خانههای
سلامت
یا گریز از واقعیات جامعه
سمکو نوری
پدیده
دختران فراری حدود چند سالی است که در رقابتی تنگاتنگ با سایر
معضلات جامعه ما قرارگرفته و ریشه در اعماق مسائل و مشکلات اقتصادی و
فرهنگی و
غیره دارد. دختر یا پسر جوان جامعه ما که در خط مقدم مشکلات جامعه قرار
دارند، تاب و توان رویارویی و تحمل مصائب از این دست را نداشته و خانه
را مأمن و والدین را پشتیبانی برای خود نمیبینند. به علت فقر فرهنگی و
اقتصادی خانواده از منزل فرار کرده و به زعم خود برای حل معضلات به
جامعه پناه میبرند.
در
جامعه نیز گرفتار دام انواع باندهای مخوف میشوند که آمارهای خود رژیم
نشان از آن دارد که بیشتر این دختران یا پسران فراری از درون
خانوادههایی هستند که مشکلاتی از قبیل مبتلا بودن یکی از والدین به
مواد مخدر و یا نبود شغل مناسب و آشفتگی اقتصادی خانواده و یا نداشتن
آگاهی لازم جهت راهنمایی فرزندان و غیره بوده است.
اخیراً
باندهایی تحت نام باندهای قاچاق دختران به خارج از کشور از درون جامعه
بیمار ایران سر برآوردهاند که کارشان به دام انداختن و قاچاق و خروج
این دختران به خارج از کشور است. برای این باندها نیز همچون دیگر
پدیدهای جامعه از طرف
آیتاللهها و حاج آقاها هیچ چارهای اندیشیده نشده و سکوت آنها و
نیافتن راهی برای گذر جامعه از این بلایا به معنی رضایت آنها از این
اوضاع است. چه بسا دست داشتن خود این جنابان در این قاچاقها و سرازیر
شدن سود حاصله از آن به شماره حسابهای مقامات معظم و به غایت عظمی و
ولایت، امری کاملاً عادی میباشد. طبق آمارهایی که سازمان بهزیستی
اعلام کرده است هر ساله به مقدار 15%
آسیبهای اجتماعی افزایش پیدا کرده که این خود افزایش کودکآزاری و
کاهش سن بزهکاری جوانان به 13 سال را به دنبال داشته است.
طرح
خانههای سلامت که از جانب سازمان بهزیستی پیشنهاد شده و شروع به کار
کرده است، تاکنون مشخص نیست که از چه زمانی به صورت پنهانی کار نموده
است. گفته میشود که این خانهها در تهران و بعضی شهرهای دیگر ساخته
شده و به اصطلاح کارشان جمعآوری دختران فراری در سطح شهر و قرنطینه
کردن آنها از یک تا سه هفته و نگهداری به مدت 6 ماه است. البته این
دختران فقط به هنگام شب و صرفاً برای خواب به خانههای تحت نام
خانههای سلامت برمیگردند و عملاً این خانهها به خانههای فساد و
تسهیل در فحشا تبدیل شدهاند. این دختران در طول روز درون شهرها به
کارهای خلاف پرداخته و بعد از اتمام کار شب به این خانهها بر
میگردند. واقعیت این است طرح ساخت خانههای سلامت در ادامه طرح ساخت
خانههای عفاف میباشد. در جریان انتخابات ریاست جمهوری در سال 76 در
یک برنامه تلویزیونی که برای کاندیداهای وقت برای تبلیغ نظراتشان
گذاشته بودند، رفسنجانی آشکارا گفت که" اگر ملت به اینجانب رای اعتماد
دهند طی یک برنامه مدون نخواهم گذاشت که هیچ جوانی در ایران بدون همسر
سر بر بالین بگذارد". یا اینکه صیغه را رواج دادند و همین رفسنجانی در
وصف آن داد سخن میداد تا معضل جوانان را از طریق فحشای اسلامی حل کند،
ولی واقعیت این است که هیچ یک از این پروژهها
حلال مشکلات جامعه ما نیست. این مهم را نیز این آقایان میدانند و برای
اینست که
میخواهند
شاید عدهای را بفریبند و برای جلوگیری از هرنوع اعتراضی به وضع موجود
حقالسکوتی به جوانان بدهند. سران رژیم به علت سود بالای این کارها
برای خود، در پی حل این گرفتاریهای موجود بر پیکره جامعه بر نمیآیند و
جامعه را به حال خود رها کردهاند.
عدم
التزام به حل مشکلات جامعه و وجود ثروتهای بادآورده و ارقام و اعداد
بالا و افسانهای حاکمان زور مدار، جز نشان از رد پای خود آنها در
این مسائل چیز دیگری نیست. مانند باندهای قاچاق مواد مخدر و اشیا عتیقه
که از طریق جناب رفسنجانی و عاملان متنفذ این آقایان به جامعه تسری
پیدا کرده است.