|
چشمانداز سیاسی آینده
و ضرورت شکلگیری اتحاد بزرگ دموکراسیخواهی در ایران
تحولات سیاسی گستردهای که در ماههای اخیر خاورمیانه را درنوردیده،
از لحاظ دامنه و پیامدهای آن چه بسا در یک صد سال اخیر بیسابقه
بوده است. این تحولات در محتوای خود انقلابهای نوینی هستند در
راستای نفی دیکتاتوری و علیه فساد و بیعدالتی اجتماعی که آزادی،
دموکراسی و حقوق شهروندی، استقرار
عدالت اجتماعی و نظامهای شفاف و پاسخگو را طلب میکنند. این
جنبشها، برخلاف اسلام سیاسی سالهای اخیر و نیز برخلاف ناسیونالیسم
عربی دهههای گذشته معطوف به بیگانهستیزی و تمرکز بر «دشمن خارجی»
نیست بلکه پیش از هرچیز معطوف به حل مشکلات داخلی از قبیل عدالت
اجتماعی، دموکراسی و توسعه اقتصادی است.
ما از همان ابتدا از این جنبشها به گرمی حمایت کرده و آنها را برون
رفتی از دور باطل ارتجاع، استبداد، عقبماندگی و نیز تروریسم و
اسلام سیاسی افراطگرا در خاورمیانه میدانیم و برآنیم که سرانجام و
پس از تأخیری طولانی و دردناک امواج دموکراسیخواهی دارد خاورمیانه
را نیز فرامیگیرد. ما در عین حال نسبت به خطر دوباره ظهور
عامهگرائی و اسلامگرائی انحصارطلبانه و گذشتهگرایانه هشدار
میدهیم و برآنیم که سوق یافتن جنبشهای جهان عرب و خاورمیانه به سوی
چنان مفاهیم و شعارهائی درواقع به معنای تحریف محتوای خواستهای
مردم آزادیخواه بوده و تنها میتواند مجددا منطقه را به قهقرا
بکشاند و یک بار دیگر این جوامع را در شعارهای متعصبانه
بیگانهستیز که برای دههها کاراترین سلاح در دست حکومتهای نامنتخب
و غیرپاسخگو و عوامفریب برای انحراف افکار از مشکلات داخلی واقعی
این کشورها بوده است غرق کند.
مردم سوریه در شش ماه اخیر با شهامت و پایداری تحسینبرانگیزی در
مقابل رژیم سرکوبگر بشار اسد ایستادگی کرده و علیرغم بیرحمیهای
رژیم سفاک اسد و تحمل تلفات سنگین انسانی کماکان بر خواست خود مبنی
بر تغییر رژیم پافشاری میکنند و بتدریج پشتیبانی جهان خارج را نیز
به سوی خود جلب میکنند. آنچه مسأله سوریه را بویژه برای آینده
ایران از اهمیت برخوردار میسازد، رابطه استراتژیک تنگاتنگی است که
رژیم جمهوری اسلامی ایران با رژیم دیکتاتوری سوریه داشته و دارد.
سرکوبگران مردم ایران در دفاع از رژیم دیکتاتوری اسد و دادن کمکهای
اطلاعاتی و نظامی و تسلیحاتی و مالی به آن برای سرکوب مردم سوریه
از هیچ تلاشی فروگذار نکردەاند، چرا که خوب میدانند سقوط رژیم اسد
تا چه حد برگشت دوباره جنبش دموکراسیخواهی خاورمیانه به سوی ایران
را تسهیل خواهد کرد.
جنبش مردمی بزرگی که در اعتراض به تقلب بزرگ انتخاباتی بیش از دو
سال قبل سربرآورد، آغاز دوره جدیدی در حیات سیاسی ایران و در
مبارزه علیه رژیم جمهوری اسلامی بود. این جنبش گرچه در زیر فشار
سرکوبهای شدید نیروهای سرکوبگر رژیم از یکسو و ناروشنیها و تزلزلات
رهبری و محدودیتهای اجتماعی و سیاسی خود نتوانست به یک جنبش سراسری
پیروزمند برای تغییر نظام فرا روید، اما جنبشی بود که هم صفوف
حاکمیت و هم صفوف مردم را دچار تحولات جدی کرد.
از طریق این جنبش و گسترش آن در جریان عمل بود که بنبست
فلجکنندهای که سالها اصلاحطلبان حکومتی بر هرگونه جنبش
حقطلبانه و دموکراسیخواهانه ایران تحمیل کرده بودند، شکسته شد و
زهر توهماتی که طی سالها در این جنبشها تزریق میشد از تن کرخت
جامعه و نسل جدید آن رخت بربست و به چالش کشیدن یک انتخابات به
چالش نظام حاکم و بنیادهای آن تبدیل شد. جنبش سبز قدرت و توان آن
را نیافت که نظام را به زیر بکشد، اما ارزشها و بنیادهای نظری و
سیاسی این نظام را در ذهن میلیونها نفر فروریخت. در روند تجربه
عملی این جنبش و رشد و تکامل آن بود که میلیونها نفر از مردم
توانستند پایه نظام یعنی ولایت فقیه را علنا آماج بگیرند، سقوط
دیکتاتوری را فریاد بزنند، جدائی دین از دولت را بخواهند، ارکان
سیاست خارجی رژیم حاکم را که در عین حال طی سه دهه عامل به بند
کشیدن معنوی مردم ایران بوده است به چالش کشند و به این ترتیب نشان
دهند که هیچکدام از بنیادهای این نظام را برنمیتابند.
