چرا جسد مثله شده شوانه قادری را تحویل خانواده­اش می­دهند؟

یک محاسبه غلط

 

سیامک مدرسی

جسد زهرا کاظمی یکی از قربانیان جلادان جمهوری اسلامی این قصابان بی­رحم مانند بسیاری از قربانیان شکنجه­گاه­های رژیم اسلامی تحویل خانواده­اش داده نمی­­شود زیرا که رژیم نمی­خواهد مدرکی به دست مخالفان سیاسی و افکار عمومی خارج کشور بدهد. زیرا بستگان زهرا کاظمی می­توانند به دولت متبوع خود به عنوان شهروندان کانادا برای دادخواهی فشار بیاورند. در ضمن زهرا کاطمی ایرانی­الاصل است و روزنامه­های تحت فشار سانسور هر چند با احتیاط می­توانند کیس وی­ را علنی کرده و افکار عمومی را تا آن جائیکه مقدور است در جریان این واقعه هولناک قرار بدهند. مساله در مورد شوانه قادری فرق می­کند. اشتباه نشود مقایسه افراد در این جا مطرح نیست. در اصل ارزش انسان­ها یکسان است. خون کسی از کس دیگر رنگین­تر نیست. این حداقل در همه جوامع متمدن یک اصل پذیرفته شده است. در مورد ایران فرق می­کند سرکوبگران جمهوری اسلامی می­دانند شوانه کیست. او یک کرد است از یک خانواده متوسط و عادی و اهل مهاباد. با اطمینان از اینکه  هیچ وکیل مشهوری در ایران  برای دادخواهی خانواده شوانه کریمی که به این طرز فجیع و غیر انسانی مثله شده و بی­حرمت شده تحویل عزیزانش داده شد، سر خود را به درد نمی­آورد و افکار عمومی در ایران نیز به طور وسیع از این واقعه هولناک با خبر نخواهد شد. جسد را با همین وضع به خانواده­اش تحویل می­دهند. می­گویند که کلیه­های وی را در آورده­اند. شکنجه­گران خوب می­دانند در کیس شوانه با یک شهروند درجه دو سروکار دارند. بنابراین خیالشان از بابت عواقب کار تاحدود زیادی راحت است. همین رفتار را رژیم شاه نیز با کردها داشت. فرمانداران و مقامات اداری و نظامی درشهرهای کردستان به معنای واقعی کلمه فعال مایشا بودند. در جمهوری اسلامی نیز همین آش و همین کاسه است و البته بسیار بدتر و بی­پرده­تر.

از طرف دیگر درست برعکس جسد شوانه را باید با همین وضع و بدون هیچ­گونه پرده­پوشی و از بین بردن آثار جرم تحویل خانواده­اش داد و اصلا سعی کرد که نه تنها خانواده­اش بلکه همه همسایه­­ها و از این طریق همه شهر با دقت در جریان امر قرار بگیرند. چرا؟ جنایتکاران همیشه می­خواهند آثار جنایت خود را از بین ببرند. اما چرا این بار جنابتکاران وحشی می­خواهند به عکس جنایت و وحشی­گری خود را در بوق و کرنا کنند؟ پیدا کردن پاسخی منطقی برای این سوال مشکل نیست. مجرمین می­خواهند از قربانیان خود رهر چشم بگیرند و آنان را مرعوب کنند. کردستان ایران به شیوه­ای بی­سابقه که تنها با اولین رفراندوم خمینی قابل مقایسه است، انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران را تحریم کرد. شهر مهاباد در این تحریم بی­سابقه همه مناطق کردنشین نقشی پیشاهنگ و برجسته­ای داشت. در ضمن مردم این شهر آشکارا نسبت به موفقیت کردها و آزادی ملی در عراق با برپائی مراسم شادی و جشن موضع گرفته و به رژیم جمهوری اسلامی دهن کجی کردند. به همین علت باید اینان را مرعوب کرد و یادآوری کرد که کی هستند و درچه موقعیتی قرار دارند. باید به آنان نشان داد که موفقیت کردها در عراق و مطرح شدن مساله کرد در سطح بین­المللی تاثیری بر موقعیت واقعی آنان ندارد. جمهوری اسلامی در این جا از روانشناسی یک نیروی اشغالگر در برخورد به مردمی که سرزمین­شان اشغال شده استفاده می­کند. می­خواهند مردم را سرجایشان بنشانند. احمدی نژاد در پاسخ به چند تن از نمایندگان کرد مجلس شورای اسلامی که تقاضا کرده بودند رئیس جمهور منتخب از کردها نیز در کابینه­اش استفاده نماید، اطهار داشته بود که وی از الگوی عراق در ایران پیروی نخواهد کرد. فرماندار مهاباد در جریان ناآرامی­های اخیر از رادیو به مردم پیام داده بود که سالهای 1980 تا 1984 میلادی یعنی چهار پنج سال اول حاکمیت رژیم را که در آن مردم کرد به شیوه­ای بی­سابقه و بیرحمانه سرکوب شدند، را بیاد بیاورند و آرام بگیرند و از خیابان­ها به خانه­هایشان برگردند.

