دست
نیروهای انتظامی در کردستان برای کشتار مردم باز است.
این
دست را ببندید!
عبدالله مهتدی
بحث عملکرد نیروهای انتظامی در کردستان دارد کم کم بالا میگیرد. نامه
مشترک نمایندگان کرد مجلس شورای اسلامی به سران سه قوه در روزهای اخیر
نشانی از این امر است.
ما بارها از اینکه نیروهای انتظامی در کردستان از بالاترین مقامات
جمهوری اسلامی برای تیراندازی به مردم کارت سفید دارند و در صورت کشتار
مردم مورد هیچ بازخواستی قرار نمیگیرند، صحبت کرده ایم. بارها گفته ایم
که شکنجه زندانیان در کردستان و حتی موارد شکنجه منجر به قتل کماکان
ادامه دارد، اعلام کرده ایم که کردستان تنها بخشی از ایران است که در
آن اعدامهای سیاسی کماکان اجرا میشود، اطلاع داده ایم که قتلهای پنهانی
شخصیتهای سیاسی و فرهنگی مخالف از نوع قتلهای زنجیره ای و پرت کردن
اجساد شکنجه شده مقتولین در خارج شهر، فشار به خانواده فعالان سیاسی،
دستگیری آنها و مصادره اموالشان، اخراج آنها از ادارات و مدارس و مراکز
آموزشی و بسیاری نمونههای دیگر نقض خشن حقوق بشر در کردستان بیداد
میکند. ما همچنین بارها گفته ایم که متأسفانه این جنایات و اقدامات
خلاف حقوق بشر آنطور که باید در رسانه های داخل و خارج بازتاب پیدا
نمیکند و تا حدود زیادی ندیده و نشنیده میماند. رژیم جمهوری اسلامی در
همه جای ایران دستش به خون و جنایت آلوده است، اما در سالهای اخیر و به
ویژه به دنبال افشای قتلهای زنجیره ای، پاره ای مطبوعات و شخصیتها و
نهادهای مبارز و آزادیخواه شجاعانه افکار عمومی ایران و جهان را نسبت
به موارد این جنایات آگاه کرده اند و در نتیجه هر بار موج بزرگی از
محکومیت دولت جمهوری اسلامی ایران و پشتیبانی از قربانیان این ستمگریها
در ایران و جهان به راه افتاده است. افشاگریهای گسترده و وارد آوردن
فشارهای همه جانبه به رژیم جمهوری اسلامی در قبال نمونه هایی مانند
دستگیری فرج سرکوهی، قتلهای زنجیره ای، حوادث هیجدهم تیر و کوی
دانشگاه، محکومیت آقای هاشم آغاجری، اعدامهای در ملاء عام، قتل زهرا
کاظمی، محکومیت افسانه نوروزی و غیره از نمونه های برجسته و بعضا موفق
این تلاشها هستند. طرح این موارد در رسانهها، آگاه شدن افکار عمومی
ایران و جهان و افشاگریهای گسترده یکی از عوامل مؤثر در بستن دست رژیم
دیکتاتوری حاکم بر ایران در ادامه این اقدامات و یا محدود کردن دامنه
آن بوده و چه بسا جمهوری اسلامی را وادار به عقب نشینی کرده است.
متأسفانه این تلاشها در قبال جنایات رژیم جمهوری اسلامی در کردستان
بسیار ضعیف و در مواردی به کلی غایب است.
ما خواستار تغییر این وضع هستیم. ما از همه احزاب و گروهها و شخصیتهای
آزادیخواه ایران، از همه نهادهای دفاع از حقوق بشر، از همه روزنامه
نگاران شجاع و حقیقت جو در داخل و خارج، از همه رسانه ها، مطبوعات و
سایتهای اینترنتی، از همه انسانهای آزاده در ایران و خارج کشور
میخواهیم که از مردم کردستان در مقابل این جنایات و سرکوبها دفاع کنند
و آنها را تنها نگذارند. ما خواستار به راه افتادن یک کمپین بزرگ برای
بستن دست جمهوری اسلامی در اقدامات ضد مردمی اش در کردستان هستیم.
