E-Mail

سخنی چند با تنی چند از یاران دیرین

در جواب اطلاعیه اخیر جمعی از رفقای قدیمی کومهله

 

بهمن علییار

اخیرا" و به دنبال جاروجنجال چند روزهای که یکی دو سایت اینترنتی پیرامون برخورد تشکیلات کومهله به خطاهای عبدالله کهنهپوشی - یکی از اعضای کمیته مرکزی خود - به راه انداختند، نوشته کوتاهی تحت نام "اطلاعیه در مورد درگیری اخیر حزب کومهله‌‌" با امضای حدود صد نفر از کادرها، اعضا و پیشمرگان سابق کومهله منتشر شدهاست.

روی سخن نامه اخیر این رفقا مستقیما" با حزب ما، حزب کومه‌له‌‌کردستان (کومهله زحمتکشان) است. در این نامه ما به این متهم شدهایم که:

- "از نام کومهله ناندانی درست کرده و تمام پرنسیپها، اخلاقیات، سیاستها و منش انقلابی و سوسیالیستی کومهله‌‌" را زیر پا گذاشتهایم.

- "از این طریق ضربات هولناکی را به نام و نشان کومهله و نیز تمام کسانی" وارد کردهایم "که زندگی، جوانی و تمام هست و نیست خود را در خدمت کومهله و اهداف آن قرار داده بودند".

- "حیثیت، شرافت و کرامت کسانی را که نامشان با نام کومهله عجین شدهاست"، به بازی گرفتهایم.

- "نام کومهله‌‌، سوسیالیزم، دمکراسی و کرامت انسانی" را "ملعبه منافع شخصی، فرقهای و نازل" قرار دادهایم و. ...

در یک اطلاعیه کمتر از یک صفحهای، بدون هیچ توضیح و استدلال یا هیچ زمینه و بحث قبلی، اینچنین نارفیقانه در مظان چنین اتهامات سنگینی قرار گرفتهایم. جای خود دارد ما هم به نوبه خود دو کلمه حرف حسابی با این دوستان داشته باشیم.

تم اصلی این نامه این است که تنها آنان کومهله‌‌ایهای راستین، مدافعان اهداف و آرمانهای انقلابی و عدالتخواهانه کومهله و یگانه پاسداران سنتها، پرنسیپها و اخلاقیات پاک و خالصانه این جریان هستند و دیگران، این نام و آوازه و اعتبار را بازیچه اهداف و مطامع و موقعیتهای شخصی و تشکیلاتی خود نمودهاند.

گرچه این دوستان جمع هم­نظر یا همفکر و یا اصولا جمع خاصی را تشکیل نمی­دهند، ولی بسیاری از آنان، رفقای خوشنام و خوشسابقهای در کومهله بوده، در مقاطعی که به عنوان عضو و عنصر تشکیلاتی فعالیت کردهاند، صادقانه و دلسوزانه خدمت نمودهاند، و صرفنظر از عیب و ایرادهایی که هر کس میتواند در زندگی سیاسی و مبارزاتی خود داشته باشد، خاطرههای خوشی از خود در کومهله بهجا گذاشتهاند. اما هیچکدام از این خاصیتها مجوزی برای مدال به سینه خود آویختنهای غیرواقعی و افترابستن و طعنه و نیش زبان زدنهای نامسئولانه به دیگران نمیشود.

کسی که به خود اجازه میدهد مطابق آنچه در این نامه آمده‌‌است دیگران را مورد خطاب و عتاب قرار دهد، یا باید در گذشته چند سروگردن بالاتر از آنها منشأ اثری بوده باشد، یا در حال حاضر درگیر فعالیت جدیتر و مؤثرتری از آنها باشد، یا در تندپیچها، سختیها، تنگناها و فراز و نشیبهای مبارزاتی دستی بر کومهله داشته و گرهی از کارش گشوده باشد، یا برای پیشرویهای بیشتر و مؤثرتر این حزب راهحل کارساز و گرهگشا در دست داشتهباشد، یا انحرافات و کجراهه رفتنهای دیگران از اصول و پرنسیپهای کومهله را توانسته باشد مستدل و منطقی نشان دهد، یا ...، بالاخره باید چیزی که توجیهکننده این تفرعن این رفقا در ادعای پاسداری از سنتها و پرنسیپهای کومهله باشد از آنها مشاهده شده باشد. نیمنگاهی به گذشته شاید تلنگری باشد که این رفقا را به خود بیاورد تا تعمق بیشتری بکنند و اگر برج عاجی از "پاکی و بیآلایشی" سیاسی برای خود متصور شدهاند، قبل از قرارگرفتن کامل در آن تأملی دیگر بنمایند:

