|
به کشتارواعدامهای دسته جمعی دربلوچستان پايان دهيد! رژيم
جمهوری اسلامی ايران که هم اينک خود را به خاطرپيشبرد سياستهای هستهای
و عظمت طلبانهاش درمحاصره بين المللی می بيند، بيرحمانه بهجان
ملل تحت ستم ايران، ازجمله ملت بلوچ افتاده و همه روزه ازآنان قربانی ميگيرد. بلافاصله پس
ازآنکه غربيها ودرراُسشان آمريکا، ايران را بدليل
نقض قوانين بين المللی درراستای منع گسترش سلاحهای کشتارجمعی مورد تهديد
قراردادند، مسئولين رژيم تهران خشم خود را متوجه زندانيان سياسی کرده و اظهارداشتند
که درصورت حمله آمريکا به آنها، زندانيان سياسی درايران را کشتارخواهند کرد. احساس
خطرحکومت ننگين جمهوری اسلامی ايران ازجانب بلوچستان، بدليل حضور نظامی آمريکا
درافغانستان وپاکستان ورشد روزافزون مبارزه ملی مردم بلوچ، بمراتب بيشترازمناطق
ديگراست. اعزام
آخوند "ابراهيم نکونام" به بلوچستان جهت
سرکوب و کشتار، ایجاد رعب و وحشت، و انتقام گیری از مردم بلوچ که هرگز تسلیم تهران
نشده بودند،
صورت گرفت. وی که درخونخواری و قصاوت روی آيتالله خلخالی
جنايتکاررا سفيد کرده است، درچند ماه اخيربيش ازسيصد نفرازفرزندان ملت زجرکشيده
بلوچ را به کام مرگ کشانيده است. وسعت
جنايات دشمنان قسم خورده ملت بلوچ به حدی است که زبان
ازبازگوئی تمامی آنها عاجزميباشد. فقط درنیمه اول آبانماه سال
جاری، آنچه دررسانههای وابسته به رژيم آمده،
حکايت ازنسل کشی ملت بلوچ دارد. آمارواقعی تمامی افرادی که دردرگيريهای ساختگی ويا
اعدامهای مخفيانه جان خويش را ازدست دادهاند، موجود نيست
و ما بعنوان مثال به آمارعلنی خود رژيم اکتفا ميکنيم. اسامی کسانی که دردو هفته آغازین آبانماه در معابر عمومی حلق آویز شده ویا در
درگیریهای نابرابر به شهادت رسیدهاند به شرح زیر میباشند؛ اعداميهای زاهدان: عبدالحميد سراوانی، احمد دهمرده، بهزاد ناروئی، هادی دریاکش ناروئی، عزيزالله نجاريان، مجید کهرازهی، نادر کهرازهی، محسن سرگلزائی، محمد امین هرمزی و عبدالله شیخ
حسنی. اعداميهای ايرانشهر: محمد آسکانی ونجيب الله قيومی اعدامیهای زابل:
محبعلی گل امین مقدم درگيری خاش: چراغ گمشادزهی درگيری ايرانشهر: نورمحمد آهورانی درگيری سراوان: عمرسراوانی،
شعيب گرگيج، ستاردرازهی، آدم درازهی و برادرخانم وی دولت
محمود احمدینژاد ازواپسگراترين سيستمهائی است که ايران درطول
تاريخ آنرا تجربه ميکند. درآن ارزش ومعيارهای
انسانی،حقوق بشرو... جای خويش را به جهل وخرافات داده و هرآنچه
ديگران میپندارند مردود ونادرستند ودنيايشان به همان چارچوب تنگ فکريشان محدود
ميگردد وبس. فارس وشيعه بودن را ملاک انسانيت ميدانند. سايرين
نجس هستند وبايد کشتارشوند. اينست منطق دولت احمدینژاد. بلوچستان
به لحاظ موقعيت جغرافيائی، ازشرائط ويژهای نسبت به
ديگرمناطق ايران برخوردار بوده وسرشاراز منابع
طبيعی ميباشد که درصورت بهرهبرداری اصولی از آنان، سبب رفاه وآسايش مردم منطقه خواهد شد. حال آنکه
بلوچستان بنا به آمارهای دولتی ازمحرومترين استانهای ايران به شمارميرود. شرائط
زندگی دربلوچستان برای بلوچها فاجعه باراست. فقروبيکاری بيداد ميکند، اعتياد
گريبان هرخانواده ای را گرفته است و... و حکومت تهران درمقابل هيچ مرجعی پاسخگو
نيست. آنها وظيفه شرعی خويش را نه خدمت به مردم ورفع
مشکلاتشان، بلکه سرکوب وکشتارملتهای تحت ستم ايران ميدانند، تا شايد بدينترتيب خفقان حاکم برجامعه زمينه
سازظهورامام زمان گردد!!! ما ضمن
محکوم کردن کشتارمردم بلوچ وبخصوص اعدامهای دسته جمعی اخير در
بلوچستان،
ازتمامی احزاب وسازمانهای سياسی، کانونها وتشکلهای مدعی طرفدارحقوق بشرايرانی که
دربرابرجنايات رژيم ضد مردمی جمهوری اسلامی ايران درحق ملت بلوچ سکوت کرده ولب به اعتراض نمی گشايند، جداً ميخواهيم تا به وظيفه
تاريخی خويش آگاه باشند وکشتارمردم بيگناه بلوچ را که بدون هيچ جرمی صورتميگيرد،
درابعادی گسترده محکوم کرده وفريادشان که همانا دسترسی به ابتدائی ترين حقوق
انسانی ميباشد را به گوش جهانيان برسانند. کنگره ملل تحت ستم ايران |
|