كومه‌له - سازمان انقلابي زحمتکشان کردستان ايران
كمیته مركزی كومه‌له

Komala Party- Iranian Kurdistan
Central Committee

پیام کمیته مرکزی کومه­له

به مناسبت 26 بهمن، روز کومه­له

 

هر ساله در چنین ایامی، در سراسر شهرها و روستاهای کردستان، در اردوگاه­های کومه­له در کردستان عراق، در کشورهای مختلف در اروپا و کانادا و آمریکا و استرالیا، جنب و جوش گسترده­ای را شاهد هستیم که توده­های وسیع مردم کردستان، دوستداران جنبش انقلابی و آزادیبخش در کردستان و مدافعان رهایی خلق­ها از ستم و زورگویی و مبارزان راه عدالت و آزادی و برابری، با بر پایی مراسم­های بزرگ و کوچک، نیمه علنی و آشکار، پخش تراکت و پوستر، حضور بر مزار رفقای جان باخته، پخش شیرینی و شادی، سالروز کومه­له را گرامی می­دارند، به بازبینی فعالیت­های کومه­له   می­پردازند و برای آینده­اش تدبیر   می­اندیشند.

دیر زمانی است که روز کومه­له از جشن و سالگرد یک حزب سیاسی، به حرکتی توده­ای و به رمز مقاومتی گسترده تبدیل شده است. کومه­له چنان با آرزوها و بلندپروازی­های مردم، محرومان و یک ملت ستمدیده و سرکوب شده  عجین گشته است، که سالروز حزبش را تنها نمی­تواند در سالن­های در بسته حزبی برگزار کند. نام بنیانگذار جانباخته "رفیق محمد حسین کریمی"، که بیست و ششم بهمن روز کومه­له روز جان باختن اوست، در کردستان و در میان تمام دوستداران کومه­له و جنبش انقلابی کردستان نامی است آشنا، معتبر و تداعی کننده دوره­ای از انقلاب و مبارزه توده­ای و جانفشانی­های تحسین برانگیز.

امسال در شرایطی به استقبال روز کومه­له آمده­ایم که در بطن تحولات پر تب و تاب کنونی در ایران و کردستان و منطقه، کومه­له بیش از بیش به یک حزب صاحب نفوذ و دارای سیاست شفاف و روشن تبدیل گشته است. توقعات و انتظارات توده­های مردم از کومه­له به­نحو چشمگیری بالا رفته که بیانگر آنست که این حزب بیش از گذشته به صدر رهبری جنبش توده­ای و آزادیبخش در کردستان سوق یافته است. کل کومه­له و فعالیت­هایش در همه وجوه خود، رهبری، کادرها و اعضایش باید در بر آورد شدن این انتظارات همه توان خود را به کار گیرند.

