15 فروردين ماه 1384 برابر با 4 آوريل

خبرنامه شماره 183

   دفاع از حقوق مردم کردستان یا تلاش برای بازیابی آبروی از دست رفته

 

هدایت قادری

ترجمه: ریبوار­تاج­گردون

 

دومین تجمع اصلاح طلبان کرد در هفته­های گذشته، با شرکت دبیران و نمایندگان احزاب و سازمانهای دوم خردادی استانهای کرمانشاه، ایلام، کردستان و آذربایجان غربی در شهر کرمانشاه برگزار شد. این تجمع که دومین هم اندیشی اصلاح طلبان کرد بود، تحت عنوان "مطالبات کردها و گفتمان اصلاحی" بر پا گردید. عبدالله رمضانزاده، سخنگوی دولت خاتمی، یکی از سازمان دهندگان و برگزار کنندگان این نشست بود که در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری و چگونگی شرکت کردها در این انتخابات به اظهار سخن پرداخت که ما در این مجال، اشاره­ای مختصر به این اظهارات خواهیم داشت.

رمضانزاده این بحث را مطرح کرده است که "اگر سهم کردها در انتخابات و قدرت روشن نشود، در انتخابات شرکت نخواهیم کرد و باید تضمینی برای دستیابی کردها به سهم خود وجود داشته باشد". وی در ادامه سخنان خود می­گوید:"در صورت تقسیم عادلانه قدرت، منافع مادی و اقتصادی نیز به شیوه عادلانه­ای تقسیم خواهد شد و تلاش ما در این زمینه می­باشد". در رابطه با این اظهارات رمضانزاده، ذکر دو نکته ضروری است: اولاً این سخنان قبل از اینکه دفاع حقوق ملت کرد باشد، _که نامبرده در هیچ جا به ملت بودن کردها اشاره نمی­کند،_ اعتراف به شکست همه جانبه جریان اصلاحات و رسوایی مهره­های این جریان است. پروژه اصلاحات دولتی در کردستان هیچگاه نتوانست پایگاهی مردمی برای خود بدست آورد و از دید مردم کردستان، خاتمی و شعارهای پرزرق و برقش تنها وسیله­ای برای تداوم رژیم منفور ج.ا بود. پروژه اصلاحات دولتی و فراتر از آن، محمد خاتمی که متاثر از فضای سیاسی نوین ایران و فشار و تکامل جنبش توده­ای بودند، به منظور کاهش تحرک اعتراضات و نارضایتیهای مردمی و سامان بخشی به فضای سیاسی داخلی و خارجی ایران به میدان آمده و شکست خوردند. این پروژه، گشایش درهای رحم و شفقت خاتمی و ایجاد زمینه­ برای فعالیت دگراندیشان و بازشدن فضای سیاسی نبود، بلکه علاوه بر هراس رژیم از انفجار پتانسیل انقلابی مردم، فراخوانی برای سرمایه­گذاری سرمایه­داران خارجی در ایران و تلاش در جهت تزئین سیمای فرتوت جمهوری اسلامی در عرصه بین­المللی بود. اما تمام این تلاشها به شکستهایی مذبوحانه گرفتار آمدند که مشروعیت زدایی از مهره­ها و فعالان جریان اصلاح­طلبی دولتی  رسوایی آنان در میان مردم از نتایج این فرایند شکست بودند. بنابراین یکی از علتهایی که رمضانزاده، این حامی وفادار رژیم، سنگ دفاع از حقوق کردها را به سینه می­زند، جبران شکست و مطرح کردن دوباره خود می­باشد. بی­شک این تلاش رمضانزاده عقیم مانده و آگاهی سیاسی مردم کردستان فراتر از آن است که در دام چنین نیرنگی گرفتار آیند. جناب سخنگوی دولت یکی از مهره­هایی است که رژیم تلاش می­کند تا به وسیله او و جلوه دادن وی به عنوان نماینده مردم کردستان، جنبش کردستان را به بیراهه کشانده و اصالت آنرا خدشه دار سازد. بنابراین اظهارات رمضانزاده  و دفاع نمایشی از حقوق خلق  کرد، تلاش ناکامی است برای بازیابی آبروی از دست رفته اصلاح طلبان و نفوذ فریبکارانه افرادی چون رمضانزاده در لایه­های جنبش مردم کردستان.

ثانیاً: با توجه به نزدیکی زمانی انتخابات ریاست جمهوری در ایران، خرده فرمایشات رمضانزاده و طرح مسئله"سهم کردها"، تلاش برای کاهش بی علاقگی مردم به شرکت در انتخابات است. بی علت نیست که به آقای رمضانزاده اجازه داده می­شود تا از "سهم کردها" سخن بگوید. چنین تجمعاتی، گونه­ای از ابزارهای تبلیغاتی رژیم برای کشاندن مردم کردستان  به پای صندوقهای انتخاباتی است. تمام عوامل رژیم_ اصلاح طلب و محافظه­کار_ سعی می­کنند تا به هر شیوه ممکن، مصرف کنندگانی  برای بازار تبلیغاتی انتخابات بیابند. مرحله کنونی  و استقبال مردم از انتخابات برای تمام مدافعان بقای رژیم، دارای اهمیت اساسی است. در چنین فضایی پروژه اصلاحات ناکام مانده و بحرانهای داخلی و خارجی به جای خود باقی است. خاورمیانه و دولتهای دیکتاتور آن در آستانه تغییر بوده و ایران یکی از دولتهایی است که نقطه کانونی این تغییرات بوده و در حال تحمل فشارهای کمرشکن  داخلی و خارجی است. به این علت است که حامیان رژیم_از جمله رمضانزاده_ در تلاشند تا با کشاندن نسبت بالایی از مردم به پای صندوقهای انتخاباتی،­ چهره­ای مردمی و مشروع از رژیم جمهوری اسلامی  به نمایش بگذارند.

بنابراین تلاش رمضانزاده برای تحریک مرم به شرکت در انتخابات در جهت تداوم رژیم است. نکته طنز آلود این است که اظهارات رمضانزاده نیز اجازه نمی­دهد تا از ملیتهای دیگر ایران سخنی به میان آورد. اکثریت نمایندگان مجلس و مسئولان رژیم، اظهارات رمضانزاده در کرمانشاه را برضد امنیت ملی و منافع جمهوری اسلامی تشخیص داده­اند. اکثر آنان می­گویند که در ایران تنها یک ملت وجود داشته و آنهم ملت ایران است. اما چند ملیتی بودن ایران واقعیتی تاریخی است که هیچکدام از عالیجنابان نمی­توانند بر آن سرپوش بگذارند. همچنین در ایران آینده نیز، یکی از ملاکهای هر حاکمیت دمکراتیک، حفظ حقوق تمام ملیتهای ایران است. آیا ممکن است اصلاح­طلبانی که همواره در ضدیت با جنبش کردستان بوده و بخشی از ماشین سرکوب رژیم بوده­اند، بتوانند تحت عنوان کرد بودن و در آمیختن مسئله کرد با اختلافات مذهبی سنی و شیعه جایگاهی برای خود بیابند؟ بی شک ملت کرد نسبت به این آقایان و احزاب تصنعی آنها بی باور بوده و به خوبی آگاه است که منظور از چنین تجمعاتی_ علاوه بر کشمکشهای درونی رژیم_ به بیراهه کشاندن مبارزه بر حق مردم کردستان  و تار کردن افقهای مبارزه آزادیخواهانه در کردستان است.

 

5

HOME

© Komala 2005