|
نیروی انتظامی ضامن امنیت
نيما بني بشر
هفته گذشته، در مناسبتهای
درون جمهوری اسلامی، هفتهی نیروی انتظامی نام داشت. در این هفته کلیه دستگاههای
اطلاع رسانی وابسته به جناحهای مختلف رژیم، با اشاره به این هفته و تقدیس از این
نهاد سرکوبگر رژیم، این هفته را برای آنان گرامی داشتند. در اینجا لازم است در مورد خود عملکرد نیروی
انتظامی در سالهای اخیر در کردستان برای خوانندگان توضیحی کوتاه ارائه و همچنین
مقایسه و مقابلهای کوتاه با سخنان مزدور "خورشیدوند" فرمانده نیروی انتظامی
کردستان که به این مناسبت ایراد نمودهاند را ارائه دهیم.
نام نیروی انتظامی در کردستان
تداعی کننده یک ارگان سرکوبگر و جایگزین دستگاه مخوف سپاه پاسداران و دستگاههای
دیگر سرکوب که در کردستان نقش عمده را دارند به حساب میآید. اگر نگاهی به وضعیت
اخیر کردستان بکنیم برایمان این مسئله از شفافیت خاصتری برخودار است. نیروی انتظامی
با در اختیار گرفتن نیروی بیشتر و قدرت عمل و همچنین دخالت بیشتر در امورات اجتماعی
و روزمره و آنچه که به امر خصوصی انسان نام میگیرد را به مرکز و نمادی دیگر از رعب
و وحشت در میان مردم تبدیل کرده است.
اگر به یاد داشته باشید در دو
سه سال گذشته این کشتار وسیع کاسبکاران در سر مرزها بود که فریاد مقامات خود رژیم
در کردستان را بلند نمود. برای نمونه فراکسیون نمایندگان کرد فورا حساسیت آنرا درک
نموده و اخبار وضعیت بوجود آمده را به گوش مجلس فرمایشی رژیم رساندند(ناگفته نماند
زمینه این حساسیت را کومهله قبلا به گوش رسانهها و افکار عمومی رسانیده بود). اگر
مسئله کردستان را به صورت اجمالی مورد بررسی قرار دهیم، میبیینم سرکوب در کردستان
به طرق مختلفی طی سالهای گذشته تاکنون همیشه مطرح بوده و و این نوع سرکوب هرازگاهی
توسط هر یک از این نهادهای سرکوبگر صورت گرفته است. مثلا برای فشار بیشتر و سرکوب
مخالفین و دگراندیشان، دستگاه اطلاعات، برای سرکوب اعتراضات مردمی، دستگاههایی همچون نیروی ثارالله و برای فشار
بیشتر عمومی به مردم، دستگاههای امر به معروف و نهی از منکر و برای سرکوب مبارزه
مسلحانه نیز سپاه پاسداران و بسیج محلی را سازمان دادند. اما اکنون میتوان گفت که
روانشناسی سرکوب در میان مردم بیشتر به دستگاه نیروی انتظامی برگشت خورده است.
نیروی انتظامی مرکب از سه
عنصر سرکوب شامل: ژاندامری، کمیته انقلاب اسلامی و شهربانی بود. هر چند که ژاندامری
و شهربانی در زمان رژیم سلطنتی نقش بسزایی در سرکوب مخالفین آن وقت داشتند اما
کمیته انقلاب نیروهای سرکوب رژیم، نقش مخوف
خود را در این نیرو بیشتر به میان کشید. میتوان گفت که به لحاظی، سیاست امروز
نیروی انتظامی بیشتر به مبناهای جمهوری اسلامی، برگرفته از سیاست خود کمیته انقلاب
که بیشترین آنها از نیروهای معتقد به نظام اسلامی برگرفته شده از سپاه پاسداران
تشکیل یافته بود. بالاخره هنگامیکه نیروی سپاه از قسمتی از مناطق مرزی عقب رانده
شدند، جایگزین این نیرو را خودنیروی انتظامی به عهده گرفت. با توجه به این نگاه
اجمالی به تاریخچه این نهاد بهتر است به عملکرد این نهاد در شرایط کنونی اشاره
کنیم.
نقش نیروی انتظامی همانطور که
قبلا به آن اشاره کردیم، بیشتر به معیارهای سرکوب اهمیت ویژهای داده است تا اینکه
به حکم یک نهاد برقرار کننده آسایش عمومی در جامعه به اصطلاح انجام وظیفه نماید. در
چند روز گذشته مزدور "خورشیدوند" مسئول نیروی انتظامی استان کردستان در یک مصاحبه
مطبوعاتی در میان خبرنگاران وابسته به رژیم اعلام نمود: "در نظرسنجیهای انجام شده از طريق مذاكره با مردم
كه توسط "ناجا" صورت گرفته، كردستان در سال گذشته در بين ۲۲ استان كشور، رتبهی پنجم جایگاه
امنیتی را بدست آورد".
حال باید از خود جناب خورشیدوند سوال شود که
آیا این نظر سنجی را با همان ماموران یگان
ویژه باتوم به دست در جلوی در خانهها یا در خیابانها از مردم کردهاید یا نه؟ از
دستگیر شدگان مرداد ماه اخیر این آمار را به دست اوردهاید؟ منظور از جایگاه امنیتی
چیست؟ شاید منظور خود خورشیدوند جایگاه امنیت و ضریب بالای امنیت خود مقامات رژیم
باشد که میدانیم در ایران حتماً مقام اول را کسب کرده است.
اگر به یاد داشته باشیم در این چند سال اخیر
اعتراضات و تظاهراتهای فراوانی در شهر های کردستان صورت گرفت ( هر چند که ریشه
اعتراضات مردمی تنها مربوط به جنایتهای نیروهای انتظامی در به قتل رسانیدن مردم
نبود) اما در هر حال چاشنی آغاز این اعتراضات، خود جنایات و قتلهای پی درپی ماموران
نیروی انتظامی به نیت زهر چشم گرفتن و سرکوب بیرحمانه وخونین مردم کردستان بوده
است.
|