جمهوری اسلامی، به شدت در بحران­های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، منطقه­ای و بین المللی دست و پا می­زند. روی کار آمدن مجلس هفتم و یک کاسه شدن قدرت در جمهوری اسلامی اگر چه برای مقطعی رکود و خاموشی نسبی اوضاع سیاسی را در ایران بدنبال داشت، اما نه تنها نتوانست جمهوری اسلامی را از بن­بست برهاند بلکه به بن­بست­های دیگری کشانده است. نه تنها مسآله نزاع قدرت در درون حاکمیت را خاتمه نداده، بلکه دور جدیدی از جنگ قدرت و نزاع بر سر تقسیم غنایم ثروت در ایران در جریان است روی کار آمدن مجلس هفتم اگر چه پروژه اصلاح طلبی اسلامی از درون حاکمیت را به تمامی کنار نهاد  و  شکست آن را اعلام کرد، اما مبارزه و تلاش مردمی برای اصلاحات بنیادی در این جامعه وارد فاز نوینی شده است. مجلس ظاهراً یکدست شد، اما اختلافات جدیدی در آن سر باز کرده است. عملکرد مافیای اقتصادی و نزاع بر سر تصاحب ثروت­های بادآورده و منابع عظیم نفتی و زیرزمینی مانع از آن است که دستجات رژیم متحد شده و آرام بگیرند. ساختار اقتصادی جامعه که رژیم اسلامی با شعار مستضعفان و جامعه توحیدی وعده اصلاح آن را می­داد، بیش از هر زمان دیگری به نابودی کشانده شده است، تولید در این جامعه  تخریب شده است، برنامه اقتصادی این رژیم، برنامه­های حکومتی نیست که از دوام و بقای خود مطمئن است. اگر حاکمان این رژیم به دوام و پایداری خود ایمان دارند، چگونه است که هیچ گونه چاره­ای برای نظم تولیدی و ارتقای آن و خود کفایی این جامعه ندارند. تنها در آبهای جنوب ایران 27 اسکله غیر قانونی متعلق به مقامات و فرمانده­هان رژیم وجود دارد که سالانه میلیاردها دلار کالای قاچاق و بدون گمرک وارد ایران می­کنند. این در حالیست که کارخانه­ها یکی پس از دیگری نابود می­شوند، ده­ها هزار کارگر از کار می­مانند، حقوق­شان پرداخت نمی­شود و بیکاری گسترده در ایران زندگی خانواده­های فقیر را در خود می­فشارد. فاصله فقر و ثروت هیچ گاه در ایران تا این حد زیاد و گسترده نبوده است. این در حالی است که اقلیتی به راستی ناچیز و وابسته به سران حکومت، آیت الله­ها و آقازاده­ها چنان ثروت­هایی اندوخته­اند که فقط در افسانه­ها مردم آن را شنیده­اند. در کوچه و خیابان­ها و مراکز عمومی همه جا صحبت از ثروت آقازاده­ها، از پروژه­های تولیدی و جاده سازی و اتوبان کشی آقازاده­ها و آیت الله­ها در کشورهای خارجی است. آیت الله­ها و فرماندهان رژیم به راحتی از کنار فقر، فحشا، بیکاری، اعتیاد، از هم پاشیدن خانواده­ها، ایدز و دیگر بیماریها رد می­شوند. بررسی همین وضعیت اقتصادی در ایران امروز کافی است تا نتیجه بگیریم که این رژیم اطمینانی به حضور بادوامتر و طولانی­تر خود در ایران ندارد و به شدت نگران آینده­اش است.

جنب و جوش سیاسی در ایران اگر چه بامجلس هفتم تا حدودی عقب نشست، اگر چه یک کاسه  شدن قدرت راه­ها و مجراهایی را برای رودرویی علنی­تر بست، اما جنبش سیاسی و توده­ای در ایران به مسیر رادیکالتر، کمتر وابسته به منازعات درونی رژیم، شفاف­تر و در عین حال سخت­تر سوق پیدا کرده است. جنبش کارگری در ایران و مطالبات مردم زحمتکش رو به ازدیاد است. این جنبش پتانسیل و توان بالقوه­ای دارد که غیر قابل چشم پوشی است. جنبش زنان برای رهایی و آزادی­های فردی و اجتماعی وسیعتر می­شود. حضور گسترده زنان در عرصه­های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، مطبوعات، سینما، موزیک، فرسنگ­ها با آرزوهای آیت­الله­ها برای رسمیت یافتن ازدواج دختران 9 ساله فاصله دارد. جنبش دانشجویی که در دوره­ای در چنبره سیاست اصلاح­طلبی اسلامی رژیم محصور مانده بود، اکنون رها از این بند، چون تهدیدی نه چندان کم اهمیت، رژیم را نشانه گرفته است. مبارزات و تلاش­های ملت­های محروم و سرکوب شده  ساکن ایران، شفافتر از گذشته نمایان می­شود. سال­های اخیر را به خصوص به نوعی بیداری ملتهای ساکن ایران می­توان نام نهاد. سازمان­ها و تشکل­های مدافع حقوق ملت­ها در آذربایجان، بلوچستان و احواز و ترکمن صحرا یکی پس از دیگری قد علم می­کنند. گذشته از کردستان این­بار جمهوری اسلامی آشکارا در میان این ملت­ها نیز به چالش طلبیده شده است. سیستمی که در پایان قرن بیستم بر آن بود با سیاست شمشیر بادیه نشینهای 1400 سال قبل، ایران رابه زور و خشونت و جنایت متحد نگه دارد، اکنون با مبارزه متحدانه ملیت­های ایران رو در رو است.

