|
دفاع از حقوق مردم کردستان یا تلاش
برای بازیابی آبروی از دست رفته
هدایت قادری
ترجمه: ریبوارتاجگردون
دومین تجمع اصلاح طلبان کرد در هفتههای گذشته، با شرکت دبیران و
نمایندگان احزاب و سازمانهای دوم خردادی استانهای کرمانشاه، ایلام،
کردستان و آذربایجان غربی در شهر کرمانشاه برگزار شد. این تجمع که
دومین هم اندیشی اصلاح طلبان کرد بود، تحت عنوان "مطالبات کردها و
گفتمان اصلاحی" بر پا گردید. عبدالله رمضانزاده، سخنگوی دولت خاتمی،
یکی از سازمان دهندگان و برگزار کنندگان این نشست بود که در رابطه با
انتخابات ریاست جمهوری و چگونگی شرکت کردها در این انتخابات به اظهار
سخن پرداخت که ما در این مجال، اشارهای مختصر به این اظهارات خواهیم
داشت.
رمضانزاده این بحث را مطرح کرده است که "اگر سهم کردها در انتخابات و
قدرت روشن نشود، در انتخابات شرکت نخواهیم کرد و باید تضمینی برای
دستیابی کردها به سهم خود وجود داشته باشد". وی در ادامه سخنان خود
میگوید:"در صورت تقسیم عادلانه قدرت، منافع مادی و اقتصادی نیز به
شیوه عادلانهای تقسیم خواهد شد و تلاش ما در این زمینه میباشد". در
رابطه با این اظهارات رمضانزاده، ذکر دو نکته ضروری است: اولاً این
سخنان قبل از اینکه دفاع حقوق ملت کرد باشد، _که نامبرده در هیچ جا به
ملت بودن کردها اشاره نمیکند،_ اعتراف به شکست همه جانبه جریان
اصلاحات و رسوایی مهرههای این جریان است. پروژه اصلاحات دولتی در
کردستان هیچگاه نتوانست پایگاهی مردمی برای خود بدست آورد و از دید
مردم کردستان، خاتمی و شعارهای پرزرق و برقش تنها وسیلهای برای تداوم
رژیم منفور ج.ا بود. پروژه اصلاحات دولتی و فراتر از آن، محمد خاتمی که
متاثر از فضای سیاسی نوین ایران و فشار و تکامل جنبش تودهای بودند، به
منظور کاهش تحرک اعتراضات و نارضایتیهای مردمی و سامان بخشی به فضای
سیاسی داخلی و خارجی ایران به میدان آمده و شکست خوردند. این پروژه،
گشایش درهای رحم و شفقت خاتمی و ایجاد زمینه برای فعالیت دگراندیشان و
بازشدن فضای سیاسی نبود، بلکه علاوه بر هراس رژیم از انفجار پتانسیل
انقلابی مردم، فراخوانی برای سرمایهگذاری سرمایهداران خارجی در ایران
و تلاش در جهت تزئین سیمای فرتوت جمهوری اسلامی در عرصه بینالمللی
بود. اما تمام این تلاشها به شکستهایی مذبوحانه گرفتار آمدند که
مشروعیت زدایی از مهرهها و فعالان جریان اصلاحطلبی دولتی رسوایی
آنان در میان مردم از نتایج این فرایند شکست بودند. بنابراین یکی از
علتهایی که رمضانزاده، این حامی وفادار رژیم، سنگ دفاع از حقوق کردها
را به سینه میزند، جبران شکست و مطرح کردن دوباره خود میباشد. بیشک
این تلاش رمضانزاده عقیم مانده و آگاهی سیاسی مردم کردستان فراتر از آن
است که در دام چنین نیرنگی گرفتار آیند. جناب سخنگوی دولت یکی از
مهرههایی است که رژیم تلاش میکند تا به وسیله او و جلوه دادن وی به
عنوان نماینده مردم کردستان، جنبش کردستان را به بیراهه کشانده و اصالت
آنرا خدشه دار سازد. بنابراین اظهارات رمضانزاده و دفاع نمایشی از
حقوق خلق کرد، تلاش ناکامی است برای بازیابی آبروی از دست رفته اصلاح
طلبان و نفوذ فریبکارانه افرادی چون رمضانزاده در لایههای جنبش مردم
کردستان.
ثانیاً: با توجه به نزدیکی زمانی انتخابات ریاست جمهوری در ایران، خرده
فرمایشات رمضانزاده و طرح مسئله"سهم کردها"، تلاش برای کاهش بی علاقگی
مردم به شرکت در انتخابات است. بی علت نیست که به آقای رمضانزاده اجازه
داده میشود تا از "سهم کردها" سخن بگوید. چنین تجمعاتی، گونهای از
ابزارهای تبلیغاتی رژیم برای کشاندن مردم کردستان به پای صندوقهای
انتخاباتی است. تمام عوامل رژیم_ اصلاح طلب و محافظهکار_ سعی میکنند
تا به هر شیوه ممکن، مصرف کنندگانی برای بازار تبلیغاتی انتخابات
بیابند. مرحله کنونی و استقبال مردم از انتخابات برای تمام مدافعان
بقای رژیم، دارای اهمیت اساسی است. در چنین فضایی پروژه اصلاحات ناکام
مانده و بحرانهای داخلی و خارجی به جای خود باقی است. خاورمیانه و
دولتهای دیکتاتور آن در آستانه تغییر بوده و ایران یکی از دولتهایی است
که نقطه کانونی این تغییرات بوده و در حال تحمل فشارهای کمرشکن داخلی
و خارجی است. به این علت است که حامیان رژیم_از جمله رمضانزاده_ در
تلاشند تا با کشاندن نسبت بالایی از مردم به پای صندوقهای انتخاباتی،
چهرهای مردمی و مشروع از رژیم جمهوری اسلامی به نمایش بگذارند.
بنابراین تلاش رمضانزاده برای تحریک مرم به شرکت در انتخابات در جهت
تداوم رژیم است. نکته طنز آلود این است که اظهارات رمضانزاده نیز اجازه
نمیدهد تا از ملیتهای دیگر ایران سخنی به میان آورد. اکثریت نمایندگان
مجلس و مسئولان رژیم، اظهارات رمضانزاده در کرمانشاه را برضد امنیت ملی
و منافع جمهوری اسلامی تشخیص دادهاند. اکثر آنان میگویند که در ایران
تنها یک ملت وجود داشته و آنهم ملت ایران است. اما چند ملیتی بودن
ایران واقعیتی تاریخی است که هیچکدام از عالیجنابان نمیتوانند بر آن
سرپوش بگذارند. همچنین در ایران آینده نیز، یکی از ملاکهای هر حاکمیت
دمکراتیک، حفظ حقوق تمام ملیتهای ایران است. آیا ممکن است اصلاحطلبانی
که همواره در ضدیت با جنبش کردستان بوده و بخشی از ماشین سرکوب رژیم
بودهاند، بتوانند تحت عنوان کرد بودن و در آمیختن مسئله کرد با
اختلافات مذهبی سنی و شیعه جایگاهی برای خود بیابند؟ بی شک ملت کرد
نسبت به این آقایان و احزاب تصنعی آنها بی باور بوده و به خوبی آگاه
است که منظور از چنین تجمعاتی_ علاوه بر کشمکشهای درونی رژیم_ به
بیراهه کشاندن مبارزه بر حق مردم کردستان و تار کردن افقهای مبارزه
آزادیخواهانه در کردستان است.
|