- تا جاییکه به گذشتههای دور و دورانی برمیگردد که همگی ما دوشادوش هم و در یک تشکیلات فعالیت میکردیم، دیگران هم از هیچ نظر از شما کم نیاوردهاند و فکر نمیکنم خودتان هم از این نظر ادعای خاصی داشته باشید.

- کمونیزم کارگری تشکیلات کومهله را تا مرز اضمحلال و انحلال کامل برد. برای اینکه دامنه و ابعاد ضربه کشندهای را که کمونیزم کارگری بر پیکر تشکیلات ما فرود آورد به خاطرتان بیاورم شاید این کافی باشد که بگویم بعد از جدا شدن این جریان از حزب ما، نیرویی که در اردوگاههای کومهله باقی مانده و کمر به زنده نگاه داشتن کومهله و حزب کمونیست ایران بست، از نظر تعداد در شرایطی بود که حتی برای نگهبانی عادی اردوگاهها و مقرات کومهله در مضیقه بودیم. چند نفر از شما رفقای امضاکننده نامه در آن شرایط سخت و در آن مقطع سرنوشت­ساز به کردستان برگشتید و شانه زیر بار مسئولیتهای تاریخی آن گذاشتید؟ از آن زمان تا امروز نزدیک به بیست سال میگذرد، در تمام طول این بیست سال فقط چهار نفر از امضاکنندگان این نامه برای مشارکت در فعالیتهای کومهله از خارج به کردستان برگشته‌اید. دوره ماندگار شدن این چهار نفر هم در کردستان هیچکدام به یک سال نرسیدهاست. آیا فکر نمی­کنید که فخر فروختن بر دیگرانی که نه فقط همراه شما ده سال اول بلکه این بیست سال بعدی را هم، این بار متأسفانه بدون حضور و همراهی شما، با تمام کمبودها و سختیها در خدمت کومه­له و فعالیتهایش بوده­اند تحت این عنوان که: "زندگی، جوانی و تمام هست و نیست خود را در خدمت کومه‌له و اهداف آن قرار دادهاید"، کمی زیاده­روی باشد؟ بالأخره این حق آب و گل شما تا کجا امتداد دارد؟

وانگهی، مثل اینکه شما نسل جوانتر کادرهای کومه­له را به­کلی نادیده گرفته­اید. هیچ فکر کرده­اید که سنوات خدمت خیلی از آنها کمتر از مدت فعالیت مؤثر شما در کومه­له نیست؟ اینان با تمام محدودیتها و تنگناهائی که ذکرش را در اینجا نالازم می­دانم دست و پنجه نرم کرده و تازه در شرائطی که شماها و بسیاری از کادرهای با تجربه قدیمی کومه­له را هم در کنار خود نداشتند از بوتهاین آزمایش سربلند بیرون آمده­اند. این سالها آنقدر دوری گزیده و خبری از کومه­له و تلاشها و گرفتاریهایش نپرسیده­اید که گوئی این کادرها و نقش آنها حتی در تصورتان جائی ندارد. آیا طی این همه سال نمی‌توانستید برای تعطیلات هم شده سری به کردستان عراق بزنید، پیوندهایتان را با رفقای قدیمتان محکم کرده و رفقای جوانترتان را از نزدیک بشناسید، هم مسائل سالهای اخیر و کنونی کومه­له را از نزدیک ببینید و بشناسید و هم اگر حرفی و توصیه­ای دارید در میان بگذارید؟ فعالان تشکیلاتهای داخل کردستان ایران را می­توانستید ببینید و از نزدیک متوجه شوید که نسل جدیدی از آنها نیز در کنار پیش­کسوتان مجرب، با تحمل چه سختیها و خطراتی و با چه روحیه و تهوری در میدان مبارزه پرافتخار کومه‌له سهم خود را ادا می­کنند. بیشک این آشنائی­ها بر هر دو طرف تأثیر مثبت و سازنده می­گذاشت. دریغ از یک دیدار ساده طی این همه سال از طرف اکثریت شما، دیداری که بیگمان با حسن استقبال همگی ما روبه­رو می­شد و می‌شود، اما در تاختن و تیغ کشیدن در لابلای سطور اعلامیه­تان چه بی­پروا عمل می­کنید.