در سطح منطقه­ای و بین المللی نیز، اوضاع و روند تحولات چندان به مذاق سران حکومت دینی و مستبد در ایران نیست. امروزه نام حکومتشان با تروریسم عجین گشته و در چند سال اخیر با تلاش برای تولید سلاح­های مرگبار که سران رژیم تنها راه بقای خود را در دستیابی به آن می­دانند، تکمیل گشته است. ایران که در کانون خاورمیانه قرار دارد، بیش از دیگر کشورها مانع تحولات دمکراتیک و ضد جنبش دمکراسی خواهی و آزادی خواهی است. همان­گونه که تحولات سال 57 و روی کار آمدن حکومت اسلامی و دینی در ایران، راه را برای تحول دمکراتیک و پیشرفت در خاورمیانه سنگلاخ نمود، در شرایط کنونی عقب راندن این رژیم و به شکست کشاندن سیاست­ها و الگوی حکومتی­اش، به سرعت راه را برای عمیق­ترین حرکت توده­ای سیاسی در کل منطقه هموار خواهد نمود. جمهوری اسلامی از نظر جهانیان کانون حمایت از تروریسم سازمان یافته، کانون توطئه و ضدیت با هر حرکت دمکراتیک و تامین کننده اصلی منابع مالی و انسانی دستجات ترور و جنایت در منطقه است. این رژیم اگرچه در شکاف قدرت­های اقتصادی و جهانی مانورهایی می­دهد و با تلاش و انرژی فراوان و امتیاز دادن به یکی زمان بیشتری کسب می­کند، اما به نظر می­رسد روند تحولات نهایتاً این رژیم را یاری ندهد. با وجود صرف هزینه­های هنگفت و تبلیغات گسترده، دست جمهوری اسلامی در منطقه نسبت به سال­ها قبل کوتاه و کوتاهتر گشته است. در افغانستان، در حوزه خلیج فارس، در عراق، در کردستان عراق و آسیای میانه، دوری از این رژیم به سیاست نه چندان پوشیده حکومت­ها، احزاب و جریانات مختلف تبدیل شده است.

با این وجود و با تمام تنگناهای جمهوری اسلامی در منطقه و در سطح جهانی، اما آنچه این رژیم را این چنین تضعیف ساخته است، شکست الگوی حکومتی و سیاسی و بنیادهای ایدئولوژیک آن در داخل است. اگر با روی کار آمدن این رژیم در مقطع انقلاب، تحولات عمیق سیاسی و دمکراتیک در ایران و خاورمیانه متوقف شد، اینک عجز و ناتوانی همین رژیم در داخل است که آن­ها را در انظار جهانیان خوار و خفیف ساخته است. واقعیت این است که این رژیم از همان ابتدا با نیازها و آرزوهای مردم این جامعه در تضاد و رودرویی قرار داشت. اما جنایت افسار گسیخته جمهوری اسلامی، شکست سنگین و تراژیک انقلاب 57،  در هم کوبیدن سازمان­های چپ و انقلابی، اعدام­های وسیع و شکنجه­گاه­های مخوف، روند تحولات جهانی و شکست و فروپاشی اردوگاه شرق، مانع از شکل گیری یک آلترناتیو دمکراتیک و صاحب نفوذ در ایران بوده است. به همین دلیل کار و سیاست اصلی مدافعان آزادی، عدالت و رهایی واقعی در شرایط سیاسی کنونی همانا تلاش برای شکل­گیری یک آلترناتیو دمکراتیک و جنبش دمکراسی خواهی است. این کمبود اساسی چشمگیر، یکی از علل روی کار ماندن رژیم اسلامی در ایران است. طرح رفراندوم  اخیر که بار دیگر جنب و جوش تازه­ای ایجاد کرد، به دلایل گوناگون و کمبودهای آشکار نتوانست و نمی­توانست به یک پلاتفرم دمکراتیک ­تبدیل شود. طرح رفراندوم با آلودگی­های سیاسی­ و ناروشنی­ها و غیردمکراتیک بودن محتوایش، می­رود که به حاشیه رانده شود و تب و تاب آن بیش از انتظار فرو خواهد نشست.

کومه­له در تحولات سیاسی در ایران، مدافع شکل گیری جنبش و پلاتفرم دمکراسی خواهی است. قطعنامه کنفرانس هشتم کومه­له با تحلیل درست اوضاع ایران و توازن واقعی نیروهای سیاسی، چنین راهکاری را موثر می­داند. ما در این­باره به تلاش­های خود ادامه می­دهیم و همه نیروهای چپ و آزادی­خواه و انقلابی و دمکرات را حول گرد آمدن یک پلاتفرم دمکراتیک در ایران فرا می­خوانیم.

