شنبه 28 دى برابر با 18 ژانويه   khabarnameh_komala@hotmail.com

دختران فرارى و سير رو به افزايش آن در ايران

 سيامك حيدرى

 

 

  تجارت دختران و زنان در جهان, پس از قاچاق اسلحه و مواد مخدر رده ي سوم را در ميان باندهاى مافيا به خود اختصاص داده است. اين شبكه ها دويست ميليون زن و دختر را در اختيار دارند و سالانه 7 تا 13 ميليارد دلار از اين راه سود به دست مى آورند. 40% از دختران فرارى به دليل اختلاف با والدين و آزار و شكنجه از خانه فرار مى كنند, 15% از آنان به دليل اختلاف با برادر در خانواده, راه فرار را ترجيح مى دهند, پنجاه درصد از دختران فرارى مجرد هستند و دو درصد متاهل اند, 24% درصد فريب مى خورند. براساس گزارش سازمان بهداشت جهانى, سالانه نزديك به يك ميليون دختر نوجوان 12 تا 19 ساله از خانه فرار مى كنند.

75% فراريان كودك و نوجوان دختر هستند. اين دختران تقريباً از همان روزهاى اول صيدى آماده براى باندهاى فساد و مافياى شهرى و منطقه اى هستند. طبق آمارها 34% فراريان در خانه ى دوستان شان, 27درصد در خيابان ها و نزديك به 6درصد هم در پارك ها زندگى مى كنند! چون هيچ سرپناهى ندارند كه در آن بياسايند زود تسليم ربايندگان شده و به دام مى افتند و پيدا كردن اين فراريان براى باندهاى حرفه اى در خرابه ها و پارك ها اصلاً كار مشكلى نيست.

پديده ى دختران فرارى در ايران ابعاد وسيعى به خود گرفته است.رژيم جمهورى اسلامى اوايل هم چون معضلات ديگر از زاويه ى ايدئولوژى و "امنيت ملى" به قضيه نگاه مى كند. به مانند بيمارى ايدز كوشيد تا جايى كه ممكن است بر آن سرپوش گذاشت و از بازتاب آن در نشريات جلوگيرى كرد. و باز اين مساله آن قدر حاد شد, كه ديگر سرپوش گذاشتن بر آن ممكن نگرديد. اينك كه پرده ها كنار زده شده اند آمارهاى تكان دهنده اى را شاهد هستيم كه در صورت عدم برخورد درست به آن در دراز مدت مى تواند عواقب زيان بارى براى نسل هاى ديگر به هم راه آورد.

    استان هاى كرمانشاه, لرستان, همدان, خراسان و استان هاى شمالى ايران بيش ترين آمار دختران فرارى را به خود اختصاص داده اند. دختران فرارى گاهى براى دست يافتن به زندگى بهتر راهى شهرهاى صنعتى تر و بزرگ و كوچك ايران مى شوند, شهرهاى بزرگ در نگاه اول قبله ى آمال دختران فرارى است. تغيير در ساختارهاى اقتصادى و اجتماعى جامعه ى ايران دختران را واداشته است تا به فكر استقلال خود بيفتند و به اميد پيدا كردن راه و رسيدن به سعادت و آينده اى بهتر و هم گام با آن رودررو شدن با افكار سنتى و غيرمدرن بسيارى از والدين, دختران را به فرار از خانه سوق مى دهد.

    ازدواج هاى اجبارى هنوز هم در گوشه و كنار ايران رايج است. والدين خيلي وقت ها بدون در نظر گرفتن علايق و خواست هاى فرزندانشان و به نيابت از جانب آن ها, دخترانشان را به عقد مردانى درمى آورند كه خود پسنديده اند. اين امر با واقعيت هاي دنياى امروز و دنياى فكرى نسل كنونى هم خوانى ندارد. امروز در اثر تسهيل حمل و نقل و ارتباطات و گريزگاه هاى ديگر براى دختران, آنان اين وضعيت را برنمىتابند. دختران امروزين مى خواهند از قيدوبندها و محدوديت هايى كه بر سر راه آنان به خاطر جنسيت شان قرار دارد رها شوند. نسل كنونى ايران با والدين خويش فاصله ى نگرشى زيادى دارد. نسل امروزين با تكنولوژى آموزشى و صنعتى مى خواهد ديد ديگرى به زندگى و جهان داشته باشد, درحالى كه نگرش سنتى سرپرست هاى خانواده و پايبندى شان به ارزش ها و سنن كهن در تقابل هم قرار مى گيرند.

به دليل نگرش سنتى جامعه, خيلي از مواقع روابط جنسى قبل از ازدواج به قيمت از دست دادن جان دختران تمام مى شود و آنان براى آن كه به چنين سرنوشتى دچار نشوند, و ترس از رسوايى كه از اين راه عايد خانواده مى شود, مجبور مى شوند ديار و نزديكان خود را ترك كنند و مخفى شوند.

    در ايران هيچ نشريه ى مستقل زنان كه بتواند مشكلات زنان را به طور مستقل و واقع بينانه مورد بررسى و تجزيه و تحليل قرار دهد وجود ندارد, چند نشريه اى كه ادعاى نشريه هاى زنان را دارند, از نوع دولتى آن و تنها براى خالى نبودن عريضه است. اين نشريات نه تنها به معضلات زنان كنونى جامعه ى ايران نمى پردازند, بلكه خود هم چون زنجيرى بر پاى زنان, آنان را به خرافه پرستى هم دعوت مى كنند.

