|
درباره لزوم تدوین مانیفست مشترک جنبش زنان ایران ناهید بهمنی متن سخنرانی در کنفرانس "جنبشهای دموکراتیک در ایران، خطرات و امکانات" ایتالیا ژوئن ٢٠١٠
زنان کرد در کردستان ایران همراه تلاش برای احقاق خواستهای اجتماعی و
ازهمه مهمتر خواست رفع تبعیض ملی، همواره مبارزه برای کسب حقوق زنان را هم
جدا پیگیری کردهاند. تلاشگران جنبش زنان درکردستان نه تنها فرهنگ وکارکرد
مردسالارانه بلکه پیامدهای ستم ملی و تبعیض مضاعف را هم یک عامل مهم
بازتولید ستم بر خود میپندارند و از همین رو پیوسته هم دردرون جامعه خود و
هم در مقیاس سراسری با مردسالاری و شائبههای ستم جنسی وپیامدها و تاثیرات
بیخقوقی ملی در چالش بودەاند. نتایج این مبارزه سیاسی سی ساله امروز نشان
میدهد که مبارزه حق طلبانه برای رفع ستم ملی تا حدود زیادی زمینه وشرایطی
را هم برای بسط مبارزه فمنیستی درکردستان فراهم آورده است. در طول سه دهه گذشته و همزمان با یورش سنگین و خانمان برانداز جمهوری اسلامی به کردستان نیروی اجتماعی زنان کرد نه تنها در درون احزاب سیاسی وبه شکل فعالیت فرمال سیاسی بلکه بیشتر ودر ظرفیت تودەای و اجتماعی وسیعی در مبارزات عمومی، آنچه در اصطلاح سیاسی سیاست "غیر فرمال" نامیده میشود، شرکت جستەاند. این مادران، این خواهران، این زنان شجاع روزهای سخت سرکوب در کردستان، آن دختران سراپا شور و انساندوست در طی سه دهه گذشته ستاره درخشانی بر تارک مبارزه برحق مردم کرد بودەاند و با فداکاری و مقاومت بیحصر و در روزهای سیاهی که صدایی از ابعاد نسل کشی و قتل عام مردم این سرزمین سوخته به گوشها نمیرسید، آنها بودند که با شگردهای نووابتکارات شیرین دامنه مقاومت در کردستان را در مقابل جهل و سرکوب رژیم اسلامی وسعت دادند و به آن امید بخشیدند. ظهور زنان و دختران کرد در صحن مبارزات اجتماعی دهەهای اخیر سبب شد تا آنان از این طریق هم تلاشهای خود را از دایره منحصرا دادخواهی زنان فراتربرند وهم سیاست را ازجایگاه صرف مردانەاش به در آوردند. در طول سه دهه اخیر تلاش و فعالیتهای متنوع و موثر سیاسی و اجتماعی جامعه کردستان، زنان به حق نقش بسزایی داشتەاند. در کلیه فعالیتهای پشت جبهەای کمک رسانی به نیروی پیشمرگ تا مقاومت دسته جمعی در مقابل فشارهای عمومی، از شرکت در اعتصابات و اعتراضات سیاسی، سپری کردن دورەهای زندان طولانی وتحمیل اسارتهای گروهی به جرم داشتن وابستگی نزدیک به نیروی پیشمرگ و فعالان سیاسی مرد و تحمل شکنجەهای روحی و جسمی فراوان، تبعید و آوارگیهای چند ساله، نیروی موثر در پیگیری و شرکت در اعتراضات صنفی کارگران فصلی و کورەهای آجزپزی کردستان تا شرکت در مقاومت مسلحانه و فرماندهی نیروی پیشمرگ، هر کدام به نوعی اعتماد به نفس و باور به خود را در درون این نیروی تازه به میدان آمده تقویت کرد و از این راه اگر چه با مصائب و محرومیت های متعدد معیشتی و اجتماعی ناشی از تبعیضات چندگانه دست و پنجه نرم کردند، اما در عین حال شالوده پیشرفتهای آینده شان پیریزی شد و در مبارزه برای تغییر هم حضور ماندگارتری از زنان سایر ملیتهای ایران یافتند. نکته قابل ذکر آن که زنان کرد علیرغم تمامی ناکامی و محرومیتهای ناشی از سرکوب مداوم هیچگاه کم و بیش از توجه به مسائل جنبش زنان در مقیاس سراسری فروگذارنکردند و با آغوش باز داوطلب همکاری و اظهار پشتیبانی از مبارزات زنان دیگربخشهای ایران هم بودەاند. زمانی که در بسیاری از مناطق دیگر ایران زنان فشار پنجەهای دیکتاتوری مذهبی را، حتی قبل از به قدرت رسیدن رسمی آن برگلوی خود احساس میکردند، زنان کرد در بخش اعظم کردستان برعکس یک دوره خودآگاهی و اعتماد به نفس و فعال شدن سیاسی را از سر میگذراندند. تنها