در کردستان که کومه­له بیش از پیش به حزب رهبری کننده مبارزات انقلابی و ملی تبدیل شده است، جنب و جوش سیاسی نوینی در جریان است. اگرچه مجلس هفتم و تحولات آن مقطع، فضای سیاسی ایران را به رکود نسبی کشاند، اما در کردستان تحریم گسترده انتخابات مجلس هفتم با مبارزات پرشور و امیدبخش روبروگشت. تحریم انتخابات درکردستان یک جنبش بالنده و امید بخش بود و پس از آن تاکنون چنین فضایی، کردستان ایران را فراگرفته است. جنبش آزادیخواهی در کردستان ایران، سالهاست دوران شکست انقلاب، سرکوب نظامی خشن، بمباران و رکود جنبش سیاسی توده­ای را پشت سرگذاشته است. این امر نتیجه مقاومت توده­ای عظیم توده­های مردم درکردستان بود و هم نتیجه تحولاتی است که در جامعه کردستان عمیقاً در دو دهه گذشته روی داده است. تحولات کردستان عراق، قیام سال 1991 و استقرار حکومت منطقه­ای در کردستان عراق و سپس سرنگونی رژیم بعث، فاکتور دیگری است که کردستان ایران و جنبش آزادیخواهی­اش را رشد داده و امیدوار ساخته است. جامعه کردستان، آن جامعه سنتی، بسته و مسدود سابق نیست. شهرها بزرگ شده­اند، مراکز کار و فعالیت هم چون هر اجتماع دیگری پیچیده­تر گشته است. سیمای شهرهای کردستان گویای این تغییرات است.

        آموزش عالی در کردستان، دانشگاه­ها و پدیده دانشجو و حضور روشنفکران کرد در مطبوعات کردستان و  ایران، گسترش مطبوعات و چاپ روزنامه، وجود و حضور جنبش روشنفکری در عرصه­های ادبیات، سینما، هنر، نقاسی، مجسمه­سازی، گسترش تحصیلات زنان و دختران، آگاهی و تسلط بر تاریخ و مبارزات گذشته، تاریخی و در ابعادی گسترده­تر در کردستان، سکولار ماندن و عمیق شدن آن علی رغم حاکمیت 25 ساله جمهوری اسلامی، جنبش رهاییبخش در کردستان ایران را به کیفیت و محتوای جدیدی رسانده است. گسترش تشکلهای توده­ای، ابتکارات مردمی علیه اعتیاد، خودسوزی زنان، گسترش ان.جی.او. (ngo)­ها در عرصه­های متفاوت و متنوع، چاپ فقط بیست تا بیست و پنج نشریه توسط دانشجویان  کرد در دانشگاه­های ایران، چاپ روزنامه­هایی با تیراژ بالا، جنبش مبارزاتی را در کردستان عمیقاً به داخل شهرها و عرصه­های اجتماعی متنوعی کشانده است. حضور  مسلحانه و حفظ سازمان پیشمرگ برای ایجاد تناسب قوای مناسبتر میان خود و دشمن و حفظ این ظرفیت مبارزاتی این امکان را به وجود آورده است تا در شرایط اعتلا به سرعت گسترش ­یابد.

