1 آذر ماه 1383 برابر با  20  نوامبر  2004- خبرنامه شماره  174  

 xabarnama@komala.org

5

راهکاری طالبانیستی در جهت رفع

 

  مشکل زنان خیابانی

 

 

سمكو نوری

پدیده زنان خیابانی، همچون بسیاری پدیده های موجود در بافت اجتماعی مریض ایران، در حال گسترش روز افزون می باشد. عوامل متعددی در شکل­گیری و گسترش این پدیده دخیل می­باشند: فقر و فقدان تأمین­های اجتماعی که منجر به بی­پناهی دختران و زنان می­شود، بیکاری و یا نداشتن کار مناسب، اعتیاد والدین به مواد مخدر، بیسوادی و یا پائین بودن تحصیلات، مشکلات خانوادگی، فقدان آزادی­های فردی و ایجاد محدودیت­های شدید و سازمان یافته توسط نهادهای سرکوب­گر، که همه آنها برخاسته از محیط اجتماعی و فرهنگی و سیاسی ایجاد شده به­وسیله رژیم اسلامی است.

طبق آمارهای منتشره توسط خود رژیم بیش از دو و نیم ملیون نفر از جمعیت ایران معتاد هستند، که این خود مبین از هم پاشیده شدن یا گرفتار شدن دو و نیم ملیون خانواده در جامعه ما می­باشد. البته این احتمال قوی را هم باید در نظر گرفت که آمارهای واقعی بسیار بشتر از این ارقام ­باشند. یا طبق همین آمارها سالانه صدها پرونده مربوط به مشکلات خانوادگی در دادگاه­های سراسر ایران موجود است که بدون ارائه هیچ­گونه راهکاری در جهت حل مشکلات خانوادگی مراجعه­کنندگان در دادگاه­ها بایگانی و به فراموشی سپرده می­شوند. در هر یک از موارد بالا و موارد دیگری که خود در ایجاد زمینه مساعد برای از هم پاشیدگی خانواده­ها و به وجود آمدن پدیده زنان بیکار، زنان خیابانی و دختران فراری مؤثرند آمارها و ارقام سرسام­آوری وجود دارند که ذکر آن­ها تکرار مکررات می­باشد.

در درون حاکمیت پوسیده جمهوری اسلامی ما با بررسی علمی و ارائه برنامه­های صحیح برای حل این مشکل اجتماعی روبه­رو نیستیم، بلکه معمولا با عکس این مسأله مواجه می­شویم. خانم عشرت شایق به اصطلاح نماینده مردم تبریز در سومین هم­اندیشی مجمع بانوان اعضای شورای اسلامی استان­های سراسر کشور در جهت رفع مشکلات عدیده زنان مستاصل ایران با اقدام به تئوری پردازی و ارائه راهکار در میان زنان اعضای شوراهای سراسر کشور، تنها راه برون­رفت جامعه زنان ایران از بیچارگی را اعدام آن­ها بر شمرد و اظهار داشت که با اعدام حداقل ده نفر از زنان خیابانی این مشکلات خود به خود حل خواهد شد. در قسمتی دیگر از فرمایشات این خانم می­خوانیم  که تنها فرهنگ اسلامی است که مدافع زنان است و این زنان هستند که خود را باور ندارند. 

با توجه به سخنان این "خواهر بسیجی" می­توان به عمق فاجعه­ای که مردم و خصوصا زنان ایران گریبانگیر آن هستند پی برد. خانم شایق شاید فراموش کرده­اند یا می­خواهند این مسأله را از حافظه معیوب خود پاک کنند که فقط در هفته­های گذشته چندین نفر بالای چوبه دار رفتند، یا شاید عاطفه­ و دهها و صدها عاطفه را از یاد برده­اند که در طول 25 سالی که از عمر این رژیم می گذرد، به دار آویخته شدند، در حالی که هنوز زنان خیابانی و دیگر پدیده های مشابه به­سرعت در حال گسترش هستند. از قرار معلوم عشرت شایق با ناکافی دانستن این بلایا و در ماندگی­هایی که بر سر زنان ایران آمده است، خواستار اعدام آن­ها می شود. خانم عشرت شایق و شایق­ها درواقع جز نمونه­های مسخ­شده و خردشده­ای از زن که جمهوری اسلامی برای بی­اعتبار کردن و ضربه زدن به جنبش آزادی­خواهی زنان ایران از درون خلق کرده چیز دیگری نیستند. جنبش برابری­طلبانه زنان ایران، باوجود همه مشکلاتی که با آن دست به­گریبان است، در حال گسترش و کسب نیرو است. عشرت شایق­ها همان قدر نماینده زنان ایران هستند که جاسوسان و عوامل دولت و کارفرما در میان کارگران را می­توان نماینده کارگران محسوب کرد و یا همان قدر که مأموران کرد وزارت اطلاعات را می­توان نماینده کردها قلمداد کرد. رشد و گسترش جنبش زنان ایران در واقع با رسوا کردن و به کنار افکندن این­گونه "نمایندگان" همراه خواهد بود. و سرانجام خانم عشرت شایق و سایر همقطاران مرد و زنشان باید بدانند که این زنان خیابانی نیستند که باید اعدام شوند بلکه این سران خائن رژیم اسلامی هستند که باید توسط مردم آزادی­خواه ایران به سزای اعمالشان برسند.