اکثریت قاطعی از شما بیشتر از دو دهه است بدون اینکه فعالیت سیاسی مؤثری چه در قالب فعالیت حزبی و تشکیلاتی، چه حتی به شیوههای غیرحزبی (در صورتی که احزاب و جریانات را به هر دلیل قبول نداشته باشید)، از خود نشان بدهید، در خارج کشور به کار و زندگی خود مشغولید، قضاوت را به خواننده وامی­گذارم که چه کسی از نام کومهله "ناندانی" درست کرده است. وانگهی، اگر احیانا از "ناندانی" مقصودتان استفاده مادی بوده باشد، دیگر قضیه از این هم زننده­تر می­شود. اگر طی این سالها اینهمه دوری و بی­میلی پیشه نمی­کردید و درنتیجه از نزدیک بودید و می­دیدید، لابد می­دانستید در تمام سالهای گذشته برای فعالان کومه­له "ناندانی"ای در کار نبوده و نیست، آنچه هست از جمله تحمل سختی­های مالی فراوان و دست کشیدن از "نان" خود و چه بسا خانواده­هاست. مبارزانی که طی همه این سالها به خاطر کومه­له، به خاطر جنبش و به خاطر همه ارزشهای انسانی شانه­شان را زیر بار مشکلات داده­اند و خود و خانواده­شان را به تحمل مضائق عادت داده­اند، آری اینها نیز چلاق نیستند و می­توانستند نانی برای خود دست و پا کنند. اگر آنان فروتنانه و بی­گلایه کارشان را می‌کنند و توقعی هم از شما مطرح نکرده­اند، دیگر پر بی­انصافی است که شما اینگونه بی­مهابا از نان و ناندانی آنها صحبت می‌کنید.

- جدا شدن از حزب کمونیست ایران و بازسازی کومهله یکبار دیگر کومه‌له را از انزوا و حاشیه مسائل و رویدادهای درون جامعه، به وسط صحنه سیاسی در کردستان کشانید و تشکیلات ما را بار دیگر در موقعیت رهبری و بهدست گرفتن سکان تغییر و تحولات جامعه قرار داد. شما این فرصت تاریخی و این موقعیت مغتنم را متوجه نشدید. جمعی به غرولند برخاسته و اگر چوبی لای چرخ پیشرویهای کومهله نگذاشتید، خاری هم از تن وی درنیاوردید و جمعی دیگر که حتی با ما همفکر و همعقیده بودید، رفیق نیمهراه از آب درآمده و در شرایطی که وجود و حضورتان در فعالیتهای کومهله سخت مورد نیاز و استقبال بود، ما را ترک کردید. شما این ندانم‌کاری بزرگ سیاسی و هدردادن این فرصت تاریخی را چگونه بر خود می‌بخشید؟

