را در
پیش گرفتند.
از زمان اعلام موجودیتشان بعنوان
اقلیت کمیته مرکزی در کومهله تا به
امروز، به غیر از یک نوشته چند
صفحهای نامنسجم و بی سروته که به
منظور بیان دیدگاهها و مواضعشان در
اوایل کار منتشر کردند، حتی یک کلمه
در توضیح مضمون اصلاحاتی که وعدهاش
را دادهاند، بیان ننمودهاند در
حالیکه دنیا را از ضرورت اصلاحات در
کومهله پر کردهاند.
جریان اپوزیسیون با این روشها به
برگزاری کنگره دوازدهم نزدیک میشد.
کنگره مرجع نهایی اینگونه
سیاستگزاریها و تصمیمگیریها در حزب
است. در آنجا نقطه نظرات، راه حلها و
پیشنهادها به معرض قضاوت و سپس رای
نمایندگان تشکیلات گذاشته میشود و
آنچه کنگره تصمیم بگیرد برای همه لازم
الاجرا است. آنان جرات نکردند خود را
به محک این آزمایش بزنند. نه بحثی
برای گفتن داشتند و نه طرحی برای
ارائه به کنگره، به علاوه اگر
بهعنوان یک اقلیت حوزههای انتخاباتی
مستقل خود را نیز تشکیل میداده و بر
اساس آن نماینده به کنگره
میفرستادند، همانطور که کمیته مرکزی
چندین بار این حق را به آنها داد، وزن
واقعی آنها در تشکیلات معلوم و همه
ادعاهای آنها در این مورد افشا میشد.
اما در این فاصله دوستان طرف سوم
پادرمیانی کرده و برای ایجاد وحدت
مجدد در کومهله پا پیش گذاشتند. در
مذاکراتی که با حضور دوستان طرف سوم
صورت گرفت سرانجام برروی منحل کردن
اقلیت، دست برداشتن از مشاجرات
انترنتی، تعهد به ضوابط حزبی و غیره
توافق نموده و سندی را در این مورد
امضا کردند و از جمله یک بار دیگر در
قبال شرکت در کنگره دوازدهم متعهد
شدند.
برای اینکه اقلیتهای تشکیلاتی بتوانند
با وزن واقعی خود در کنگرهها شرکت
کنند، در اساسنامه کومهله این حق
برای آنها در نظر گرفته شده که به
هنگام انتخاب نمایندگان کنگره،
حوزههای مستقل انتخاباتی تشکیل دهند.
حق تشکیل حوزههای انتخاباتی مستقل
برای این اقلیت نیز، جزو بندهای آیین
نامه برگزاری انتخابات نمایندگان
کنگره دوازدهم نوشته شده بود، آنها
خود با این استدلال که در حال انحلال
این اقلیت هستیم و چشم انداز توافق را
در این زمینه روشن میبینیم و در صورت
توافق، حوزههای مستقل انتخاباتی
موضوعیتی نخواهد داشت، خواستار حذف
این بند از آیین نامه برگزاری
انتخابات نمایندگان کنگره شدند.
مذاکرات به نتیجه رسید و آنها توافق
کردند که اقلیت اعلام شده را منحل
کنند و این توافق طی اطلاعیهای از
طرف کمیته مرکزی کومهله_ که مورد
تایید آنان نیز بود_ رسماً
اعلام شد. آیین نامه برگزاری انتخابات
کنگره نیز بین اعضا توزیع گردید و
انتخابات نمایندگان کنگره پروسهی
عادی خود را آغاز کرد. اما آنان که از
میزان آرائی که میتوانستند به دست
آوردند سخت نگران بودند، شروع به
غرولند در مورد کنگره و ضرورت عقب
انداختن آن برای تأمین وحدت و همدلی
بیشتر در کومهله!! کرده و نهایتا زیر
همه توافقات زده و حتی از اعلام رسمی
انحلال اقلیت نیز سرباز زده و بالأخره
یک روز قبل از برگزاری انتخابات
نمایندگان کنگره اطلاعیه بیرونی صادر
کرده و اعلام کردند که اقلیتی را که
تشکیل داده بودند منحل نکردهاند و
انتخابات نمایندگان این کنگره را نیز
تحریم خواهند کرد. انتخابات برگزار و
نمایندگان کنگره تعیین شدند.
در فاصله کوتاهی که به آغاز کار کنگره
باقی مانده بود هیئتهای مختلفی از
شخصیتهای سیاسی منفرد و احزاب و
جریانات کردستان برای پا درمیانی و حل
مشکل به اردوگاههای کومهله آمده و
مذاکراتی را با هر دو طرف انجام
دادند. همه این هیئتها بلااستثنا
تحریم انتخابات کنگره از طرف جناح
اپوزیسیون را غیرمنطقی دانسته و
خواهان شرکت آنها در این کنگره شدند.