نکته این جاست که این بار رژیم در پیش بینی رفتار مردم مهاباد با تحویل جسد مثله شده شوانه قادری دچار یک محاسبه غلط شد. مردم به جای مرعوب شدن به خیابان­ها ریختند و به یک مقابله آشکار با نیروهای تا دندان مسلح رژیم پرداختند. جسد مثله شده شوانه و رفتار ددمنشانه ماموران جمهوری اسلامی جوانان مهاباد را و همراه با آنان توده ستم دیده را نترساند و به کنح خانه­هایشان نراند. برعکس جوانان با اعتراضی قیام مانند به مقابله با حکومت پرداختند و با همدردی و پشتیبانی توده مردم برای چند روز کنترل واقعی شهر را در دست خود گرفتند. تصور صحنه­های باشکوه همبستگی و اراده واحد این مردم در این روزها مشکل نیست. غرور و عزت نفسی که مردم در این مقابله نابرابر از خود نشان دادند حاصل آگاهی از موقعیت منتج از تداوم جنبش آزادیخواهانه­ای است که درتمام طول حاکمیت رژیم علی‌رغم افت و خیزها، شرایط نامساعد و عقب­نشینی­ها هیچ­گاه به شکست اعتراف نکرد. مردم کرد نمی­خواهند دیگر شهروند درجه دو باشند. پیداست که نبرد اخیر مردم قهرمان نمی­تواند نبرد نهائی باشد. پیش­شرطهای لازم برای پیروزی در چنین نبردی هنوز آماده نیست. با وجود این با طرح مطالبات برحق مردم از جمله مطالبه شناسائی و به مجازات رساندن قاتلین شوانه باید به این حرکت عظیم خودجوش تداوم بخشید. باید از ناآرامی­های چند روز اخیر مردم طلبکار و حکومت و ایادی آن مقصر و گناهکار بیرون بیایند. رژیم در واقعه قتل شوانه و متعاقب آن خیزش مردم مهاباد دچار یک محاسبه غلط شد. آیا انتظار زیادی است اگر بخواهیم در پشتیبانی از خانواده شوانه و آمادگی برای طرح حقوقی آن از جانب وکلا حقوق­دانان و همه کسانی که در این چند ساله کم و بیش در طرح دفاع از قربانیان ستم و سرکوب رژیم در حد توان خود سهمی ایفا کرده­اند، این بار نیز قدم پیش بگذارند و در این میدان نیز رژیم سرکوبگر را دچار محاسبه غلط نمایند. این یک جنایت عادی در یک گوشه پرت و دورافتاده در ایران نیست. سرکوب مردم کرد بعداز قیام مردم ایران علبه رژیم سلطنتی مقدمه­ای بود برای یک سرکوب همگانی و تمام عیار. مساله شوانه و جنایت آشکار حکومت در همان حال یک ارزیابی برای سنجیدن عکس­العمل مردم است. عقب راندن مردم ایران به شرایط یک دهه قبل بسیار مشکل است ولی غیر ممکن نیست. سرکوب مردم کردستان در ایران تنها مساله مردم کرد نیست، بلکه مساله همه آزادیخواهان و دموکرات­های واقعی است که هنوز به رهر ناسیونالیسم شوینیستی آلوده نشده­اند.

‏سه شنبه‏، 2005‏/07‏/19

28 تیرماه 1384