- در این سالهای طولانی فرصتهای بسیاری دست داد تا شما بتوانید خدمتی به کومهله بنمایید و در پیشرویهای آینده آن سهمی برعهده بگیرید. چقدر از این فرصت‌‌ها استقبال کردهاید؟ مدت هاست تلویزیونهایی به­نام کومه‌له فعالیت میکنند، کدامیک از شما پا پیش گذاشت تا به برنامههای آنها غنا و کیفیت بیشتر ببخشد؟ سالهای طولانی است نشریاتی به نام کومهله منتشر می‌شوند، چند مقاله و نوشته از قلمبدستان شما در دفاع از سوسیالیسم، دمکراسی، آرمانها و پرنسیپهای کومهله‌‌ - که امروز همه آنها را ملک طلق خود میدانید- در این دو دهه در این نشریات به چاپ رسیده است؟ ممکن است بگویید احزاب و جریانات مدعی کومهله بودن را قبول نداشته‌اید، بسیار خوب، در کدام نشریه و روزنامه دیگر، در کدام سایت اینترنتی قلمی از شما بر کاغذ رفته است؟ سیاسیون و روشنفکران ایرانی از هر قماش، امثال فرج سرکوهیها، گنجیها، سازگاراها و ... به لطایفالحیل و با تحمل زندان، مشقات و سختیها هرطور شده راهی برای رساندن افکار و عقایدشان به جامعه بازمیکنند، کدامیک از شما نه کتاب، حتی یک جزوه در بیان نظراتش چاپ و منتشر کرده است؟ حداقل مانند کادرهای حزب دموکرات خاطرات دوران فعالیت سیاسی خود را که میتوانستید بنویسید. در عصری زندگی میکنیم که یک محصل دوره دبیرستان هم میتواند یک سایت اینترنتی داشتهباشد و شما در مرکز ترقی و پیشرفت علم و تکنیک امروز جامعه بشری -در اروپا- زندگی میکنید، چرا کمر همت نبستید یک سایت اینترنتی پرمحتوا و باکیفیت در دفاع از و برای ترویج و تفهیم بیشتر اهداف و آرمان‌های کومهله‌‌راه بیندازید؟ گرداننده سایت آشتی یک پیشمرگ ساده یکی از گردانهای کومهله بود، نه سطح تحصیلات، نه تجربه سیاسی و نه امکانات مالی او، در حد هیچکدام از شما نبود و نیست. شما کهنهکاران سیاسی در حد او هم نمیتوانستید از خود مایه بگذارید؟ ممکن است نوشتن کتاب و مقاله و ... از عهده هر کسی برنیاید، کدامیک از شما فعالیت سیاسی حزبی یا غیرحزبیاش در عرصههای دیگر در این دو دهه را در حدی که حتی برای خودش قابل دفاع باشد، رضایتبخش می‌داند؟ با این کارنامه چگونه است که اینچنین بی­تأمل موضع یگانه مدافع و محافظ آرمانها و سنتهای کومهله را به­خود می‌گیرید و دیگران را که در تمامی این سالها با اخلاص هرچه در توان داشته­اند دریغ نکرده­اند با نوک قلمی رانده و حذف می­کنید؟

- در این سالهای طولانی جریان کومهله بسیار در معرض تهاجم انحرافات و آلودگیها قرار گرفته و سنتهای پاک و انقلابی آن چه به لحاظ سیاسی و آرمانی و چه به لحاظ پرنسیپها و روشهای تشکیلاتی زیر ضرب رفته است. این تهدیدات هنوز بالای سر جریان کومهله هست. بازگشتی به این رویدادها کرده و نقش خود را در آن بار دیگر مورد ارزیابی قرار دهید:

* بررسی مورد کمونیزم کارگری به کنار(1)، در دورهای که ما با رهبری حزب کمونیست ایران اختلاف داشتیم و نهایتا" منجر به بازسازی کومهله و جدایی از حزب کمونیست شد، رهبری وقت این حزب عاجز از پاسخگویی سیاسی و نظری به انتقادها و نقطه‌ نظراتی که از جانب رفقای ما مطرح می‌شد، راه تهمت و افترازدن‌های شخصی، پرونده و پاپوش درست کردنهای تشکیلاتی، سوءاستفاده از اهرمهای قدرت و روشهای ناسالم مبارزه درون حزبی با مخالفان خود را در پیش گرفت. جمع قابل توجهی از شما در برابر این پایمالکردن آشکار پرنسیپهای دموکراتیک و مترقی مناسبات درون حزبی کومهله از طرف رهبری حزب کمونیست دم فروبستید، و کسانی حتی با آنها همنوا شده و به دفاع از آنان برخاستید. ما را ملامت کردید که در پی کسب موقعیتهای شخصی کومهله را دچار انشعاب کردهایم، به اندازه کافی مدارا نکردهایم، تعجیل نمودهایم و ... . حال بعد از 8 سال همین سناریو در مورد اپوزیسیون فعلی درون حزب کمونیست دارد تکرار میشود. اپوزیسیون فعلی حزب کمونیست نه کسی را دارند که بتوان اتهام موقعیتطلبی فردی را به او نسبت داد و نه تهمت مدارا نکردن و تعجیل در انشعاب در مورد آنها موضوعیت دارد زیرا 6 سال است به امید واهی مبارزه درون حزبی سالم از طرف رهبری حزب کمونیست، عمر و انرژی در این حزب هدر میدهند، با وجود این فضای مبارزه درونحزبی بر آنان مسموم شده و بر سر دوراهی انشعاب یا اضمحلال قرار داده شدهاند. این رهبری که چنین روشی را در برخورد به منتقدین خود پیش میبرد، از طرف دیگر مشغول ساختوپاخت با شعبات مختلف کمونیزم کارگری و حکمتیست‌هاست، با تن در دادن به عقب‌ نشینی­های ایدئولوژیک و نظری در مقابل این جریانات تا مغز استخوان فاسد، به تطهیر آنها میپردازد و عملا به اسب تروائی برای بازکردن جای پای آنان به جنبش کردستان، تبدیل می­شود. آیا شما در مقابل عواقب زیانبار این سیاست نامسئولانه هرگز هشداری دادید و انتقادی نمودید؟ چه کسی از شما در برابر این قربانی کردن و به مزایده گذاشتن بنیانها و ارزشهای کومه­له لب به اعتراض گشوده؟ تناقض آشکاری را که میان سکوت کامل شما در برابر اینهمه بیپرنسیپی عریان رهبری این حزب با سینهچاککردنهایی که در این اطلاعیه در دفاع از پرنسیپها، سیاستها و منش انقلابی کومهله وجود دارد، چگونه توضیح میدهید؟

* جریانی که به نام "اقلیت کمیته مرکزی کومهله‌‌" در تشکیلات ما اعلام موجودیت کرد، زیر پرچم دروغین اصلاحات، یکسالونیم تمام آشکارا همه سنتها و پرنسیپهای سیاسی، تشکیلاتی، اخلاقی و ... پاک و اصیل کومه‌له‌‌ را لجنمال کرد. من نمیگویم بر اساس آنچه ما در مورد آنها میگوییم در بارهشان قضاوت کنید. دفاعیات آنها از خودشان و آنچه را خود در توضیح اهداف و عملکردهایشان منتشر کردهاند به محک قضاوت و تشخیص خودتان بزنید:

چند نفر از شما حاضر است تأیید کند که آنچه آنها در دوره اختلافاتشان با ما چه با نام مستعار و چه با نامهای واقعی در سایتهای اینترنتی منتشر کردهاند حتی پنج درصد با زبان و لحن و فرهنگ سیاسی کومهله همخوانی دارد؟   

چهکسی از شما حاضر است حتی دو درصد از مباحث مطرحشده در جزوه‌‌ای را که آنها به عنوان پلاتفرم در توضیح دیدگاهها و نقطهنظرات خود منتشر کردند، به عنوان مواضع و سیاست و پرنسیپهای کومهله بپذیرد و از آن دفاع کند؟

کدامیک از شما منطقی را که آنها با آن انشعاب خود از کومهلهرا توضیح دادند قابل قبول میداند؟

عکسالعمل شما در برابر اینهمه بیپروایی آنها در پایمال کردن اصول، اخلاق و پرنسیپهای کومهله چه بود؟ چند خط نوشته، چند اطلاعیه، چند پاراگراف اعلام موضع، چند جلسه بحث و بررسی، چند ... در اعتراض به یا مرزبندی با این بیاصولیها از خودتان میتوانید به ما نشان دهید؟