درخواست و شرط اپوزیسیون برای مشارکت
در کنگره در این مذاکرات این بود:
کمیته مرکزی و دفتر سیاسی کومهله را
قبل از تشکیل کنگره در سر میز مذاکره
و در توافق با همدیگر _ نه بر اساس
رای نمایندگان کنگره _ برگزینینم و
تازه ميخواستند برای آنان سهمی کاملا
غیرواقعی نیز درنظر بگیریم. (4)
آنها به دقت از میزان نفوذ خود در
میان اعضا و وزن واقعیشان در تشکیلات
خبر داشتند و در صورت شرکت در کنگره
هیچ راهی برایشان باقی نمیماند جز
اینکه مانند هر اقلیت مسئول و پابند
به موازین دموکراسی به سهمی واقعی که
در کنگره پیدا میکردند قناعت نمایند.
تحریم کنگره هرچند یک پیمانشکنی
آشکار و با عذری کاملاً
ناموجه بود، اما این حسن را برایشان
داشت که از این طریق و از طریق
طومارهای قلابی و آمارهای ساختگی و
دلبخواهی(5)،
میزان نفوذ و وزن واقعیشان در
تشکیلات را برای افکار عمومی تا حدودی
مبهم نگه دارند. تنها با چنین ترفندی_
و البته با چاشنی درجه بالایی از عدول
از پرنسیپهای کومهله_ آنها
میتوانستند چنان مطالبات غیردموکراتیک
و عشیرهای را بر سر میز مذاکره مطرح
کنند. طبیعی بود چنین درخواستهایی در
فرهنگ حزبی کومهله نمی توانست محلی
از اعراب داشته باشد و با وزن واقعی
آنهای نیز کوچکترین تناسبی نداشت.
آنها نیز خود این را میدانستند و چه
بسا که عمدا پیشنهادهای کاملا غیرقابل
قبولی را مطرح میکردند تا هیچگونه
توافقی به دست نیاید. به این ترتیب
کنگره دوازدهم کومهله باوجود تشویقها
و دعوتهای مکرر رهبری کومهله بدون
حضور آنان برگزار شد.
وقتی آنها از این راه نیز توفیقی حاصل
نکرده و از برگزاری کنگره اطمینان
پیدا نمودند، روش دیگری در پیش
گرفتند. کوشیدند با ایجاد تشنج و نا
آرامی در اردوگاههای کومهله که محل
برگزاری کنگره بود، وضعیتی بیافرینند
که برگزاری کنگره عملاً
غیر ممکن بشود. به این منظور دست به
یک رشته اقدامات خرابکارانه زدند:
o
مشروبخواری کرده و اسلحه بر دوش در
دستههای کوچک و بزرگ در اردوگاه گشت
میزدند، تجمعات نالازم به وجود
میآوردند و حرکات و رفتارهای تحریک
آمیز از خودشان نشان میدادند تا فضای
رعب و وحشت ایجاد کنند یا کار به
درگیری و تشنج بکشد.
o
تعدادی از سلاحهای سازمانی یکی دو تا
از مقرهای کومهله را به سرقت بردند.
o
زمان و مکان دقیق برگزاری کنگره را که
به دلایل امنیتی در تمام کنگرههای
تاکنونی کومهله با حساسیت و وسواس
کامل همیشه مخفی نگه داشته شده است،
به انترنت دادند و روزانه گزارشهایی
در این رابطه در انترنت و برخی
روزنامههای کردستان عراق پخش
میکردند.
o
با دستبرد زدن به استودیوی تلویزیون
روژههلات در سوئد، تلویزیون را از
کار انداختند.
o
یکی دوشب بعد، دیرهنگام اقدام به وارد
شدن به استودیوی دیگر تلویزیون در
اردوگاه مرکزی به منظور دزدیدن یا از
کار انداختن دستگاههای آن کردند که
کشف شد و نافرجام ماند اما تشنجی بزرگ
را به همراه داشت که با تلاش و
هوشیاری بسیار تحت کنترل در آمد و از
بروز یک فاجعه جلوگیری شد.
کنگره دوازدهم در چنین فضایی و در
چنین شرایطی برگزار شد و به کار خود
خاتمه داد. حفظ امنیت، جلوگیری از و
یا کنترل تشنجاتی که به راحتی
میتوانست در اردوگاههای پیشمرگان مسلح
به فاجعهای تبدیل شود، در عین حال
پیشبرد منظم و پیش بینی شده کار
کنگره، درجه بالایی از دقت، هوشیاری،
دور اندیشی و احساس مسئولیت، قاطعیت و
مدارای همزمان، همه جانبهنگری و...
را لازم داشت که رعایت توأمان همه
این فاکتورها باهم کاری در حد راه
رفتن و حفظ تعادل روی طناب بود. اما
رهبری و کادرها و پیشمرگان کومهله به
بهترین نحو از عهده این مهم برآمدند و
کنگره بهطور موفقیتآمیز به کار خود
پایان داد.
اقدامات خرابک& |