شنبه 17 آبان ماه برابر با  8  نوامبر  xabarnama@komala.org

5

مجلس و راهکارهایش برای رفع آسیبهای اجتماعی

 

سالار پاشایی

 

این روزها بحرانی بودن جامعه ایران از گوشه و زوایای مختلف از جانب نهادهای مختلف دولتی و غیر دولتی داخل کشور، مورد بررسی قرار میگیرد و آمارهایی گاه تکان دهنده در رسانه ها انتشار می یابد که با ارائه چنین آمارهایی, افکار عمومی ایران بصورت وسیعی در جریان حاد بودن وضعیت جامعه قرار گرفته و نگاهها هر چه بیشتر متوجه نهادهای دولتی و بی­کفایتی آنها در برخورد به این مسائل شده است.

در این میان روز سه­شنبه کمیسیون فرهنگی اجتماعی و قضایی مجلس شورای اسلامی فوریت به تصویب رساندن طرحی درمجلس را پیشنهاد کرد که مضمون این طرح به آمار بالای طلاق و کودک آزاری و برخی نکات دیگر در جامعه ایران اشاره دارد و برای پیدا کردن راهکارهای درست آنهم با سرعت و عجله تحقیقات و بررسیهایی را توسط کمیسیون مذکور به عمل آورده است.  با تصویب این طرح توسط اکثریت نمایندگان مجلس, چند نفر از صاحبنظران اجتماعی در تعلیم اموراجتماعی را انتخاب نموده­اند اما تاکنون جوانب مختلف این طرح را به لحاظ عملی روشن نساخته­اند.

به تصویب رساندن چنین طرحی از طرف مجلس شورای اسلامی در چنین وضعیتی که جامعه ایران گریبانگیر مسائل حادی گشته تا چه اندازه درعمل می­تواند جوابگوی واقعی معضلات جامعه باشد؟, طبق آمارهای انتشار یافته از طرف خود رژیم طی 6 ماه اول سال جاری 2هزار و500 زن خیابانی و دختر فراری, فقط از خیابانهای شهر تهران جمع آوری شده­اند و تازه این قطره­ای از دریای جمعیت زنان و دختران فراری است که در دیگر شهرهای ایران سرگردانند و تعدادشان هرروز در حال افزایش است.

 در همین خصوص بنا به دیگر آمارهای منتشره در رسانه­های همگانی, میانگین سن گرایش زنان و دختران به سوی آسیبهای اجتماعی 1 سال پایین­تر آمده و میانگین سن دختران فراری و زنان آسیب دیده بین 15 تا 20 سال است و حتی بین زنان آسیب دیده خیابانی, افراد 15 ساله هم دیده  می­شود, حدود 90 درصد دختران فراری از خانواده­های طلاق گرفته بوده و زنان خیابانی نیز عمدتاً از خانواده­های بیکار و بی­امکان هستند که مورد همسر آزاری قرار گرفته و یا شوهرانی بیکار, معتاد و یا زندانی دارند.

نرخ آسیبهای اجتماعی در سالهای گذشته در جامعه مرحله به مرحله سیری صعودی طی نموده است. مجلس شورای اسلامی دراین مقطع صرفاً به برخی از این آسیبهای اجتماعی پرداخته و آنهم درحد فوریت تصویب طرحی در رابطه با "آمار بالای طلاق و کودک آزاری" در جامعه و در برابر دیگر آسیبهای اجتماعی از قبیل اعتیاد، بیکاری و مبتلا شدن به جرایم اجتماعی، با وصف حاد بودن آنها, سکوت اختیار نموده است.  در حالی که فرصت مجلس ششم شواری اسلامی روبه اتمام است و هفته­های آخر را پشت سر میگذارد اقدام به چنین امری برای افکار عمومی سوال برانگیز   می­باشد, انگار که در طول چند سال گذشته هیچیک از آسیبهای اجتماعی در ایران درمرحله حادی نبوده و تنها در این اواخر بحران در این زمینه ها بوجود آمده است .

بررسی دلایل بوجود آمدن چنین آسیبهایی در جامعه و تلاش برای پیشگیری از آنها, باید از چند سال پیش سرفصل اقدامات عملی و قانونی به اصطلاح نمایندگان مردم در مجلس قرار میگرفت . تراژدی وحشتناک فحشا, طلاق, زن و کودک آزاری و دختران فراری به گونه­ای تکان دهنده است که با بررسی  آنها متوجه این نکته می­شویم که هریک بر بستر و زمینه­های موجود اجتماعی و در طول مدت زمانی, رشد نموده­اند و تا چند ماه پیش هیچ یک از نهادهای دولتی و حتی خود مجلس و آقایان نمایندگان نیز حاضر به ارائه هیچ آماری در این زمینه­ها و تلاش برای رسیدگی به آنها  نبودند و همیشه آمارهای واقعی آسیببهای اجتماعی را در هاله­ای از ابهام قرار داده­­اند, اکنون مجلس و اصلاح طلبان در این نفسهای آخر و در آستانه انتخابات مجلس هفتم با این حرکات و مانورها, دل در هوایی تازه پرورانده­اند و به گمان خود با یک تیر چند هدف را نشانه رفته­اند و این بارهم به مانند گذشته نه از سر دلسوزی که برای کسب مشروعیت و اعتماد مردمی خود را دلسوز جلوه میدهند.

پایین آوردن آمار طلاق و از بین بردن کودک آزاری در جامعه که مضمون طرح فوریتی مجلس شورای اسلامی و کمیسیون مربوطه است, نه به این سرعت و نه با سهولت و نه توسط این مجلس و این دولت به انجام میرسد, چرا که از هم پاشیدن شیرازه خانواده­ها و پایمال شدن حقوق کودکان و آزار و اذیت آنها, از    تحفه­های حاکمیت مذهبی جمهوری اسلامی است که توام با هزاران مشکلات حاد دیگر برای جامعه ایران به ارمغان آورده است. ساختار جامعه ایران به لحاظ آسیب شناسی اجتماعی آنچنان تخریب گردیده که صاحبنظران اجتماعی براین باورند سالها طول می­کشد که بوسیله روشکارهای امروزی مدرن و سیستم آموزشی پیشرفته, آثار چنین آسیب دیدگیهای اجتماعی از بین برود.

پرواضح است که عجز و ناتوانی مجلس شورای اسلامی و در راس آن اصلاح طلبان و جناح تمامیت خواه در طول سالهای گذشته در برابر نیازها و مشکلات مردم، به خوبی عیان گشته و صدها مشکل سیاسی,اقتصادی, اجتماعی و فرهنگی مردم ایران  طی این سالها مسکوت و لاینحل مانده است.