|
انتخاب لاریجانی، بیانگر تشدید شکاف در درون محافظهکاران
پس از مدتها جر و بحث و
مشورت، بالاخره شورای هماهنگی نیروهای طیف محافظهکاران رژیم اسلامی،
لاریجانی را به عنوان کاندید نهایی خود معرفی نمود. این توافق یا
انتخاب حاکی از فعل و انفعالات معینی در درون ائتلاف محافظهکاران است
و از این لحاظ دارای اهمیت و قابل بررسی است.
اولاً نیروهای
محافظهکار با تاخیر زیادی کاندید خود را معرفی کردند و از این نشانه
پراکندگی آرا و اختلاف در درون این ائتلاف است. در واقع آنها میبایست
از ماهها پیش کاندید خود را تعیین کرده و پشت سرش بسیج نیرو کنند.
ثانیاً هر چند لاریجانی
یکی از کاندیداهای مورد پشتیبانی خامنهای میتواند باشد، اما این
انتخاب، انتخاب ارجح خامنهای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی نبود. این
امر بیانگر این واقعیت است که اتوریته رهبر جمهوری اسلامی حتی در درون
محافظهکاران نیز شکسته است و اساساً شکاف در درون محافظهکاران
واقعیتی عینی است.
ثالثاً تعیین لاریجانی
به عنوان کاندید نهایی محافظهکاران، در واقع پیام روشنی از جانب بخش
مهمی از محافظهکاران به رفسنجانی بود که در صورت کاندید شدن با مخالفت
طیف اصلی و ائتلاف محافظهکاران روبرو میشود. در واقع ائتلاف
محافظهکاران به رهبری خامنهای و بخشی به رهبری رفسنجانی پایان یافته
است و باید در انتظار تشدید کشمکشهای جدید درونی بود. اعلام ضمنی
کاندیداتوری رفسنجانی چند روز بعد، درعین حال که حاکی از نارضایتی وی
از تصمیم محافظه کاران در واقع پاسخی نیز بود به این صفبندی جدید درون
حاکمیت. با به میدان آمدن معین، وزیر فرهنگ پیشین و کروبی رئیس پیشین
مجلس، به عنوان کاندیدهای اصلاح طلبان در واقع رفسنجانی شانس ائتلاف با
اصلاح طلبان حکومتی را نیز پیشتر از دست داده است. پس میتوان نتیجه
گرفت که رفسنجانی از هر دو سو نیروهایی را با خود میبرد و پراکندگی در
رأی به وجود میآورد، اما خود شانس فراوانی ندارد.
همه موارد فوق، بیانگر
این واقعیت است که با یک دست شدن مجلس هفتم و پایان دوره ریاست جمهوری
خاتمی، شکاف در حاکمیت نه تنها کاهش نمی یابد، بلکه تضاد باندهای در
قدرت، فزونی نیز میگردد. یخ شدن میانهی رفسنجانی و بخش مهمی از جناح
محافظهکار آشکارتر گردید و این امر در جناح بندیهای آتی موثر خواهد
بود و موجب رودررویی بیشتر خواهد شد. جناح اصلاح طلب در واقع این امر
را پیش بینی نموده و بر روی أن حساب باز كرده بود. اما در واقع دور شدن
رفسنجانی از محافظهکاران نه میتواند به معنای آن باشد که که اصلاح
طلبان بتوانند در این موقعیت پیروزی را نصیب خود سازند.
واقعیت این است که بن
بست رژیم اسلامی در تمام عرصهها و شکست اسلام سیاسی به عنوان یک
آلترناتیو حکومتی، عامل بی پایه شدن کلیت این رژیم چه جناح اصلاح طلب و
چه جناح محافظهکار است. عروج و نزول سریع اصلاح طلبان، ائتلاف شکننده
گروههای محافظهکار و دور شدن مردم از هر دو جناح و نفرت از
آنها،آبروریزی رفسنجانی در انتخابات مجلس، همه و همه نشان دهندهی شکست
کلیت این سیستم است. کاندیداتوری لاریجانی نه تنها کمکی به حل این معضل
نیست، بلکه تنشهای درونی را افزایش میدهد. کاندیداتوری لاریجانی به
معنای دست بالا پیدا کردن راستترین و مرتجعترین جریان در گروهبندیهای
درونی رژیم اسلامی است. این انتخاب، این پیام را با خود دارد که در
آینده، این رژیم قصد سرکوب سیاسی بیشتر را در سر میپروراند، اما زهی
خیال باطل، این فشار واقعیات داخلی و خارجی و اعتراضات مردمی است که
پراکندگی بیشتر در حاکمیت را موجب گردیده است و روند رویدادهای آتی
بیشتر از حال به زیان رژیم اسلامی و به نفع مردم خواهد بود. واقعیات
سرسخت داخلی و خارجی جبهه ارتجاع را نامنسجم نموده و زمینههای پیشروی
جبهه خواستار تغییر و سرنگونی مهیاتر خواهد شد.
|