E-Mail

سخنی چند با تنی چند از یاران دیرین

در جواب اطلاعیه اخیر جمعی از رفقای قدیمی کومهله

 

بهمن علییار

اخیرا" و به دنبال جاروجنجال چند روزهای که یکی دو سایت اینترنتی پیرامون برخورد تشکیلات کومهله به خطاهای عبدالله کهنهپوشی - یکی از اعضای کمیته مرکزی خود - به راه انداختند، نوشته کوتاهی تحت نام "اطلاعیه در مورد درگیری اخیر حزب کومهله‌‌" با امضای حدود صد نفر از کادرها، اعضا و پیشمرگان سابق کومهله منتشر شدهاست.

روی سخن نامه اخیر این رفقا مستقیما" با حزب ما، حزب کومه‌له‌‌کردستان (کومهله زحمتکشان) است. در این نامه ما به این متهم شدهایم که:

- "از نام کومهله ناندانی درست کرده و تمام پرنسیپها، اخلاقیات، سیاستها و منش انقلابی و سوسیالیستی کومهله‌‌" را زیر پا گذاشتهایم.

- "از این طریق ضربات هولناکی را به نام و نشان کومهله و نیز تمام کسانی" وارد کردهایم "که زندگی، جوانی و تمام هست و نیست خود را در خدمت کومهله و اهداف آن قرار داده بودند".

- "حیثیت، شرافت و کرامت کسانی را که نامشان با نام کومهله عجین شدهاست"، به بازی گرفتهایم.

- "نام کومهله‌‌، سوسیالیزم، دمکراسی و کرامت انسانی" را "ملعبه منافع شخصی، فرقهای و نازل" قرار دادهایم و. ...

در یک اطلاعیه کمتر از یک صفحهای، بدون هیچ توضیح و استدلال یا هیچ زمینه و بحث قبلی، اینچنین نارفیقانه در مظان چنین اتهامات سنگینی قرار گرفتهایم. جای خود دارد ما هم به نوبه خود دو کلمه حرف حسابی با این دوستان داشته باشیم.

تم اصلی این نامه این است که تنها آنان کومهله‌‌ایهای راستین، مدافعان اهداف و آرمانهای انقلابی و عدالتخواهانه کومهله و یگانه پاسداران سنتها، پرنسیپها و اخلاقیات پاک و خالصانه این جریان هستند و دیگران، این نام و آوازه و اعتبار را بازیچه اهداف و مطامع و موقعیتهای شخصی و تشکیلاتی خود نمودهاند.

گرچه این دوستان جمع هم­نظر یا همفکر و یا اصولا جمع خاصی را تشکیل نمی­دهند، ولی بسیاری از آنان، رفقای خوشنام و خوشسابقهای در کومهله بوده، در مقاطعی که به عنوان عضو و عنصر تشکیلاتی فعالیت کردهاند، صادقانه و دلسوزانه خدمت نمودهاند، و صرفنظر از عیب و ایرادهایی که هر کس میتواند در زندگی سیاسی و مبارزاتی خود داشته باشد، خاطرههای خوشی از خود در کومهله بهجا گذاشتهاند. اما هیچکدام از این خاصیتها مجوزی برای مدال به سینه خود آویختنهای غیرواقعی و افترابستن و طعنه و نیش زبان زدنهای نامسئولانه به دیگران نمیشود.

کسی که به خود اجازه میدهد مطابق آنچه در این نامه آمده‌‌است دیگران را مورد خطاب و عتاب قرار دهد، یا باید در گذشته چند سروگردن بالاتر از آنها منشأ اثری بوده باشد، یا در حال حاضر درگیر فعالیت جدیتر و مؤثرتری از آنها باشد، یا در تندپیچها، سختیها، تنگناها و فراز و نشیبهای مبارزاتی دستی بر کومهله داشته و گرهی از کارش گشوده باشد، یا برای پیشرویهای بیشتر و مؤثرتر این حزب راهحل کارساز و گرهگشا در دست داشتهباشد، یا انحرافات و کجراهه رفتنهای دیگران از اصول و پرنسیپهای کومهله را توانسته باشد مستدل و منطقی نشان دهد، یا ...، بالاخره باید چیزی که توجیهکننده این تفرعن این رفقا در ادعای پاسداری از سنتها و پرنسیپهای کومهله باشد از آنها مشاهده شده باشد. نیمنگاهی به گذشته شاید تلنگری باشد که این رفقا را به خود بیاورد تا تعمق بیشتری بکنند و اگر برج عاجی از "پاکی و بیآلایشی" سیاسی برای خود متصور شدهاند، قبل از قرارگرفتن کامل در آن تأملی دیگر بنمایند:

- تا جاییکه به گذشتههای دور و دورانی برمیگردد که همگی ما دوشادوش هم و در یک تشکیلات فعالیت میکردیم، دیگران هم از هیچ نظر از شما کم نیاوردهاند و فکر نمیکنم خودتان هم از این نظر ادعای خاصی داشته باشید.

- کمونیزم کارگری تشکیلات کومهله را تا مرز اضمحلال و انحلال کامل برد. برای اینکه دامنه و ابعاد ضربه کشندهای را که کمونیزم کارگری بر پیکر تشکیلات ما فرود آورد به خاطرتان بیاورم شاید این کافی باشد که بگویم بعد از جدا شدن این جریان از حزب ما، نیرویی که در اردوگاههای کومهله باقی مانده و کمر به زنده نگاه داشتن کومهله و حزب کمونیست ایران بست، از نظر تعداد در شرایطی بود که حتی برای نگهبانی عادی اردوگاهها و مقرات کومهله در مضیقه بودیم. چند نفر از شما رفقای امضاکننده نامه در آن شرایط سخت و در آن مقطع سرنوشت­ساز به کردستان برگشتید و شانه زیر بار مسئولیتهای تاریخی آن گذاشتید؟ از آن زمان تا امروز نزدیک به بیست سال میگذرد، در تمام طول این بیست سال فقط چهار نفر از امضاکنندگان این نامه برای مشارکت در فعالیتهای کومهله از خارج به کردستان برگشته‌اید. دوره ماندگار شدن این چهار نفر هم در کردستان هیچکدام به یک سال نرسیدهاست. آیا فکر نمی­کنید که فخر فروختن بر دیگرانی که نه فقط همراه شما ده سال اول بلکه این بیست سال بعدی را هم، این بار متأسفانه بدون حضور و همراهی شما، با تمام کمبودها و سختیها در خدمت کومه­له و فعالیتهایش بوده­اند تحت این عنوان که: "زندگی، جوانی و تمام هست و نیست خود را در خدمت کومه‌له و اهداف آن قرار دادهاید"، کمی زیاده­روی باشد؟ بالأخره این حق آب و گل شما تا کجا امتداد دارد؟

وانگهی، مثل اینکه شما نسل جوانتر کادرهای کومه­له را به­کلی نادیده گرفته­اید. هیچ فکر کرده­اید که سنوات خدمت خیلی از آنها کمتر از مدت فعالیت مؤثر شما در کومه­له نیست؟ اینان با تمام محدودیتها و تنگناهائی که ذکرش را در اینجا نالازم می­دانم دست و پنجه نرم کرده و تازه در شرائطی که شماها و بسیاری از کادرهای با تجربه قدیمی کومه­له را هم در کنار خود نداشتند از بوتهاین آزمایش سربلند بیرون آمده­اند. این سالها آنقدر دوری گزیده و خبری از کومه­له و تلاشها و گرفتاریهایش نپرسیده­اید که گوئی این کادرها و نقش آنها حتی در تصورتان جائی ندارد. آیا طی این همه سال نمی‌توانستید برای تعطیلات هم شده سری به کردستان عراق بزنید، پیوندهایتان را با رفقای قدیمتان محکم کرده و رفقای جوانترتان را از نزدیک بشناسید، هم مسائل سالهای اخیر و کنونی کومه­له را از نزدیک ببینید و بشناسید و هم اگر حرفی و توصیه­ای دارید در میان بگذارید؟ فعالان تشکیلاتهای داخل کردستان ایران را می­توانستید ببینید و از نزدیک متوجه شوید که نسل جدیدی از آنها نیز در کنار پیش­کسوتان مجرب، با تحمل چه سختیها و خطراتی و با چه روحیه و تهوری در میدان مبارزه پرافتخار کومه‌له سهم خود را ادا می­کنند. بیشک این آشنائی­ها بر هر دو طرف تأثیر مثبت و سازنده می­گذاشت. دریغ از یک دیدار ساده طی این همه سال از طرف اکثریت شما، دیداری که بیگمان با حسن استقبال همگی ما روبه­رو می­شد و می‌شود، اما در تاختن و تیغ کشیدن در لابلای سطور اعلامیه­تان چه بی­پروا عمل می­کنید.

