|
نگاهی
به تعطیلات غیر ضروری در ایران
فراز
رها
خبرگزاری دست راستی
فارس در گزارشی آورده است که ایران با 136 روز تعطیلی در سال از جمله
کشورهایی است که در مقایسه با دیگر کشورها گوی سبقت را در این زمینه
ربوده است و با این حساب 37 درصد ایام سال در ایران تعطیل است.
نظری بر این آمار بر هر
شنوندهای عیان میدارد که سیستم نهادینه شده غیر تخصصی تعطیلات در
ایران که از همان اولین روزهای استقرار جمهوری اسلامی بر اساس تشخیصهای
شرعی و مذهبی و با برداشت از آموزههای دینی پی ریزی میشد، نه تنها
آثار مخرب و ساختار شکنی بر وجوه اجتماعی و اقتصادی برجای گذاشته است،
بلکه کثرت تعطیلات در ایران که شاخص رایج آن در دنیا 10 روز است،
صاحبنظران داخلی رژیم در عرصه مسائل اقتصادی و سیاسی را به این نتیجه
رسانده است که تغییر وضع جاری باید در دستور کار قرار گیرد. نکته حائز
اهمیت اینجاست که رسیدن به چنین توافق نظری میان صاحبنظران امور در
ایران اگرچه گام مهمی است اما درخود دارای چندین مانع جدی است که
پرداختن به آنها به روشنی بحث ما کمک خواهد کرد. بعنوان نمونه نبود یک
پیشنهاد مشخص و جامع در میان گردانندگان فعلی امور مانعی جدی است که
تقریباً لاینحل نیز شده است، چرا که با تعطیلات تراشیهای بی دلیل از
مرگ ائمه اهل بیت گرفته تا وفات مراجع تقلید قبلی و فعلی به علاوه
نامگذاری روزهای متعدد با عناوین بی مسمائی که فقط جنبه حفظ وجهه
جمهوری اسلامی در آنها نهفته است، عملاً دست کسانی را که به قصد کاهش
این تعطیلاتهای غیر ضروری راهکارهایی در ذهن دارند، بسته است.
تعطیلات پرشمار، بر
پایه گزارشهای رسمی دولت جمهوری اسلامی، اقتصاد از هم پاشیده ایران را
در مقایسه با سایر بخشها در معرض بیشترین آسیب پذیری قرار داده است.
اهمیت این موضوع زمانی مورد توجه قرار میگیرد که به اقرار همین
خبرگزاری دست راستی، کاهش پنج روزه از تعطیلات حدود 2 هزار میلیارد
تومان به تولید ناخالص داخلی میافزاید. بی توجهی عوامل و عناصر سیاست
گذار در جمهوری اسلامی به چنین زیان هنگفتی بر این واقعیت همیشه موجود
مهر تائید زده است که خانه خرابی و از هم گسیختگی اقتصاد جامعه ایران
در نگاه کلی و تک تک خانوادهها در نگاه تک بعدی در همان حال که با
واسطهگری همین رژیم به پیش رفته و میرود، به همان اندازه نیز با بی
اعتنائی همین جنابان مواجه است. بازگشت فشارهای اقتصادی کمرشکن بر طبقه
کارگر و زحمتکش ایران هرگز مسئله فکری و دغدغه سیاستپردازان عرصه
سیاست در جمهوری اسلامی نبوده است چرا که قبلاً چه در دوران جنگ
ارتجاعی هشت ساله و چه بعد از آن تا سال 76 که دوران به اصطلاح سازندگی
نامگذاری شد و تا امروز هم که عمر هشت ساله اصلاح طلبی دینی در ایران
روبه اتمام است و اینک که مقامات رژیم اسلامی خود را در محاصره
بینالمللی میبیند و با اطلاع کامل از اهداف غرب، نفت و دلارهای نفتی
را به اسلحه سیاسی برای تامین منافع خود و افزایش امنیت رژیم تبدیل
کردهاند، آنچه که همواره مورد توجه زمامداران امور در ایران اسلامی
بوده است، پر کردن جیبهای گشاد روحانیون حاکم و ریخت و پاشهای زیاده
از حد دستگاه ولایت و اگر هم چیزی باقی بوده باشد، صرف اختلاسها و رانت
خواریهای آقازادهها و سران دانه درشت این دستگاه تامگرا و تاراجگر شده
است و آنچه نصیب مردم بوده، چیزی جز فقر و فلاکت روز افزون، افزایش
شکاف طبقاتی و بی حقوقی مفرط نبوده است.
در ادامه ذکر آثار مخرب
تعطیلات غیر ضروری بر اقتصاد ایران باید افزود از آنجا که در کشور ما
از قدیم الایام تا به حال جمعهها تعطیل بوده است و جمهوری اسلامی به
عنوان حفظ فرهنگ و سنت حاضر به ایجاد تغییر در آنها نشد و تازگیها
پنجشنبهها را هم بر کوران این تعطیلات افزوده است، اساساً ایران با
دنیار در تعارضی کاری _ روابطی قرار گرفته که قابل وصف نیست. زیرا
اختلاف تعطیلی ساختار فعلی ایران با دنیا باعث میشود در مواردی که
نیاز مشخص به تعامل با دنیاست، در عمل چهار روز از هفته را در تعطیلی
به سر ببریم. چون آنها شنبه و یکشنه را آخر هفته میدانند که این میزان
تلفیق تعطیلات ما با دنیا موجب فشار کاری و عدم ارتباط موفق و قوی
ایران با جهان در بخش تجاری و اداری است.
جمهوری اسلامی در توجیه
مخمصهای که ساخته و پرداخته دست خود است، اینگونه استدلال میکند که
گویا علیرغم توافق نظرات در کاهش تعطیلات، اما بخاطر واکنش جامعه در
مورد حذف هر یک از مناسبتهای مذهبی و ملی، این موضوع دچار گیری لاینحل
است. چنین توجیه ناشیانهای هرگز قادر به قانع ساختن افکار عمومی در
گره گشائی از این مشکل نیست و باید با توضیح صریح واقعیات با آنها
برخورد کرد. از آنجا که دوره حاضر، عصر سرعت، تغییرات بنیادی و مدرنیته
است و دنیا خود را با ساختار روزانه جهانی تطبیق میدهد، با محدود ماندن
به خرافههای مذهبی و عنوان بی مسمای ارزشهای دینی نمی توان و نباید از
گسترش صنعتی، اقتصادی و فرهنگی جامعه جلوگیری کرد.
تا زمانی که تطابق با
دنیای خارج و چگونگی تغییرهای اجتماعی، دستوراتش را از حوزههای علمیه
و مراکز دینی دریافت دارد، تا زمانی که چنین تغییرات بی عنوانی بروز
دهنده تنش در جامعه باشد و تازمانی که ساختار سیاسی پیش از آنکه
خدمتگذار منافع عمومی و توسعه اجتماعی_ سیاسی جامعه باشد، به فکر
پرکردن حسابهای بانکی صاحبان امور در سویس و دیگر نقاط اروپا باشد و
جنگ زرگری برای روتوش کردن چهره جمهوری اسلامی به منظور حفظ بقا تداوم
یابد، ایران رونق و اصلاحات به خود نخواهد دید. |