|
راهکاری طالبانیستی در جهت رفع
مشکل زنان خیابانی
سمكو نوری
پدیده زنان خیابانی، همچون بسیاری پدیده های موجود در بافت اجتماعی
مریض ایران، در حال گسترش روز افزون می باشد. عوامل متعددی در شکلگیری
و گسترش این پدیده دخیل میباشند: فقر و فقدان تأمینهای اجتماعی که
منجر به بیپناهی دختران و زنان میشود، بیکاری و یا نداشتن کار مناسب،
اعتیاد والدین به مواد مخدر، بیسوادی و یا پائین بودن تحصیلات، مشکلات
خانوادگی، فقدان آزادیهای فردی و ایجاد محدودیتهای شدید و سازمان
یافته توسط نهادهای سرکوبگر، که همه آنها برخاسته از محیط اجتماعی و
فرهنگی و سیاسی ایجاد شده بهوسیله رژیم اسلامی است.
طبق آمارهای منتشره توسط خود رژیم بیش از دو و نیم ملیون نفر از جمعیت
ایران معتاد هستند، که این خود مبین از هم پاشیده شدن یا گرفتار شدن دو
و نیم ملیون خانواده در جامعه ما میباشد. البته این احتمال قوی را هم
باید در نظر گرفت که آمارهای واقعی بسیار بشتر از این ارقام باشند. یا
طبق همین آمارها سالانه صدها پرونده مربوط به مشکلات خانوادگی در
دادگاههای سراسر ایران موجود است که بدون ارائه هیچگونه راهکاری در
جهت حل مشکلات خانوادگی مراجعهکنندگان در دادگاهها بایگانی و به
فراموشی سپرده میشوند. در هر یک از موارد بالا و موارد دیگری که خود
در ایجاد زمینه مساعد برای از هم پاشیدگی خانوادهها و به وجود آمدن
پدیده زنان بیکار، زنان خیابانی و دختران فراری مؤثرند آمارها و ارقام
سرسامآوری وجود دارند که ذکر آنها تکرار مکررات میباشد.
در درون حاکمیت پوسیده جمهوری اسلامی ما با بررسی علمی و ارائه
برنامههای صحیح برای حل این مشکل اجتماعی روبهرو نیستیم، بلکه معمولا
با عکس این مسأله مواجه میشویم. خانم عشرت شایق به اصطلاح نماینده
مردم تبریز در سومین هماندیشی مجمع بانوان اعضای شورای اسلامی
استانهای سراسر کشور در جهت رفع مشکلات عدیده زنان مستاصل ایران با
اقدام به تئوری پردازی و ارائه راهکار در میان زنان اعضای شوراهای
سراسر کشور، تنها راه برونرفت جامعه زنان ایران از بیچارگی را اعدام
آنها بر شمرد و اظهار داشت که با اعدام حداقل ده نفر از زنان خیابانی
این مشکلات خود به خود حل خواهد شد. در قسمتی دیگر از فرمایشات این
خانم میخوانیم که تنها فرهنگ اسلامی است که مدافع زنان است و این
زنان هستند که خود را باور ندارند.
با توجه به سخنان این "خواهر بسیجی" میتوان به عمق فاجعهای که
مردم و خصوصا زنان ایران گریبانگیر آن هستند پی برد. خانم شایق شاید
فراموش کردهاند یا میخواهند این مسأله را از حافظه معیوب خود پاک
کنند که فقط در هفتههای گذشته چندین نفر بالای چوبه دار رفتند، یا
شاید عاطفه و دهها و صدها عاطفه را از یاد بردهاند که در طول 25 سالی
که از عمر این رژیم می گذرد، به دار آویخته شدند، در حالی که هنوز زنان
خیابانی و دیگر پدیده های مشابه بهسرعت در حال گسترش هستند. از قرار
معلوم عشرت شایق با ناکافی دانستن این بلایا و در ماندگیهایی که بر سر
زنان ایران آمده است، خواستار اعدام آنها می شود. خانم عشرت شایق و
شایقها درواقع جز نمونههای مسخشده و خردشدهای از زن که جمهوری
اسلامی برای بیاعتبار کردن و ضربه زدن به جنبش آزادیخواهی زنان ایران
از درون خلق کرده چیز دیگری نیستند. جنبش برابریطلبانه زنان ایران،
باوجود همه مشکلاتی که با آن دست بهگریبان است، در حال گسترش و کسب
نیرو است. عشرت شایقها همان قدر نماینده زنان ایران هستند که جاسوسان
و عوامل دولت و کارفرما در میان کارگران را میتوان نماینده کارگران
محسوب کرد و یا همان قدر که مأموران کرد وزارت اطلاعات را میتوان
نماینده کردها قلمداد کرد. رشد و گسترش جنبش زنان ایران در واقع با
رسوا کردن و به کنار افکندن اینگونه "نمایندگان" همراه خواهد بود. و
سرانجام خانم عشرت شایق و سایر همقطاران مرد و زنشان باید بدانند که
این زنان خیابانی نیستند که باید اعدام شوند بلکه این سران خائن رژیم
اسلامی هستند که باید توسط مردم آزادیخواه ایران به سزای اعمالشان
برسند. |