اکثریت قاطعی از شما بیشتر از دو دهه است بدون اینکه فعالیت سیاسی مؤثری چه در قالب فعالیت حزبی و تشکیلاتی، چه حتی به شیوههای غیرحزبی (در صورتی که احزاب و جریانات را به هر دلیل قبول نداشته باشید)، از خود نشان بدهید، در خارج کشور به کار و زندگی خود مشغولید، قضاوت را به خواننده وامی­گذارم که چه کسی از نام کومهله "ناندانی" درست کرده است. وانگهی، اگر احیانا از "ناندانی" مقصودتان استفاده مادی بوده باشد، دیگر قضیه از این هم زننده­تر می­شود. اگر طی این سالها اینهمه دوری و بی­میلی پیشه نمی­کردید و درنتیجه از نزدیک بودید و می­دیدید، لابد می­دانستید در تمام سالهای گذشته برای فعالان کومه­له "ناندانی"ای در کار نبوده و نیست، آنچه هست از جمله تحمل سختی­های مالی فراوان و دست کشیدن از "نان" خود و چه بسا خانواده­هاست. مبارزانی که طی همه این سالها به خاطر کومه­له، به خاطر جنبش و به خاطر همه ارزشهای انسانی شانه­شان را زیر بار مشکلات داده­اند و خود و خانواده­شان را به تحمل مضائق عادت داده­اند، آری اینها نیز چلاق نیستند و می­توانستند نانی برای خود دست و پا کنند. اگر آنان فروتنانه و بی­گلایه کارشان را می‌کنند و توقعی هم از شما مطرح نکرده­اند، دیگر پر بی­انصافی است که شما اینگونه بی­مهابا از نان و ناندانی آنها صحبت می‌کنید.

- جدا شدن از حزب کمونیست ایران و بازسازی کومهله یکبار دیگر کومه‌له را از انزوا و حاشیه مسائل و رویدادهای درون جامعه، به وسط صحنه سیاسی در کردستان کشانید و تشکیلات ما را بار دیگر در موقعیت رهبری و بهدست گرفتن سکان تغییر و تحولات جامعه قرار داد. شما این فرصت تاریخی و این موقعیت مغتنم را متوجه نشدید. جمعی به غرولند برخاسته و اگر چوبی لای چرخ پیشرویهای کومهله نگذاشتید، خاری هم از تن وی درنیاوردید و جمعی دیگر که حتی با ما همفکر و همعقیده بودید، رفیق نیمهراه از آب درآمده و در شرایطی که وجود و حضورتان در فعالیتهای کومهله سخت مورد نیاز و استقبال بود، ما را ترک کردید. شما این ندانم‌کاری بزرگ سیاسی و هدردادن این فرصت تاریخی را چگونه بر خود می‌بخشید؟