 *و در مورد جریان تشنجات چند روزهای هم که عبدالله کهنه‌پوشی در اردوگاه کومهله ایجاد کرد، شما بر اساس چه‌ معیارهایی او را یک "جناح" در کومهله به حساب آوردهاید؟ به هیچوجه قصد آن ندارم که قضاوت خودمان در مورد این قضیه را به شما تحمیل کنم، اما اگر روزنامهای، رادیویی، خبرنگاری، کسی، از شما به عنوان کارشناس مسائل مربوط به کومهله سؤال کرد اختلاف سیاسی یا تشکیلاتی عبدالله کهنهپوشی به مثابه یک جناح با بقیه رهبری کومهله برسر چیست و نفرات اصلی گرداننده این جناح چه کسانی هستند، چهجوابی به او میدهید؟ غیر از اطلاعیهها و نوشتههایی که در این چند روزه در یکی دو سایت اینترنتی در مورد وجود نقطهنظرات سیاسی و تشکیلاتی متفاوت او با بقیه رهبری کومهله انتشار یافته است، چه اطلاعات دیگری در اختیار دارید که بر اساس آن بتوانید او را یک جناح سیاسی قلمداد کنید؟

اگر منبع اطلاعات شما همان سایتهای کذایی هستند اولا" درایت سیاسی زیادی لازم نبود که انسان تشخیص دهد این اطلاعیهدادنها و مصاحبه کردن‌ها و گزارش لحظه بهلحظه فرستادنها از رویدادهای اردوگاه، روایت کمدی همان سناریویی است که جریان جدا شده مدعی اصلاحات در کومهله‌‌ 7_8 ماه پیش اجرا کردند و حتی تنظیم و انشای این بیانیهها نیز توسط قلم‌بدستان این جریان صورت گرفته است. ثانیا" این الفبای سیاست است که هیچ رادیو، تلویزیون، روزنامه، نشریه،... بیطرفی وجود ندارد و همه اینها به جهت سیاسی خاصی کمک میکنند. شما جهت سیاسی‌ای را که این سایتها به آن خدمت میکنند تشخیص نمی‌دهید؟ شما تفاوت ژورنالیسم فاسد و مخرب را با ژورنالیسم آزاده و آگاهیبخش متوجه نمیشوید؟ واز اینها گذشته، چرا اطلاعیهها و توضیحات کومهله را باور نکردید و مبنای قضاوتتان را روی اطلاعات این سایتها بنانهادید؟ آنها را راستگوتر از ما یافتید؟ ثالثا" چرا قبل از صدور اطلاعیهتان زحمت یک تلفن یا یک ای.میل به کردستان و یک توضیحخواهی از کومهله را به خود ندادید؟ آیا روش و سنت آزادیخواهانه­ای که ادعای دفاع از آن را دارید اقتضا نمی­کرد که رنج یک پرس و جوی ساده را قبل از این قضاوتهای شداد و غلاظ به خود هموار کنید؟

اینکه شما عبدالله کهنهپوشی را یک جناح در حزب ما بدانید یا ندانید، در عمل فرق زیادی به حال ما نخواهد کرد، اما با اینگونه عملکردها و این شیوه اعلام موضعها سطح تشخیص سیاسی خود و میزان احساس مسئولیتتان در قضاوت و کشف حقیقت را می‌نمایانید.

هم جریان جداشده مدعی دروغین اصلاحات در کومهله و هم ضمیمه آن - عبدالله کهنهپوشی- مقاومتی بودند در برابر عزم تشکیلات کومهله برای مبارزه با بیاصولیها، بیپرنسیپیها، ضبطو ربطشکنیها و فسادی که داشت توسط آنها در تشکیلات ما جا خوش میکرد. اینکه چرا بیپرنسیپی و فساد در تشکیلات ما توانست رخنه کند، امری است که قطعا" باید از جانب ما ریشه‌یابی و تجزیهوتحلیل شود و مورد بررسی هم قرار گرفته است. تردیدی نیست که نقطه ضعفها، اشتباهات و خطاهای خودمان نیز در این میان نقش داشتهاند و ما از قبول مسئولیتهای آن شانه خالی نمیکنیم، اما تفاوتها در اینجاست که ما مبارزه با این فساد و بیپرنسیپیها را در دستور کار خود قرار دادهایم، جریان مدعی اصلاحات و نیز عبدالله کهنهپوشی به مقاومت در برابر این تلاشها پرداختند و شما هم تشخیصتان این است که همه اینها جدلهای خانگی برسر منافع شخصی و فرقهای و قدرت طلبی‌های فردی است.