    بى كارى فزاينده در جامعه ى كنونى ايران و خاصه در ميان زنان, تشديد رقابت به خاطر پيدا كردن كار, وابستگى مالى و اقتصادى دختران به پدر و برادر و تلاش براى رهايى از اين وضعيت و تقسيم ناعادلانه ى  ثروت در جامعه در فرار دختران دخيل هستند. اعتياد در جامعه ى ايران بيداد مى كند, اعتياد سرپرست خانواده شيرازه ى آن را از هم مى پاشد, دختران براي رهايى از سركوفت دوستان و همسايه گان, تامين نشدن مالى و ترس از وضعيت به وجود آمده فرار مى كنند. بعضي مواقع از جانب دوستان والدين معتادشان مورد تجاوز جنسى قرار مى گيرند و والدين در قبال تامين كردن موادشان از آن چشم پوشى مى كنند. عكس قضيه هم صادق است, يعنى وقتى كه دخترى معتاد مى شود, خانواده وى را مايه ى سرافكندگى مى داند و از خانه طرد مى شود. طرد كردنشان همان و افتادن در منجلاب بزرگ تر همان.

  اختلافات خانوادگى نيز مى تواند در فرار دختران نقش داشته باشد, اگر اين اختلافات دايمى و جلو چشم نوجوانان تكرار شود عواقب زيان بارى براى خانواده به هم راه خواهد داشت. در بسيارى از كشمكش ها و اختلافاتى كه والدين مقصر اصلى بوده اند, كودكان و خصوصاً دختران قربانى شده اند. اگر اين اختلافات به جدايى بكشد, وضعيت به مراتب دشوارتر خواهد بود. اگر والدين در دوران نوجوانى, كه دوران گذار و دوران بحران هاى روحى در ميان نوجوانان است, نتوانند براى مشغله ها, ايده آل ها, و ذهنيت هاى فرزندان شان جوابى شايسته بيابند, آنان سرخورده شده و راه هاى ديگر و از جمله فرار را مى جويند.

   در ايران سازمان و يا نهادى كه بتواند دختران فرارى را گردهم آورد از از افتادن در تورهاى فساد جلوگيرى كند وجود ندارد, تنها خانه ى ريحانه بود كه ديديم كه آخوندى كه سرپرستى آن را برعهده داشت, خود ضمن تجاوز به دختران در فروش آنان به شيخ نشين هاى حوزه ي خليج فارس نقش داشت.مراكز تحقيقاتى روى مساله ى زنان وجود ندارد و مراكز علمي مطالعات در مورد معضلاتى كه به زنان مربوط است ديده نمى شود. دختران فرارى كه از محدوديت هاى اعمال شده در خانواده و براى به دست آوردن آزاديشان فرار كرده اند, باز و اين بار سهمگين تر گرفتار مى آيند. دختران مى خواهند موقعيت اجتماعى خود را با كار و تلاش فردى و مستقل از خانواده به دست بياورند; اما نگرش كهنه و فرسوده ى حاكميت و تعدادى از خانواده ها دختران را در موقعيتى قرار مى دهد كه نتيجه اى جز تباهى براى آنان و آسيب هاى اجتماعى به بار نمى آرود.

اين زنان يا در داخل شهرهاى بزرگ به تن فروشى مي پردازند و يا از طريق باندهاى مافيا به كشورهاى حاشيه ى خليج فارس, پاكستان و كشورهاى آسياى ميانه صادر مى شوند. در سه ماهه ى اول سال 1380 بنا به آمارهاى رسمى, كه در درست بودن شان جاى شك است, بيش از 80 هزار روسپى در خانه هاى تيمى مشغول به كار روسپى گرى بوده اند. دولت برنامه ى مشخصى براى اين معضل اجتماعى ندارد. شهردارى ها و مراكز خيريه از پذيرفتن آنان سربازمى زنند. در اثر اين اهمال كارى ها بيمارى هاى مقاربتى همانند ايدز و هپاتيت در سطح جامعه شيوع پيدا مى كند. توزيع مواد مخدر از راه اين فراريان كه براى باندهاى بزرگ كار مى كنند انجام مى پذيرد. دولت با حالتى منفعلانه و حساسيتى روى مساله ندارد و كليت نظام بي ميل نيست كه جوانان بيش ترى را از اين راه به انحراف كشانده شوند. معضل دختران فرارى نياز به يك كالبدشكافى كارشناسانه دارد كه تاكنون هم به جز گه گاهى كه روزنامه ها در اين باره مطالبى مي نويسند كار شاقى نديده ايم كه انجام پذيرد. در بودجه ى سال 1382 هم توجهى به اين امر نشده بود. به نظر نمي رسد كه دولت طرحى, كوتاه مدت و يا بلند مدت, براى اين پديده داشته باشد. جمهوري اسلامى با كنترل نكردن آسيب هاى اجتماعى, جوانان را به مصاف طلبيده است. سياست پيگيرى نكردن دختران فرارى مثل ديگر معضلات جامعه و دست روى دست گذاشتن سران حاكميت نه كارى از روى ندانم كارى, بلكه سياستى آگاهانه و عامدانه و دامى براى جوانان است. در سال هاى گذشته دختران روند رو به رشدى را براى واد شدن در امور اجتماعي آغاز كرده اند. براي اولين بار در تاريخ ايران ميزان دانشجويان دختر بر دانش جويان پسر فزونى گرفت. روحانيون مرتجع كه از حضور زن ها در صحنه هاى اجتماعى وحشت دارند اين وضعيت را برنمىتابند و براى آن نقشه ها در سر دارند.

    در اين صورت بر خانواده هاست كه با ديدي امروزى تر با فرزندان و خصوصاً دخترانشان برخورد كنند, نيازهاى آنان را در نظر گيرند. و با دركى عميق و علمى رويدادهاى ناشى از پديده ى دختران فرارى را مورد توجه قرار دهند.

 

5