- در این سالهای طولانی فرصتهای بسیاری دست داد تا شما بتوانید خدمتی به کومهله بنمایید و در پیشرویهای آینده آن سهمی برعهده بگیرید. چقدر از این فرصت‌‌ها استقبال کردهاید؟ مدت هاست تلویزیونهایی به­نام کومه‌له فعالیت میکنند، کدامیک از شما پا پیش گذاشت تا به برنامههای آنها غنا و کیفیت بیشتر ببخشد؟ سالهای طولانی است نشریاتی به نام کومهله منتشر می‌شوند، چند مقاله و نوشته از قلمبدستان شما در دفاع از سوسیالیسم، دمکراسی، آرمانها و پرنسیپهای کومهله‌‌ - که امروز همه آنها را ملک طلق خود میدانید- در این دو دهه در این نشریات به چاپ رسیده است؟ ممکن است بگویید احزاب و جریانات مدعی کومهله بودن را قبول نداشته‌اید، بسیار خوب، در کدام نشریه و روزنامه دیگر، در کدام سایت اینترنتی قلمی از شما بر کاغذ رفته است؟ سیاسیون و روشنفکران ایرانی از هر قماش، امثال فرج سرکوهیها، گنجیها، سازگاراها و ... به لطایفالحیل و با تحمل زندان، مشقات و سختیها هرطور شده راهی برای رساندن افکار و عقایدشان به جامعه بازمیکنند، کدامیک از شما نه کتاب، حتی یک جزوه در بیان نظراتش چاپ و منتشر کرده است؟ حداقل مانند کادرهای حزب دموکرات خاطرات دوران فعالیت سیاسی خود را که میتوانستید بنویسید. در عصری زندگی میکنیم که یک محصل دوره دبیرستان هم میتواند یک سایت اینترنتی داشتهباشد و شما در مرکز ترقی و پیشرفت علم و تکنیک امروز جامعه بشری -در اروپا- زندگی میکنید، چرا کمر همت نبستید یک سایت اینترنتی پرمحتوا و باکیفیت در دفاع از و برای ترویج و تفهیم بیشتر اهداف و آرمان‌های کومهله‌‌راه بیندازید؟ گرداننده سایت آشتی یک پیشمرگ ساده یکی از گردانهای کومهله بود، نه سطح تحصیلات، نه تجربه سیاسی و نه امکانات مالی او، در حد هیچکدام از شما نبود و نیست. شما کهنهکاران سیاسی در حد او هم نمیتوانستید از خود مایه بگذارید؟ ممکن است نوشتن کتاب و مقاله و ... از عهده هر کسی برنیاید، کدامیک از شما فعالیت سیاسی حزبی یا غیرحزبیاش در عرصههای دیگر در این دو دهه را در حدی که حتی برای خودش قابل دفاع باشد، رضایتبخش می‌داند؟ با این کارنامه چگونه است که اینچنین بی­تأمل موضع یگانه مدافع و محافظ آرمانها و سنتهای کومهله را به­خود می‌گیرید و دیگران را که در تمامی این سالها با اخلاص هرچه در توان داشته­اند دریغ نکرده­اند با نوک قلمی رانده و حذف می­کنید؟

- در این سالهای طولانی جریان کومهله بسیار در معرض تهاجم انحرافات و آلودگیها قرار گرفته و سنتهای پاک و انقلابی آن چه به لحاظ سیاسی و آرمانی و چه به لحاظ پرنسیپها و روشهای تشکیلاتی زیر ضرب رفته است. این تهدیدات هنوز بالای سر جریان کومهله هست. بازگشتی به این رویدادها کرده و نقش خود را در آن بار دیگر مورد ارزیابی قرار دهید:

* بررسی مورد کمونیزم کارگری به کنار(1)، در دورهای که ما با رهبری حزب کمونیست ایران اختلاف داشتیم و نهایتا" منجر به بازسازی کومهله و جدایی از حزب کمونیست شد، رهبری وقت این حزب عاجز از پاسخگویی سیاسی و نظری به انتقادها و نقطه‌ نظراتی که از جانب رفقای ما مطرح می‌شد، راه تهمت و افترازدن‌های شخصی، پرونده و پاپوش درست کردنهای تشکیلاتی، سوءاستفاده از اهرمهای قدرت و روشهای ناسالم مبارزه درون حزبی با مخالفان خود را در پیش گرفت. جمع قابل توجهی از شما در برابر این پایمالکردن آشکار پرنسیپهای دموکراتیک و مترقی مناسبات درون حزبی کومهله از طرف رهبری حزب کمونیست دم فروبستید، و کسانی حتی با آنها همنوا شده و به دفاع از آنان برخاستید. ما را ملامت کردید که در پی کسب موقعیتهای شخصی کومهله را دچار انشعاب کردهایم، به اندازه کافی مدارا نکردهایم، تعجیل نمودهایم و ... . حال بعد از 8 سال همین سناریو در مورد اپوزیسیون فعلی درون حزب کمونیست دارد تکرار میشود. اپوزیسیون فعلی حزب کمونیست نه کسی را دارند که بتوان اتهام موقعیتطلبی فردی را به او نسبت داد و نه تهمت مدارا نکردن و تعجیل در انشعاب در مورد آنها موضوعیت دارد زیرا 6 سال است به امید واهی مبارزه درون حزبی سالم از طرف رهبری حزب کمونیست، عمر و انرژی در این حزب هدر میدهند، با وجود این فضای مبارزه درونحزبی بر آنان مسموم شده و بر سر دوراهی انشعاب یا اضمحلال قرار داده شدهاند. این رهبری که چنین روشی را در برخورد به منتقدین خود پیش میبرد، از طرف دیگر مشغول ساختوپاخت با شعبات مختلف کمونیزم کارگری و حکمتیست‌هاست، با تن در دادن به عقب‌ نشینی­های ایدئولوژیک و نظری در مقابل این جریانات تا مغز استخوان فاسد، به تطهیر آنها میپردازد و عملا به اسب تروائی برای بازکردن جای پای آنان به جنبش کردستان، تبدیل می­شود. آیا شما در مقابل عواقب زیانبار این سیاست نامسئولانه هرگز هشداری دادید و انتقادی نمودید؟ چه کسی از شما در برابر این قربانی کردن و به مزایده گذاشتن بنیانها و ارزشهای کومه­له لب به اعتراض گشوده؟ تناقض آشکاری را که میان سکوت کامل شما در برابر اینهمه بیپرنسیپی عریان رهبری این حزب با سینهچاککردنهایی که در این اطلاعیه در دفاع از پرنسیپها، سیاستها و منش انقلابی کومهله وجود دارد، چگونه توضیح میدهید؟

* جریانی که به نام "اقلیت کمیته مرکزی کومهله‌‌" در تشکیلات ما اعلام موجودیت کرد، زیر پرچم دروغین اصلاحات، یکسالونیم تمام آشکارا همه سنتها و پرنسیپهای سیاسی، تشکیلاتی، اخلاقی و ... پاک و اصیل کومه‌له‌‌ را لجنمال کرد. من نمیگویم بر اساس آنچه ما در مورد آنها میگوییم در بارهشان قضاوت کنید. دفاعیات آنها از خودشان و آنچه را خود در توضیح اهداف و عملکردهایشان منتشر کردهاند به محک قضاوت و تشخیص خودتان بزنید:

چند نفر از شما حاضر است تأیید کند که آنچه آنها در دوره اختلافاتشان با ما چه با نام مستعار و چه با نامهای واقعی در سایتهای اینترنتی منتشر کردهاند حتی پنج درصد با زبان و لحن و فرهنگ سیاسی کومهله همخوانی دارد؟   

چهکسی از شما حاضر است حتی دو درصد از مباحث مطرحشده در جزوه‌‌ای را که آنها به عنوان پلاتفرم در توضیح دیدگاهها و نقطهنظرات خود منتشر کردند، به عنوان مواضع و سیاست و پرنسیپهای کومهله بپذیرد و از آن دفاع کند؟

کدامیک از شما منطقی را که آنها با آن انشعاب خود از کومهلهرا توضیح دادند قابل قبول میداند؟

عکسالعمل شما در برابر اینهمه بیپروایی آنها در پایمال کردن اصول، اخلاق و پرنسیپهای کومهله چه بود؟ چند خط نوشته، چند اطلاعیه، چند پاراگراف اعلام موضع، چند جلسه بحث و بررسی، چند ... در اعتراض به یا مرزبندی با این بیاصولیها از خودتان میتوانید به ما نشان دهید؟