نجات بشریت از چنگ ایدز درگرو بهرهوری
از تولیدات ذیربط
هوشیار محمودی
قبل از دوران مدرنیته و قبل از کشف و توسعه علوم به طور عام و پزشکی به
طور اخص امراضی که امروزه به سهولت درمانپذیرند, اگر در شهری ظهور
میکرد به سرعت به مناطق مختلف کشور و به کشورهای دیگر انتقال می یافت و
قربانی چشمگیری از جامعه بشری میگرفت. کسی آنزمان به دولت جهت عدم
پیشگیری و درمان این امراض اعتراضی نداشت بدین دلیل که عدم علاج را
کمبود سطح رشته تفکر بشری و در نتیجه عدم پیگیری بر پدیده هایی که
آنزمان به مثابه بلای طبیعی جلوه گر بود, تشکیل می داد. اما پس از کشف
و گسترش و تقسیم علوم به رشته های گوناگون علم پزشکی نیز اهمیت بسزایی
یافت و چاره ناپدیرترین امراض بشریت را چنان علاج نمود که امروزه گویی
چنان امراضی موجودیت نداشته و تصور قربانی گرفتن آنها در مخیله لااقل
اکثریت بشریت معاصر امکانپذیر نیست. برای نمونه میتوان به طاعون اشاره
نمود که بیشتر از بزرگترین جنگهای تاریخ, ویرانگر جامعه بشری بوده و
امروزه هیچ اثری از آن یافت نمی شود.
بدواً سرمایه گذاری جهت مطالعات و تحقیقات این مسایل را دولتها به عهده
گرفته و غیر از این نیز توقعی موجود نبود و این یک ضرورت اجتماعی
درساختار نظام اجتماعی و سیاسی وقت بود. اما پس از دستیابی نسبی بشریت
به "آزادی" و اتمیزه شدن جامعه و هنگامی که انگیزه های تولید تغییر
یافت و خصوصی سازی شرکتها بطور عموم و شرکتهای خدمات درمانی که نمودی
از تغییر مزبور بود یکبار دیگر امراض جدید و قربانی گیری آنها صورت و
ابعاد وحشتناکی به خود گرفت, گویی نظام اجتماعی و سیاسی متمدن و مدرن
موجود قصد رجوع به گذشته را کرده است. ایدز را به حق میتوان یکی از آن
امراض لاعلاج در دوران معاصر و اوج پیشرفت بشری نامگذاری نمود. سالهاست
این مرض در سطح جهان از بشریت قربانی می گیرد. داروی پیشگیری و حفاظت
از مریض با وجودیکه مدتهاست که کشف شده اما به دلیل هزینه بالای آن و
عدم توانایی پرداخت آن از سوی مبتلایان, همان تراژدی"طاعون" قدیم
الایام را تداعی میکند و تکرار آنرا زمانی به نمایش می گذارد که حتی
خبر کشف داروی علاج آن نیز اخیراً در همه جا طنین انداخته است.
هم اکنون 40 میلیون نفر در سرتاسر جهان به این مرض مبتلا هستند.
استفاده از داروی علاج آن بهدلیل هزینه بالای آن برای اکثریت مبتلایان
میسر نیست که سالانه 15 هزار دلار میباشد و علت هزینه بالای آن نیز حق
بهرمندی از سود انحصاری تا 10 سال پس از تولید داوری مذکور میباشد.
اخیراً سازمان بهداشت جهانی اعلام داشته که حاضر به کمک بیماران
آفریقای جنوبی میباشد و این تحت فشار شرایط مرگباری است که هم اینک
تمام بشریت را در خطر وحشتزای شیوع آن فرو برده است.
پس از چندین سال دانشمندان هندی همان دارو را با قیمتی بسیار پایین
یعنی یک دلار در روز کشف و تولید می کنند, مشخص میگردد که آن هزینه
بالای تولیدات از طرف انحصارات با بهای اندک نیز قابل حصول است. حال
سوالی که پیش می آید اینست که به چه دلیل تولید دارو که امری در خدمت
امنیت، بهداشت و حفظ جان بشریت در برابر بلاهای کشنده است, به شرکتهای
خصوصی واگذار گردیده و چرا از وظیفه حتمی و حقوقی دولت خارج شده است؟
اصلاً شرکتهای خصوصی چه مسئولیتی در قبال حفظ بهداشت عمومی دارند؟
چگونه است که یکی آنقدر گران و دیگری آنچنان ارزان تولید خود را عرضه
میدارند؟ واقعیت اینست که ابداً اینان به منظور برآوردن نیازهای بشری
دست به چنین اقدامی ننموده اند. انگیزه اینان جهت فعالیت در چنین عرصه
هایی تنها و تنها همان انگیزه ایست که شرکتهای تولید کننده عروسک و
واکس سازی و ادکلن سازی و..... جهت تولید کالای خود دارند.
آری انگیزه تمام اینها را کسب سود بیشتر و انباشت سرمایه بیشتر تشکیل
میدهد و بازهم آری در حالیکه بشریت را در معرض تهدید کشنده ترین و
مرگبارترین مرض می بینیم , قانون تجارت و سود آوری نظام سرمایه داری
است که بر این عرصه از علم حکم میراند و خفت بارترین و رذیلانه ترین
ناهنجاریها را به یک ارزش اجتماعی بسیار عادی و هنجار بدل نموده است.
نجات جان انسانها در مقابل امراض امری کاملاً انسانی است و حال آنکه در
نظام موجود به یک عرصه اقتصادی جهت رقابت بر سر کسب سود بدل گشته است.
اینجاست که در اوج پیشرفتهای بشریت در عرصههای مختلف, یکبار دیگر
ضرورت اداره آگاهانه و انسانمدارنه جامعه از طریق اراده مستقیم بشری
نمایان میگردد و تا مغز استخوان قابل لمس و درک میگردد, واقعیت اینست
که نا انسانی بودن سیستم سرمایهداری و پایه های ضروری عدالت،
سوسیالیسم و جامعهای انسانی را چنین بلایایی نیز بر همگان مبرهن
میسازند.