جمهوری اسلامی و انکار معضل ایدز در
ایران
فرامرز سجیم
دهم آذر ماه روز جهانی ایدز و مقابله بااین معضل بزرگ جامعه بشریست.
طبق آمار اعلام شده سازمانهای بین المللی تاکنون بیش از چهل میلیون
مبتلای به ایدز
در سراسر جهان به ثبت رسیده است. کارشناسان بر این عقیده اند آمار
واقعی بیشتر ازاین است که اعلام گردیده. دید نادرست و غیر علمی افکار
عمومی بسیاری از جوامع و بخصوص جوامع اسلامی به این معضل و مبتلایان به
ایدز، استدلال محکمیست که کارشناسان معضل ایدز را از ادعای فوق مطمئن
میسازد.
کشورهای آفریقای جنوبی و هندوستان بیشترین آمار مبتلایان به ایدز را در
خود جای داده و هرسال صدها هزار انسان بر اثر این بیماری مهلک جانشان
را از دست میدهند. کشور ایران نیز از اثرات مخرب و تلفات جانی این
ویروس ترسناک در امان نمانده و اگرچه در مقایسه با کشورهای دیگر آمار
مبتلایانش کمتر می نماید، اما بی توجهی دولت و دید زمامداران مذهبی در
ایران به این معضل، اثرات آن را مخربتر و زیانهای آن را مضاعف کرده
است.
طبق آمار اعلام شده در داخل کشور، 5870 نفر به ایدز مبتلا میباشند. ولی
کارشناسان و متخصصان ایرانی تخمین میزنند که آمار واقعی بیش از 30 هزار
مورد باشد و نهادهای پزشکی به دلایل مختلفی از ثبت آمار واقعی عاجزند.
یکی از کارشناسان ایرانی دراین باره اعلام کرده است که زمامداران
ایرانی مانع از آن میشوند که در این باره تحقیقی جدی صورت گیرد و با
تمام توان خود با این تفکر مخالفت میورزند که آموزش روابط جنسی تاثیر
بسزایی در پایین نگه داشتن آمار مبتلایان به ایدز دارد. همچنین تغییر
دید افکار عمومی به این معضل محرک جدی ای خواهد بود برای مراجعه
مبتلایان به ایدز به پزشکان متخصص که بخش اعظم آمار تخمینی از دید
پزشکان و نهادهای پزشکی دور مانده است. مشکلات ذکر شده مبتلایان به
ایدز را تشویق به انکار بیماری و سکوت در این باره مینماید که این خود
در انتقال ویروس ایدز به افراد سالم نقش بسیار بسزایی دارد. بخصوص
اینکه ویروس این بیماری از طریق ابزار و لوازم دندان پزشکی توانایی
سرایت فوری به اشخاص سالم را دارد.
خمینی و همفکرانش منتقدان تندرو فساد و فحشای ایران قبل از قیام مردمی
بودند و به دفعات مکرر در سخنرانیهای خود از جامعه دوران سلطنت به
عنوان جامعه فاسد نام برده اند. آنان آمده بودند تا به خیال خود فساد و
فحشا را از پیکر جامعه ایران بزدایند. اما در حقیقت بجز فساد و فحشا و
دیگر پدیدههای
منفی جامعه، با هر چیز دیگری از این جامعه مبارزه نمودند.
دید منفی به بیماری ایدز و مبتلایان به آن و مرتبط دانستن آن تنها به
فساد و فحشا که متاسفانه سایه سنگینی بر افکار عمومی در ایران انداخته
است، در حقیقت از اعماق حاکمیت سرچشمه گرفته و جامعه ایران را مسموم
نموده است.
اکنون بسیار ناگوار و بسی دشوار است که به طور علنی این حقیقت را عیان
سازند که تنها در پایتخت ایران 300 هزار زن تن فروش با فروش تن خود
امرار معاش میکنند. برای موسسان جمهوری اسلامی که گمان میکردند کمبود
مسجد و حسینیه، توده های مردم را به قیام علیه رژیم سلطنتی واداشته،
ناگوارتر آنست که به طور رسمی اعلام دارند که بیش از 2 میلیون نفر از
جمعیت ایران را زنان تن فروش تشکیل میدهند.
برخلاف جوامع پیشرفته جهان که رژیم سیاسی در آن جوامع به طور جدی و
عملی در تلاشند از شیوع این ویروس و ازدیاد مبتلایان جلوگیری به عمل
آورند و در راستای این هدف امکانات پزشکی فراوان و بعضاً مجانی را در
اختیار مبتلایان به ایدز قرار میدهند و توانستهاند
پیشرفت قابل توجهی در این راستا کسب نمایند و آن را تحت کنترل خود
بگیرند و همچنین انواع مختلف مبتلایان به ایدز را به مراجعه به
سازمانهای پزشکی و متخصصان تشویق میکنند. رژیم حاکم برایران نتوانسته و
نخواسته اند در این راستا گامی جدی بردارند.
بنابراین شاهد آنیم که این آمار به 30 هزار مورد افزایش یافته و چنانچه
در دوره آتی شاهد عدم تغییر دید و سیاستهای دولت در این
باره نباشیم و پیش بینی میشود که انکار و بی توجهی دولت ایران در این
باره به قوت خود باقی بماند، لذا در حقیقت جامعه ایران دارد به سوی
پرتگاه مخوفی سوق داده می شود.
برای اثبات این ادعا باید ازدیاد هر روزه مبتلایان به مواد مخدر و
بالارفتن آمار صیغه شرعی و تن فروشی زنان در ایران را همزمان با وسیعتر
شدن فقر و نداری و این واقعیت که دید اسلامی به این معضل و حاکمیت
مذهبی در ایران، از عوامل مهم و اساسی بر سر راه علاج این معضل میباشند
که نگرانی افکار عمومی داخل را بیش از پیش دامن زده است.
کلام آخر سرانجام اینست که در حالیکه در آستانه روز جهانی ایدز هستیم،
باید رژیم حاکم بر ایران از سوی افکار عمومی تحت فشار قرار گیرد و
سیاستهای ارتجاعی و افکار محجرانهشان
در این باره مورد انتقاد گسترده قرار گیرد تا بتوان برای جلوگیری از
شیوع بیشتر این بیماری مهلک در جامعه گامی جدی برداشت.