شنبه 3 آبان ماه برابر با  25  اکتبر  xabarnama@komala.org

2

کشتار مردم کردستان و ضـرورت یک مقابله ی
فوری و همگانی

                  عمر ایلخانیزاده

 

کشتار مردم کردستان توسط نیروی انتظامی و دیگر ارگانهای سرکوبگر رژیم, به امری عادی و روزمره تبدیل شده است. همچنانکه در اطلاعیه­های دبیرخانه کومه­له آمده است از ساعات آخر روز شانزدهم و تمام روز هفدهم اکتبر برابر با 24 و 25 مهر ماه شهر سردشت و اطراف آن از یکطرف شاهد اوج خشونت و جنایتکاری مامورین انتظامی و از جانب دیگر اعتراض و تظاهرات گسترده و عمومی مردم سردشت بود که طی آن سه نفر از جوانان سردشت توسط مسلسل چی­های سیاه دل رژیم اسلامی به قتل رسیدند و طی یکماه گذشته این دومین بار است که مردم این شهر مورد حمله مسلحانه مامورین رژیم قرار میگیرند.

رویداد اخیر به سادگی از این قرار بود که در یک عروسی محلی که زن و مرد و دختر و پسر مطابق سنت دیرپا و مردمی به رقص مشغول بودند, به دلیل مخالفت رژیم با شادی و دخالت مامورین, با آنها درگیر میشوند و سپس به مهمانان عروسی در حال برگشت از مراسم, تیرندازی میشود که در اثر آن سه نفر کشته و یک نفر به سختی مجروح میگردد.

البته در سالهای اخیر شهرهای سردشت, پیرانشهر و مهاباد شاهد حمله مسلحانه مامورین رژیم به اعتراضات مردمی بوده­اند و گذشته از آن به نیروهای انتظامی در کردستان رسماً دستور تیراندازی داده اند و تقریباً هیچ هفته­ای نیست که در جاده ها کس و یا کسانی بیگناه در اثر تیراندازی­های نیروی انتظامی قربانی نشوند و یا کاروانچیان و کول­کشان در مرزها به بهانه­ی  ممنوعیت حمل اجناس قاچاق مدام مورد تیراندازی قرار نگیرند. به این موارد باید اعدام مبارزین و فعالان سیاسی را نیز اضافه نمود که حداقل در عرض چهار سال گذشته, فقط در منطقه کردستان این اعدامها اجرا گردیده­اند و هم اکنون نیز تعدادی محکوم به اعدام در انتظار جوخه مرگ هستند. به اضافه در شهرهای مریوان و بانه شاهد ربودن فعالین سیاسی توسط عناصر "ناشناس" و کشف جنازه شان در اطراف شهر     بوده­ایم.

همه موارد فوق و حتی همین یک نمونه­ی آخر از وحشیگری رژیم در سردشت و لشکرکشی نیروهای رژیم از شهرهای اطراف و کشتار مردم، تنها به خاطر اینکه مردم و خانواده مقتولین خواستار تحویل جنازه­ها بوده­اند, کافی است تا هر وجدان آگاه و آزادیخواهی را به شدت تکان دهد و در کردستان, ایران و خارج کشور یک صدا همه را به اعتراض وادارد. اما می­بینیم که با وجود اینکه در یکسال و نیم گذشته چنین مواردی در دیگر شهرهای کردستان هم رخ داده ولی متاسفانه بازتاب لازم و مقتضی را نه در مطبوعات و رسانه­های خارج و نه در میان اپوزیسیون ایرانی و نه در میان سازمانهای مدافع حقوق بشر, نداشته است. کافی است که نمونه­های مشابه و حتی کوچکتر اجحافات رژیم را به طور مثال در تهران در نظر آوریم، متوجه می­شویم که اگر در این موارد به حق و به درست همه از آن میگویند و به آن اعتراض می­نمایند و درباره­اش می­نویسند, اما در مورد وقایع سردشت, پیرانشهر و مهاباد, شاهد این اجماع اپوزیسیون ایرانی در اعتراض نیستیم. ما شاهد اعلام آکسیونهایی در مورد کشتارهای مردمی و اعدام­های سیاسی در کردستان نبودیم (از حق نباید گذشت کانون دفاع از زندانیان سیاسی تا حدی مستثنی است و باید گفت که بیشتر از دیگران به این امر توجه نموده­اند.) آیا واقعاً در هیچ نقطه­ی دیگری از ایران, در عرض دو سال گذشته این چنین موارد مکرر کشتار مردم و اعدام به جرم فعالیت سیاسی رخ داده است؟ آیا به قتل رساندن و دفن مخفیانه جنازه­ی سه جوان و اجازه ندادن به خانواده و بستگانشان تا وداع آخر را با آنها داشته باشند, کمتر از جنایتی است که در مورد خانم زهرا کاظمی صورت گرفت؟ پس چرا کمپین تبلیغاتی در این موارد وجود ندارد؟ آیا می­توان ساده از کنار این بی توجهی و در مواردی سکوت در مورد کشتارهای مردم کردستان, گذر کرد و یا گفت و خود را راضی نمود که به دلیل اینکه این کشتارها در مرکز و در تهران روی نداده است, اخبار آن انعکاس گستردگی لازم را نداشته است؟ جواب به این سوالات برای انسان آزاده و دمکرات و برای همه­ی ایرانیانی که سالها از جنبش مردم کردستان حمایت و دفاع نموده­اند و مبارزه­ی این مردم و جنبش­شان را در صف مقدم جبهه­ی مبارزه علیه جمهوری اسلامی شاهد بوده و در هر زمان جنبش کردستان را همراه و همگام با مبارزات حق طلبانه و دمکراتیک مردم سراسر ایران, دیده­اند, به سادگی امکان پذیر نیست.