باری، در نامه نسبتا شدیداللحن نمایندگان کرد مجلس از "کشتار مردم
بیدفاع" و حتی از "قتل عام مردم کردستان به دست نیروهای انتظامی" صحبت
میشود و در این مورد به سران سه قوه هشدار داده میشود. واکنش نمایندگان
کرد مجلس شورای اسلامی در واقع بازتابی از نارضایتی بسیار عمیقی است که
هم اکنون نسبت به عملکرد نیروهای انتظامی و به طور کلی نسبت به
سیاستهای سرکوبگرانه رژیم جمهوری اسلامی در کردستان در میان مردم وجود
دارد و مستقیم و غیرمستقیم به نمایندگان مجلس اسلامی هم منتقل میشود.
به عنوان نمونه و همچنانکه در همین شماره خبرنامه آمده است، پنجشنبه
گذشته تعدادی از همین نمایندگان کرد مجلس در شهر مریوان نشستی با مردم
به ویژه معلمان و دانشجویان داشتند که طی آن مردم به طور خیلی بیپرده
تعدادی از این نمایندگان را به خاطر سکوتشان در قبال موارد متعدد
شکنجه، قتلهای سیاسی و تیراندازی نیروهای انتظامی به مردم مورد انتقاد
و پرسش قرار دادند و از جمله به طور مشخص از نمونه اعدام ساسان آل
کنعان و شکنجه منتهی به مرگ فرهمند صادق وزیری و تیراندازی و کشتار
مردم سردشت صحبت کردند و صراحتا نمایندگان مجلس را مورد پرسش قرار
دادند که اگر کاری از دستشان ساخته نیست چرا استعفا نمیدهند. اشاره به
این نشست از این نظر اهمیت دارد که شدت نارضایتی مردم کردستان و ابراز
صریح و بی ترس و واهمه آن در مجامع عمومی را نشان میدهد. نامه
نمایندگان کرد مجلس بازتابی از این نارضایتی و نشانه آن است که سکوت در
مورد جنایات رژیم جمهوری اسلامی در کردستان دارد شکسته میشود و به این
اعتبار گامی است که به نفع مبارزه مردم کردستان و جنبش انقلابی آنها
تمام خواهد شد.
اما آنچه نمایندگان کرد مجلس نمیخواهند و یا نمیتوانند در باره اش
صراحت داشته باشند این است که این جنایات ریشه و علت کاملا سیاسی دارد،
ریشه آن از یک طرف در ماهیت دیکتاتوری و سرکوبگرانه نظام حاکم و از طرف
دیگر به طور مشخص در اجرای سیستماتیک سیاست ستمگری ملی علیه خلق کرد
است. نمایندگان کرد مجلس نمیخواهند و یا نمیتوانند اعلام کنند که این
اولین بار نیست که این جنایات در کردستان روی میدهد بلکه اعمال این
گونه سیاستهای خشن و ضدمردمی از طرف جمهوری
اسلامی سابقه ای به قدمت عمر خود جمهوری اسلامی دارد، نمیخواهند و یا
نمیتوانند بگویند که این عملکردها بیش از آنکه ناشی از زیاده روی این
یا آن مأمور یا واحد نیروی انتظامی باشد جلوه هایی از یک سیاست
سیستماتیک و تصویب شده در رهبری جمهوری اسلامی میباشد چرا که رژیم
جمهوری اسلامی کوچکترین پایگاهی در میان مردم کردستان ندارد و کردستان
را نه مانند بخشی از کشور بلکه به عنوان یک سرزمین اشغالی میبیند و
مردم ساکن آن را نه مانند شهروندان کشور بلکه همچون دشمنان بالقوه در
نظر میگیرد. نمایندگان کرد مجلس اسلامی اینها را نمیگویند و در موقعیت
فعلی نمیتوانند بگویند. اما همین که نمایندگان کرد مجلس اسلامی در همین
حد نیز به موضع منتقد رانده میشوند، نشان از عمق بی پایگی و بیچارگی
استبداد ولایت فقیه در کردستان است. از این موقعیت باید برای افشاگری
وسیع و مهار زدن بر خودسریهای جمهوری اسلامی در کردستان سود جست.