بدین ترتیب، جنبش سبز با وجود همه محدودیتهای زیانبار آن، به یمن
تودههای شرکتکننده و فعالان میدانی آن و بویژه نسل جوان و زنان،
کارکرد جنبشی توهمشکن به خود گرفت، جنبشی در خدمت ایجاد شفافیت
سیاسی و نظری، جنبشی که بیداری سیاسی به بار آورد و تغییر نظام را
نه فقط در میان احزاب اپوزیسیون بلکه در میان محافل وسیع فعالان
جنبش در داخل کشور به گفتمان اصلی تبدیل کرد. جنبش دموکراسیخواهی
آتی ایران تحت هر نامی که ظهور کند باید از محدودیتها و ضعفهای
جنبش پیشین گذر کند و شعار تغییر نظام، نفی ولایت فقیه و حاکمیت
دینی، الغای قانون اساسی جمهوری اسلامی و برقراری یک حکومت مبتنی
بر دموکراسی، تکثر و موازین حقوق بشر را بر پرچم خود بنویسد.
از سوی دیگر، گرچه حاکمیت از عهده سرکوب جنبش دموکراسیخواهی در این
مرحله برآمد، اما بهای بسیار سنگینی برای آن پرداخت. مشروعیت نظام
بیش از همیشه زائل شده، طشت رسوائی آن دیگر از بام تمام جامعه
ایران افتاده، اختلافات درونی حاکمیت بیش از پیش تشدید شده و حتی
به مرحله خطرناک و تهدیدکنندهای رسیده است، اعتبار ولایت فقیه و
شخص خامنهای بیش از پیش از بین رفته و ریزشهای درونی فراوانی در
درون نظام ادامه یافته است. دریک کلام، تزلزل و تشتت و عدم انسجام
همچون خوره ارکان نظام حاکم را فراگرفته و یکی از شرائط ضروری
فروپاشی نهائی آن را دارد آماده میکند. در عرصه بینالمللی نیز
جنبش دموکراسیخواهی اخیر در ایران دورنمای تغییر نظام حاکم را بیش
از پیش در برابر نگاههای جامعه بینالمللی آشکار کرد و به یکی از
علل تشدید فشارهای بینالمللی و تغییر مکان حقوق بشر در ایران از
حاشیه به مرکز تبدیل شد.
امروزه گرچه جنبش سرکوب شده و بساط اختناق و سرکوب و دروغ توسط
نیروهای امنیتی و سرکوبگر رژیم حاکم بشدت برقرار است، اما وضع فعلی
حکم آتش زیر خاکستر را دارد و هر آن میتواند در اثر هر
رویدادی به فوران مجدد نارضایتیها و عروج جنبشهای بزرگ علیه
حاکمیت منجر شود. نابسامنی اقتصاد و دورنمای تیره آن، افول موقعیت
منطقهای، تشدید فشار بینالمللی همگی این رژیم را بیش از پیش
فرسوده و آسیبپذیر کرده و در صورت سربرآوردن مجدد جنبشهای اعتراضی
رژیم را از توان مقابله بالنسبه کمتری برخوردار میسازد.
با توجه به همه موارد فوق، پلنوم دوم کمیته مرکزی کومهله بار دیگر
بر ضرورت و مبرمیت شکل دادن به یک ائتلاف یا اتحاد بزرگ
دموکراسیخواهی تأکید میکند و بر آن است که تغییر نظام، الغای قانون
اساسی جمهوری اسلامی، نفی حاکمیت دینی و جدائی دین از دولت و
استقرار حکومتی بر مبنای دموکراسی و موازین جهانی حقوق بشر باید
مبنای تشکیل چنین اتحادی باشد. حزب کومهله کردستان ایران تأکید
میکند که رفع تبعیض علیه ملیتها و برسمیت شناختن خواستهای برحق
آنان نیز باید جایگاه شایسته خود را در گفتمان دموکراسیخواهی
ایران پیدا کند. ما برآنیم که فدرالیسم به عنوان مناسبترین ساختار
حکومتی برای آینده ایران تضمین بمراتب بیشتری برای دموکراتیزه کردن
نظام سیاسی آینده ایران خواهد بود، حقوق خلقهای گوناگون و مشارکت
آنها در اداره امور را تامین میکند و نیز بهترین راه حفظ وحدت
ایران و همبستگی مردم آن را فراهم میسازد و لذا باید بیش از پیش از
صورت تابو خارج و به شکل راه حل واقعی برای آینده ایران شناخته
شود. حزب کومهله کردستان ایران بر لزوم مشارکت جدی خلق کرد و
نیروهای سیاسی آن در چنین اتحادی پای میفشارد و معتقد است که جنبش
حقطلبانه خلق کرد با تجربیات و ظرفیتهای آن میتواند پشتوانه
نیرومندی برای یک اتحاد بزرگ دموکراسیخواهی در ایران باشد.
پلنوم دوم کمیته مرکزی حزب کومهله کردستان ایران
مهرماه ١٣٩٠، سپتامبر ٢٠١١
|