من شکی ندارم که بسیاری از سازمانها، مبارزین و فعالین سیاسی غیر کرد بارها و بارها پا پیش گذاشته و قبول خطر نموده و از مبارزات حق طلبانه­ی مردم کردستان دفاع نموده و به این خاطر گرفتار مشقات و حتی جوخه­های مرگ شده­اند و به این لحاظ دین خود را در مقابل همه­ی مردم و کارگران و زحمتکشان کردستان به خوبی ادا کرده­اند. نویسنده این سطور چه به عنوان شخص و چه به عنوان سازمان کومه­له بارها شاهد این نوع ایثارها بوده و از آن نیرو گرفته­ایم. ما نگرانیم که این بی­توجهی موجب زمینه­های بدبینی در کردستان را فراهم آورد و یا حتی جریاناتی از هر دو طرف آن را دامن بزنند و به همین دلیل نیز هست که به خود جرأت داد تا انتظارات این دوره­ی مردم کردستان را به صراحت بیان کند و کمبود کنونی را مورد انتقاد قرار دهد.

 عیب و اشکال کار در کجاست؟

 ازدلایل مهم این سکوت و بی­توجهی می­توان به موارد عمده­ی زیر اشاره نمود.

الف: فضای سیاسی در کردستان تحت تاثیر و در راستای نیات و مشی اصلاح طلبان و ملی مذهبی ها نیست و این جریانات در سالهای اخیر نتوانستند در کردستان کسب پایگاه نمایند، در نتیجه مطبوعات وابسته به آنها مبارزات و مشی­های سیاسی توده­گیر در کردستان را در مقابل خود می­بینند و لذا در مورد جنایات رژیم در کردستان یا سکوت می­کنند و یا در مواردی آن را به صورت ناچیز منعکس می­نمایند و تا بتوانند به قلب حقایق می­پردازند. همین سکوت ولاپوشانی مطبوعات داخل بر رسانه­ها و رادیوهای خارجی نیز تاثیر می­گذارد و فضای سیاسی در خارج و داخل را خواه ناخواه تحت تأثیر قرار میدهد.

ب: عامل دوم و از نظر ما غیرقابل انتظار, غیبت و کم توجهی اپوزیسیون آزادیخواه و چپ و دمکرات ایرانی و یا به زبان دیگر عدم تمرکز لازمش در مورد مسائل کردستان است. اگر اصلاح طلبان و ملی مذهبی­ها عمد خاصی در مورد عدم انعکاس مسائل کردستان دارند, این وظیفه اپوزیسیون انقلابی و دمکرات و آزادیخواه ایران است که فعالانه مبارزات مردم کردستان و جنایتهای رژیم در حق این مردم را به وسط صحنه براند و وسیعاً آن را منعکس نموده و اعتراض یکپارچه بر علیه این جنایتها و پامال نمودن حقوق انسانی مردم کردستان را, سازمان دهد. آری انعکاس اخبار کردستان و اقدامات اپوزیسیون ایرانی هم فراخور سطح مبارزات مردم و عمق و دامنه فجایعی نیست که رژیم در کردستان مرتکب می­شود.

ج: به موارد فوق باید ناهماهنگی و کم بها دادن نیروهای دخیل در جنبش کردستان برای حداقل یک اتخاذ موضع و اقداماتی مشترک در این زمینه را افزود. احزاب فعال در صحنه سیاسی کردستان در این موارد به اعتراضی پرداخته و عکس العمل گاه صریح هم داشته­اند, اما یک اقدام سیاسی مشترک صورت نگرفته است و هنوز نیروهای سیاسی کردستان با هم در صحنه حاضر نشده و هماهنگی برای افشای وسیع این جنایات و اقدامات پیشگیرانه  لازم را به عمل نیاورده­اند.

به عوامل اصلی فوق می­توان کوچک بودن شهرهای کردستان و عدم حضور خبرنگاران و فضای هنوز میلیتاریزه­ای که رژیم در کردستان برقرار نموده است، را اضافه نمود که به نوبه­ی خود در کم منعکس نمودن اخبار کردستان تأثیر دارند. اما با وجود این فضا ظرفیت و پتانسیل بزرگی در اپوزیسیون ایرانی اعم از کرد و غیر کرد، وجود دارد که میتواند و باید این توطئه ی سکوت را بشکند.