اشغال کامل کردستان و برقراری تسلط رژیم جمهوری اسلامی براین منطقه قادر به تغییر این سیر و کند کردن کل مسیر خوداگاهی زنان شد و تازه آنهم هیچگاه بدون مقاومت و مبارزه نبود. تشکیل سازمانهای زنان در دل روزهای انقلاب ضد سلطنتی از جمله مواردی بود که تا آن زمان در کردستان بیسابقه بود. اعزام یک کاروان نیروی کمکی مرکب از زنان و مردان مبارز از طرف سازمانهای زنان در شهرهای گوناگون کردستان در آن زمان جهت یاری به مردم ترکمن صحرا که در همان روزهای اول روی کار آمدن رژیم اسلامی مورد حمله قرار گرفته بودند، پناه دادن مبارزین غیر کرد در ماهها و روزهای سیاه دهه ٦٠ شمسی در مناطق تحت کنترل سازمانهای سیاسی کرد در کردستان و امروز عضویت تعدادی از تلاشگران زن کرد در کمپین یک میلیون امضا ونیز تحمیل دستگیریهای وسیع و صدور محکومیتهای سنگین برای آنان به جرم اعلام همکاری با این کمپین خود گواه بروجود این همبستگی مبارزاتی دیرپا بوده است. بعدها هم ادامه این چالشگریها در نهاد، سازمانها و تشکیلاتهایی غیردولتی و نیزبا پیوستن به احزاب سیاسی دوام پیدا کرد و در واقع تاریخ سیاسی کردستان را هم از انحصار جنسیتی درآوردند. شرکت زنان کرد در امور اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و ادبی بسیار وسیعتر از پیش است و زنان امروز در کردستان به یمن مبارزاتشان و به خاطر وجود یک کارزار جدی در کردستان در فعالیتهای مدنی یک نیروی انکار ناپذیرند. زن شاعر، ادیب، نویسنده، هنرمند و سیاستمدار خواهان تغییرند. ناگفته نماند که همانگونه که قبلا تاکید کردم پی گیری زنان در دفاع از مطالبات خود مانع آن شده است که مساله ملی به عنوان یک خواست عمومی امرویژه مبارزه عدالت خواهانه زنان را به حاشیه براند. خلاصه این که زنان کرد در قفس تنگ سرکوب و محدودیت ها همواره در پرواز بودەاند. امروز پس از سه دهه مبارزه سیاسی میتوان به وجود یک جنبش باتجربه زنان کرد اذعان کرد. جنبشی که به هویت خود واقف است، آگاهی و دانش مشترک به مبنای همدلی و همفکری جمعی و باورهایی تبدل شده که انگیزه و توانایی کافی برای دفاع ازحق خود را بهش بخشیده است. برابری و رفع تبعیض جنسیتی موضوع تلاش و فعالیتاش شده و از این رهگذر مبارزەاش را برای دست یابی به سایر خواستهای اجتماعی عمومی هم بسط داده است. مدل اجتماعی و چشم اندازدر رسیدن به هدف نهایی برایش تا حدود زیادی روشن است. وجود این خصوصیات به همراه مداوم بودن حرکتها و ابتکارات دفاعی اش در مقلبل سرکوب نهادینه شده به فعالیتهایش خصلت "جنبش بودن" بخشیده است. باری میدانیم که امروز بیش از هر زمان گفتمان برابری حقوقی، برابری جنسیتی، فعالیت مدنی و روحیه همبستگی و همیاری هم در جنبش زنان و هم در مبارزات همگانی، عمومیت یافته است. به گمان ما این زمینه که به قیمت سالها تلاش مستمر و فداکارانه همه آزادیخواهان به دست آمده است از بسیاری رو و از جمله از لحاظ پیش بردن توقعات جنبش زنان باید بهتر و بیشتر به کار گرفته شود. اقدامات جدیتری به منظور مدون کردن و شفافیت بخشیدن به مطالباتمان را در دستور بگذاریم. از انرژی و توان نسل جدید به میدان آمده توام با تجارب و دانش نسل پیش بهره گرفته و موازنه مناسبی را در نزدیک کردن این دو نسل به هم برقرار کنیم. فعالین جنبش زنان ایران و روشنفکران این حوزه از فعالیت اجتماعی جا دارد و بسیار لازم است که به منظور پیشبرد فعالیتهایی در راستای عملی کردن خواستهای جنبش آزادیخواهی زنان ایران، ایجاد وحدت و همیاری بیشتر با زنان فعال دیگر ملیتهای ایران و از آن جمله زنان کرد که از سابقه مبارزه اجتماعی و سیاسی طولانی تری برخورداراست بیشتر قدم بردارند. امروز