عبدالله کهنهپوشی در آن زمان که به علت مشکلآفرینیهای جریان مدعی رفرم، کنترل رهبری بر تشکیلات ضعیف شده و شیرازه برخی کارها از هم گسیخته و برخی موازین و ضبط وربط‌ها سست شده بود، از موقعیت سوء استفاده کرده و بدون اطلاع تشکیلات و به صورت فردی اقداماتی غیرمجاز و غیراصولی به­عمل آورده بود. به محض اطلاع تشکیلات از این جریان، مسأله پیگیری شد. تشنجآفرینی حدود دو ماه قبل او تلاشی بود برای اینکه پیگیری این قضیه در آن حد متوقف شود که این تلاش وی ناکام ماند. در پلنوم به خاطر این بیاصولیها مورد مؤاخذه و بازخواست قرارگرفت. ترک پلنوم از جانب وی اقدامی بود برای گریز از استیضاح تشکیلاتی و روشن شدن حقایق، اطلاعیه دادن و اختلاف سیاسی تراشیدنش تلاشی بود برای منحرف کردن اذهان از پیبردن به ورطهای که در آن سقوط کرده بود، سازمان دادن چند نفر از پیروان و همراهانش در اردوگاه به منظور تشنجآفرینی و بعدا" امدادطلبی از نیروهای حکومت منطقهای کردستان برای به اصطلاح میانجیگری از یک طرف و هوچیگری و جاروجنجال اینترنتی برپاکردن که مخالفین "سیاسی" در کومه‌له قلعوقمع می‌شوند، از طرف دیگر، همه اینها اجزای طرحی بود که عبدالله کهنهپوشی در ساختوپاخت پنهانی با مدعیان دروغین رفرم قصد اجرایش را داشت. این سناریویی بود که جریان مدعی رفرم در تابستان گذشته اجرا کرده و از آن خیر دیده بود، قسمتی از این طرح اجرا ولی قسمت اعظم آن خنثی شد. یکی از این افراد مطابق نقشه قبلی تیراندازی کرد و در اثر دستپاچگی یک نفر از خودشان از ناحیه پا زخمی شد، باز هم مطابق نقشه قبلی به مراجع حکومتی تلفن زدند که در اردوگاه کومه­له جنگ و درگیری است، درحالیکه کل تیراندازی فقط از طرف خودشان و به قصد کشاندن نیروهای حکومت منطقه­ای کردستان به اردوگاه بود، هم آن شخص و هم چند نفر دیگرشان به­سرعت خلع سلاح شده و افراد خاطی اخراج گردیدند، تحت لوای ادعای ساختگی نداشتن امنیت خواستار استقرار نیروهای حکومت منطقه‌ای کردستان در اردوگاه شدند اما واقعیت مسئله روشنتر از آن بود که به درخواستشان وقعی نهاده شود، سایتهای آنچنانی قبلا در جریان قرار داده شده بودند و لذا ادعاها، اطلاعیهها، مصاحبهها و ... مجددا" صفحات یکی دو سایت شناختهشده را مزین کرد اما این بار بیشتر موجب استهزاء شد زیرا بر همه معلوم بود مصدر صدور آنها کجاست و حتی ادبیات و انشای آن آشنا بود.

مطالب منتشر شده در سایتهای اینترنتی در رابطه با این جریان و در رابطه با جریان قبلی در تابستان گذشته را با هم مقایسه کنید، سناریوها مو نمیزنند. تاریخ در شکل کمدی آن تکرار شد و شما رفقای دیرین هم که نسنجیده و عجولانه وارد قضیه شدید، در تله تبلیغات جعلی و حسابشده سایتهای اینترنتی نامسئول افتادید. توقع از شما کهنهکاران سیاسی این است که ورای ادعاها، ورای گفتهها یا مظلومنماییها، نانوشتهها و اهداف پشت پرده را دریابید. شما اگر قصد خدمتی به کومهله را دارید "شبهای تاریک، بیم موجها و گردابهای هایل" پیرامون کومهله را دریابید و در این رابطه تشریک مساعی و همفکری و همکاری کنید، نه اینکه به هیأت "سبکباران ساحلها" درآیید.