همه این تحولات، به جنبش سیاسی و مبارزاتی در کردستان ابعاد و کیفیت جدیدی بخشیده است. رژیم را از آن حالت سرکوب افسار گسیخته به چاره­اندیشی برای نفوذ در آن و آلوده کردن حرکت­های اجتماعی کشانده است. جنبش سیاسی سال­های اخیر، توان سرکوب سابق را از جمهوری اسلامی گرفته و  این رژِیم را در برابر اعتراضات توده­ای محتاط نموده است. وجود حکومت منطقه­ای در کردستان عراق و تحولات عراق که وزنه و اعتبار جنبش آزادیخواهی کردستان عراق را مداوماً بالا برده است و می­رود که موفقیت برگشت ناپذیری برای این مردم ستمدیده و سرکوب شده به وجود آورد، در گسترش فضای مبارزاتی در کردستان ایران، در امیدواری برای آینده و در شکوفا شدن آرزوهای دیرین پایمال شده، نقش مثبتی ایفا نموده است. این تحولات که طی سال­های اخیر بر ما پوشیده نمانده است، وظایف نوین و کار و فعالت گسترده­ای از ما می­طلبد. تغییر ساختار سیاسی ایران به یک نظام دمکراتیک و فدراتیو، از نظر ما گره­گاه اصلی بخش اعظمی از معضلات کنونی در جامعه ایران است. ایران آتی، بدون سیاست روشن، شفاف و عملی درباره به رسمیت شناختن حقوق ملتهای ساکن ایران، بدون اتحاد داوطلبانه و بدون استقرار نظامی دمکراتیک و فدرالی که قوانین رسمی سکولار معرف آنها باشند، آرام نخواهد گرفت. به سرکوب صدها ساله ملت­ها در ایران باید خاتمه داد، به سیاست حفظ "تمامیت ارضی" به زور ارتش و سرکوب و لشکرکشی و محروم کردن از منابع مالی و اقتصادی ملت­ها باید یک بار برای همیشه خاتمه داد و ایران آینده، تنها و تنها با اتحاد داوطلبانه، تعریف شده از نظر حقوقی و رعایت همه شئون زندگی ملت­های ساکن ایران که در یک نظام سکولار، دمکرات و فدراتیو ممکن است، بازسازی خواهد شد. اتخاذ شعار فدرالیسم از سوی کومه­له با تحلیل شرایط سیاسی ایران و کردستان و دورنمای آن، در چهار سال قبل به سرعت با پیشوازی ملت­های ساکن ایران، مدافعان حقوق دمکراتیک و مبارزان راه آزادی و عدالت روبرو شد. همچنین اتخاذ سیاست تلاش برای ایجاد جبهه خلق­های ایران به ضرورتی در شرایط کنونی ایران اشاره دارد که متاسفانه صد­ها سال با زور سرنیزه و کشتار به عقب رانده شده است. ضرورت همکاری نیروهای سیاسی دمکرات و انقلابی ملت­های ساکن ایران چیزی نیست که نیاز به توضیح بیشتری داشته باشد. کومه­له با تمام توان به این ضرورت پاسخ خواهد داد. تنها در چنین  حالتی است که می­توان معضلات و پیچیدگی­ها و تنوع جامعه ایران را به شیوه­ای انسانی، دمکراتیک و امروزی جواب داد و مردم ایران را همبسته و یکپارچه نمود.

در کردستان ایران، جنبش آزادیخواهی احزاب سیاسی را با هزار اشاره فرا می­خواند که برای اتخاذ یک برنامه سیاسی برای دمکراسی و مسئله ملی تلاش کنند و متحد شوند. اتخاذ سیاست تشکیل جبهه کردستانی از سوی کومه­له پاسخی به این ضرورت است، جبهه کردستانی را برای نمایندگی کردن جنبش این مردم در مجامع بین­المللی، برای امیدوار ساختن وسیع توده­های مردم کردستان و برای مقابله جدی­تر با رژیم اسلامی و دشمنان آزادی ضروری می­دانیم. از بیش از دو سال قبل که کومه­له این سیاست را در پیش گرفته است با استقبال کم نظیری در میان توده­های مردم، احزاب و روشنفکران و مبارزان کرد روبرو شده است. اما متاسفانه  هنوز این طرح جواب قطعی خود را نگرفته است. با قاطعیت می­توان گفت که این سیاست چنان در میان مردم، محافل سیاسی در داخل و خارج رسوخ کرده است که در کمتر مناسبت و اجتماع سیاسی است که ضرورت آن مطرح نشود. این سیاست باید کماکان و با حوصله پیگیری شود. اینکه جبهه کردستانی چه اشکال و چه ترکیبی به خود خواهد گرفت، تحولات و روند دگرگونی­ها آن را تعیین خواهد کرد.