امرجدایی دین از دولت به خواستی فراگیر در جامعه ایران تبدیل شده است و تاثیرات بلاواسطە این خواست برموقعیت اجتماعی و زندگی خصوصی زنان بیش از همیشه برهمگان عیان است. چالش بر سر این مساله از زمان انقلاب مشروطیت به بعد تا کنون با حقوق زن و پیامدهای برآمده از آن پیوند خورده است. نگذاریم دگر بار در مسیر هرتحول سیاسی در آینده ایران به قربانیان رعایت سیاست "اولویتها" تبدیل شویم، آنچنان که ٣٠ سال قبل شدیم. با فرموله کردن مجموعەای از مطالبات زنان بر پایه اشکال گوناگون ستم جنسیتی در مناطق مختلف، جنبش زنان ایران را با چند صدایی و چند رنگی همەگیرترو دمکراتیزەتر کنیم. نمیتوان تنها با پرداختن به نیازهای زنان در تهران ادعا کرد که جهت گیریهای فعالین زنان در نظر وعمل پاسخی برای همه دربرخواهد داشت. لذا به عقیده ما جا دارد که با طرح ریزی تشکیل یک جبهه متحد زنان حول خواستها و چشم اندازهای جنبش زنان ایران درخارج کشور و البته با همکاری فکری فعالین داخل کشورشرایط را برای تقویت این جنبش، از نظرفکری و تشکیلاتی بیشترفراهم کنیم. ایدەها و خلاقیت هایمان را با هم تقسیم کنیم. این جبهه میتواند در رسانیدن صدای جنبش زنان ایران به گوش مجامع بین المللی، درتنظیم روابطمان با زنان داخل کشور، در تقویت همبستگیمان به طور کلی موثر واقع شود و یک مرکز قابل ارجاع ازنظر افکار عمومی باشد. در فردای هر تغییری هم بتواند به مثابه یک سازمان زبده در هیبت حافظ منافع و موقعیت نیروی اجتماعی زنان ظاهر شود و با استفاده از مکانیزمهای درخور و اعمال سیاستهای مناسب راه را برای بخشیدن جایگاه و موقعیت اجتماعی و دولتی مناسب برای زنان در صورت رخداد هر تحولی در ایران هموار کند. زنان تبعیدی کرد مدتی است که به منظور شکل دادن این جبهه و تشریح جنبەهای مفید انجام این امر با تعدادی از فعالین جنبش زنان در خارج از ایران وارد دیالوگ شدەاند. نهایتا با هم و به همیاری همدیگر طرح "مانیفست" جنبش زنان ایران را به پیشگاه جامعه آزادیخواه و فعالین راه مبارزه با استبداد و آپارتاید جنسی در ایران تقدیم کنیم. ما به این مانیفست از همین الان تا فردای ایجاد تحولات در ایران احتیاج داریم. تدوین این سند به همراه تلاشهای عملیمان، ما و جنبش مان را از سوق دادن به حاشیه دیگر مسائل اجتماعی و سیاسی در آینده تحولات ایران تا حدود زیادی حفظ خواهد کرد. تلاش ما به مثابه زنان کرد تنها برای به دست اوردن حقوق ملی و فمنیستی درچهارچوب منطقه خود نیست، بلکه براین باوریم که کسب مطالبات ملیت ها بدون نائل شدن به خواستهای جنبش زنان، کارگران، دانشجویان و بقیه اقشار جامعه و بدون توجه به بقیه اجزای دمکراسی در ایران اگرغیر قابل تحقق هم نباشد مسلما کم دامنه و ناپایدار خواهد بود. برای تدوین این مانیفست باید میثاقهای جهانی حقوق بشردرخصوص کاهش تبعیض جنسی و فراهم کردن شرایطی انسانی تردرزندگی زنان رامبنای تغییرات قرار دهیم. جویبارهای کوچک تلاشهایمان را ازاین راه و از دیگر طرق مبارزه مدنی به دریای بزرگ تغییر برای آزادی و رهایی بدل کنیم. در این راه باز هم زنان کرد خواهان همیاری و همکاری با دیگرانند. ما در حال حاضر در تشکل "سازمان حقوق زن کرد، حقوق بشر" به تدوین مطالبات زنان کرد در کردستان ایران مشغولیم. تجربیات حداقل سه دهه پیش را با هم شریک شویم و از آنها در جهت ایجاد رابطەای دوستانه و مبارزاتی بهره بجوییم. این چنین صدایمان هم بهتر و رساتر به گوش همگان خواهد رسید. دامنه پرنفوذ جنبش زنان، توسعه مبارزات مردم ایران در داخل و بسیاری فاکتورهای دیگر سیاسی اجتماعی مدتهاست ضرورت چنین اقدامات همه گیرو مدنی را ازما فعالین سیاسی طلب میکند.
|
|