 

سخن آخر:

در پایان این نوشته میخواهم نکتهای را رفیقانه با شما درمیان بگذارم. اگر تعداد معینی را که سهوا و یا به­خاطر میل به بزرگنمائی به خود اضافه کرده­اید و خودتان هم می­دانید حافظ و حامل هیچیک از سنتهائی که از آنها به دفاع برخاسته­اید نبوده و نیستند کنار بگذاریم، اکثریت شما رفقای مورد قبول و مورد احترامی در کومهله بوده و هستید. اگر این نامه نوشتنهای شما نشانه تصمیمتان بر آغاز دور تازهای از فعالیت مؤثرتر سیاسی و دخالت بیشترتان در مسائل مربوط به سرنوشت کومهله است، باید آن را به فال نیک گرفت. اما در این کار نیت خیر کافی نیست، راه درست و روشهای مؤثر نیز جزو شرطهای موفقیتند. هم ظرفیت و توان بالقوه شما بسیار بیشتر از آن است که در گرماگرم تحولات جدی و سرنوشتسازی که در منطقه فعالیت ما در جریان است (و به طور یقین تأثیر مستقیم بر معادلات سیاسی در جامعهای که ما قصد خدمت به آن را داریم خواهد گذاشت) به نوشتن نامهای یا اعلام موضعی در باره رویدادی که هرازچندگاهی ممکن است روی دهد، اکتفا کنید و هم اینگونه فعالیتها در نفس خود چندان کارساز و مؤثر نیستند.

مسائل مهمی مربوط به آرمانها، پرنسیپها، موفقیتها و شکستها و ناکامیهای کومهله‌‌، تجزیه و تحلیل تجربهها و درس گرفتن از آنها، مسائل مربوط به آینده و توقعات اجتماعی پیشاروی کومهله و... وجود دارد که بررسی کارشناسانه آنها راه بسیاری پیشرویهای آتی کومهله را میتواند هموار کند. هم شما و هم بسیاری رفقای آزموده و باتجربهدیگر هستند که در این رابطه‌ها میتوانند خدمات ارزندهای کرده و در پیشرویهای آتی کومهله‌ نقش مۆثر ایفا نمایند. اگر خواهان اقدام جدی در این راستا هستید همگی شما را به برپایی سمینارها، جلسات پالتاکی، انتشار بولتن مباحث، نشریه اینترنتی، درست کردن سایت یا هر اقدام مۆثر دیگری به منظور بحث و بررسی حول این مسائل فرا می‌خوانیم. از سنتهای خوب کومهله تلاش برای تأثیرگذاری در دنیای واقعی به جای تظاهرکردن­ها و دلخوش کردن به فعالیتها و اقدامات سستبنیاد است، به این سنت خوب برگردید. یقینا" این قبیل اقدامات بیشتر از اینگونه نامهها با استقبال روبرو شدهو کارساز خواهد بود. در راستای اینگونه تلاشها ما همه توان و امکانات تشکیلاتی خود را به کار خواهیمگرفت.

 

26/4/2008

1- در سالهای مربوط به اختلافات دوره کمونیزم کارگری درصد بسیار بالایی از رفقای تشکیلات، در همه سطوح، با جریان کمونیزم کارگری همنوا شده و به دفاع از آن برخاستند. هم به دلیل دامنه و ابعاد پشتیبانیای کهدر حزب ما از این جریان صورت گرفت و اشتباهات خیلیها در آن مؤثر بود و هم به دلایل دیگر اشاره به مورد کمونیزم کارگری در اینجای این نوشته کوتاه را مناسب ندیدم، هرچند که در جای خود باید به آن هم پرداخت.