در داخل کردستان ایران، کومه­له با تلاش مداوم و پیگیری سیاست­های اعلام شده­اش، جنبش سیاسی و توده­ای را در همه ابعاد و اشکال آن پیش خواهد برد. جنبشی که بیانگر حضور گسترده مردم و ستمدیدگان جامعه، محافل سیاسی، روشنفکران و تشکل­های توده­ای متنوع باشد. باید بازهم تلاش کرد که جنبش آزادیخواهی در کردستان به سوی اتخاذ یک شعار و یک برنامه متحد در شرایط کنونی نزدیک شود. اتخاذ سیاست فدرالی از سوی دیگر احزاب کردستان، گام مهمی در نزدیکی احزاب تلقی می­شود اما به هیچ عنوان کافی نیست. این جنبش باید به صورت مدون برنامه­اش را اعلام کند و همه را ملزم به رعایت آن سازد.

گسترش تشکلهای توده­ای، تلاش برای ایجاد تشکلهای کارگری، زنان، جوانان و غیره، ngo ها، کمک به ابتکارات توده­ای برای مقابله با نابسامانی­های اقتصادی، فقر، بیکاری، اعتیاد، تبعیض علیه زنان، گسترش و ارتقای سطح جنبش روشنفکری در کردستان و پیوند دادن بیشتر و عمیق­تر آن با جنبش سیاسی و تلاش برای ایجاد کانون نویسندگان کردستان، دلمشغولی­های اصلی کومه­له دراین دوره خواهد بود. تبدیل کردن جنبش کردستان به جنبشی با خواست­ها، مطالبات و استراتژی روشن، امروزی، مدرن و شفاف که بتواند در صحنه­ی دیپلماتیک منطقه­ای و جهانی توجه اذهان را به خود معطوف دارد. این جنبش باید نمایانگر آمال و آرزوهای ملت و مردمی باشد که می­خواهند در دنیای کنونی جای شایسته­ای کسب کنند و نه فقط  خود را که نسل­های آینده­ را به سوی پیشرفت، عدالت اجتماعی و آزادی  رهنمون سازد. ارتقای سطح آگاهی عمومی، بدست گرفتن همه ابزارهای امروزی برای رسیدن به حقوق خویش و شنا کردن در دریای پرتلاطم تحولات سیاسی و اجتماعی، چهره دیگری از جنبش سیاسی و آزادیخواهی در کردستان ترسیم می­کند و هم اسباب توده­ای­تر نمودن و وسیع­تر کردن آن را فراهم می­سازد.

گسترش جغرافیایی فعالیت کومه­له از اهم وظایف ماست. به هم بافتن همه مناطق کردنشین و تبدیل کردن آن به یک پیکر متحد، دشمنان آزادی را بیش از پیش در موقعیت ضعیف­تری قرار می­دهد. در دور گذشته، غافل ماندن بخشی از کردستان از جنبش مقاومت و اعتراضی، این جنبش را از پتانسل و انرژی فراوانی محروم کرد. در این دوره کومه­له با برنامه­ریزی معین در جبران این کمبود تلاش خواهد کرد و با توجه به زمینه­هایی که فراهم آمده، رسیدن به این هدف_اگرچه کار و تلاش فراوان می­خواهد_ عملی به نظر می­رسد.

در خارج با توجه به حضور چشمگیر هواداران و اعضای احزاب کردستانی و فعالان و شخصیت­های سیاسی و مبارز کرد، تلاش برای سازماندهی تشکلی برای منعکس کردن مبارزات مردم کردستان باید همچنان ادامه داشته باشد. متاسفانه چهره جنایتکار رژیم اسلامی در کردستان آن­گونه که لازم است به دنیای خارج نشان داده نشده است. اکنون چنین تشکل و ارگانی ضروری به نظر می­رسد که هم جنایات و زورگویی­های رژیم اسلامی را در کردستان نشان دهد و هم خواست­ها و مطالبات مردم را به گوش جهانیان برساند.  تلاش برای این امر مهم باید کماکان در دستور کار کومه­له در خارج کشور باشد. چنین ارگانی انرژی و پتانسیل بالقوه­ای را که وجود دارد، گردآوری خواهد کرد و مانع از آن خواهد شد که تلاشهای فعالان و آزادیخواهان کرد به هدر برود.

 

کمیته مرکزی کومه­له_سازمان انقلابی زحمتکشان

کردستان ایران

 
Web: www.komala.org
E-mail:komala1348@hotmail.com
Komala office in Sulaimania; Tel: (0044704)3138499
Mobile: 009647701405134
Fax: 00447043140449

© Komala 2005