 

چه باید کرد؟

برای جواب درست به این امر باید اقدامات در دو عرصه­ی اصلی را مورد بررسی قرار داد:

     الف: در عرصه­ی داخلی و در سطح کردستان به ترتیب اهمیت می­توان به موارد زیر اشاره نمود:

 

1_ در درجه­ی اول ضروری است که احزاب و جریانات اصلی در کردستان اقدامات خود را هماهنگ نموده و بیانیه و فراخوانهای مشترکی خطاب به مردم ایران و کردستان و هم خطاب به مراجع ذیصلاح بین المللی تهیه نموده و کمپینهای معینی برای جلوگیری از کشتار مردم و اعدام فعالین سیاسی در کردستان را علیرغم تفاوت در مشی و دیدگاههایشان، پیش ببرند. کومه­له همچنانکه بارها اعلام نموده حاضر است در این مورد بلافاصله وارد عمل و همکاری شود و انتظار داریم که دیگر احزاب و جریانات نیز آمادگی خود را برای ایجاد چنین هماهنگی­ای ابراز دارند.

2_ همه­ی روشنفکران، آزادیخواهان و انسانهای دمکرات و مستقل و سازمانهای سیاسی در ایران از هم اکنون توجه جدیتری به اخبار اجحافات در کردستان مبذول دارند و بکوشند تا افکار عمومی مردم ایران به این جنایات معطوف شود و از هر طریق ممکن تلاش نمایند تا رویدادها و نقض آشکار حقوق انسانی مردم کردستان منعکس گردد و به آن اعتراض نمایند. در کردستان روشنفکران، استادان، معلمین و نویسندگان و فعالین آزادیخواه قلم و زبان و توانشان را از هر طریق ممکن و مقدور در خدمت فشار بر جمهوری اسلامی و اعتراض به این کشتارها به کار گیرند.

3_ یکی دیگر از مسایل مهمی که باید در این بخش مورد اشاره قرار گیرد، در پیش گرفتن     شیوه­های متنوع مبارزه و سراسری نمودن اعتراضات در سطح کردستان است. تاکنون در مقابل کشتار و زورگوییهای مأموران رژیم هر از گاهی مردم یک شهر چند روزی به اعتراض و عصیان پرداخته و با سرکوبگران درگیر شده­اند، بدون اینکه بتوانند به صورتی سازمان یافته  اعتراض و مبارزه­شان را ادامه دهند و یا مردم دیگر نقاط کردستان توانسته باشند به جز همدردی و ابراز خشم، اقدامات معین عملی را پیش برده و صدای اعتراض عمومی مردم کردستان را به گوش جهانیان و مردم دیگر نقاط ایران برسانند و فشار محسوسی بر رژیم وارد آورند. لذا ضروری است از یکسو در فکر تداوم هر اعتراض و مبارزه  مشخص مردمی باشیم و از سوی دیگر شکلهای معینی را برای پشتیبانی و جلب حمایت عمومی و سراسری مردم کردستان از هر تجاوز و تعدی رژیم در یک شهر را به غیر از تنها شکل درگیری، بیابیم و سعی کنیم که به   شیوه­های تحصن، گردهمایی و صدور قطعنامه و امضا و بیانیه­های دسته جمعی، حمایت دیگر شهرها و نقاط کردستان را سهل و ممکن گردانیم تا خواستهای مشخص، روشن و حق طلبانه­ای طرح شده و در افکار عمومی جایگیر شوند و اشکال مبارز و اعتراض و پشتیبانی مردم   متنوع­تر گردد. 

  ب: در سطح خارج کشور: در شرایط کنونی عرصه­ی خارج کشور و انعکاس اخبار کردستان در آن میتواند هم بر مراجع و نهادهای بین­المللی تأثیر بگذارد و هم عرصه­ی مناسبی است برای هماهنگی و همکاری اپوزیسیون ایرانی. ما میتوانیم آکسیونهای معینی را در پایتختهای اروپایی و در کشورهای قاره­ی آمریکا بسته به موقعیت و امکانات، در اعتراض به اعدام فعالین سیاسی در کردستان فراخوان دهیم، میتوان کشتار در شهرهای کردستان و دادن دستور تیر به نیروهای انتظامی را افشا نمود و خواهان لغو چنین دستورالعملی شد و بکوشیم وسیعترین همکاری مابین اپوزیسیون کرد و ایرانی را سازمان داده و همه­ی مراجع بشردوست و نهادهای بین­المللی را مطلع نموده و از آنان طلب پشتیبانی کنیم. کومه­له دست همکاری به سوی همه­ی  تبعیدیان کرد در خارج و به طرف اپوزیسیون چپ، دمکرات و آزادیخواه دراز میکند و از هرنوع هماهنگی و اقدام عملی استقبال مینماید. رفقای تشکیلات ما در کشورهای مختلف حاضرند و باید اقدامات معینی برای ممکن نمودن چنین آکسیونهایی را در دستور کار خود قرار دهند. در عینحال باید تأکید نمود که این همکاری و هماهنگیها نباید تنها به مسایل کردستان محدود شود، بلکه ما حضور اپوزیسیون کرد در خارج کشور را در همه­ی اعتراضات علیه جمهوری اسلامی ضروری دانسته و به سهم خود در این جهت تلاش کرده و میکنیم.