|
تلاش برای منحرف ساختن« جنبش عمومی خلق»
(بررسی انتقادی اعلامیه
حزب توده ایران درباره انتخابات)
ریبوار
تاج گردون
تحریم انتخابات آینده
ریاست جمهوری ایران، یکی ازشعارها و سیاستهای احزاب،سازمانها و
شخصیتهای واقع بین داخل و خارج ایران است. باتوجه به ساختارکنونی سیستم
سیاسی ایران، یعنی سیستم غیر دمکراتیک و دیکتاتوری ولایت فقیه و
برخوردار
نبودن از ظرفیت
برگزاری انتخابات آزاد و ایجاد فضای باز سیاسی، اعلام تحریم انتخابات
از سوی جریانات سیاسی گوناگون سیاست درستی است که باتوجه به این
واقعیتها و
برای سلب مشروعیت از چنین
نظامی اتخاذ شده است. امر جالب توجه در این میان، حمایت حزب توده ایران
از انتخابات آینده ریاست جمهوری و تشویق مردم به شرکت در انتخابات است،
حزبی که خود از سابقه نادرخشانی برخوردار است و در یک دوره نیز همکار
این رژیم بوده است.
کمیته مرکزی حزب توده
ایران با انتشار اعلامیه ای از مردم خواسته است که به پای صندوقهای رای
بروند و جالب است که این جهت گیری خود را در مسیر سارماندهی جنبش عمومی
برای رهایی کشور از بندهای استبداد رژیم ولایت فقیه توصیف کرده است.
در مقاله حاضر باذکر
نکات اصلی این اعلامیه به ارزیابی آن می پردازیم .
اعلامیه با این جمله
آغاز می شود:« گامی درست در مبارزه ای دشوار و سرنوشت ساز»، ببینیم این
گام درست کدام است. کاری به این نداریم که اعلامیه در آغاز، تحلیل
نادرستی از وضعیت کنونی حاکم بر انتخابات به دست می دهد و اشتباه سیاسی
این حزب از همین جا ناشی می شود . در این تحلیل به بازبینی حکم رد
صلاحیت و تایید دوباره مصطفی معین توسط شورای نگهبان و بنا به دستور
خامنه ای اشاره می شود و آنرا چنین توصیف می کند:« توطئه شورای نگهبان
و ولایت فقیه با مبازه هوشیارانه نیروهای اجتماعی و طیف وسیع نیروهای
سیاسی در هم شکسته شد» و به این نکته می پردازد که حکم حکومتی خامنه ای
در اثر ترس از عکس العمل اعتراضی توده ها و خطر گسترش آن انجام گرفته
است، اما آیا معین به عنوان نماینده توده های مردم ایران در این
انتخابات شرکت می کند که رد صلاحیت وی با اعتراض توده ای مواجه شود؟
مسلم است که معین نمایندگی تنها بخشی از اصلاح طلبان دولتی را برعهده
دارد و نماینده طبقات فرودست جامعه و یا نماینده هیچکدام از اقلیتهای
ملی و مذهبی ایران نیست و اگر انتخاباتی دمکراتیک و بدون نظارت
استصوابی و... برگزار می شد، حزب توده می توانست نمایندگان واقعی توده
های مردم را ببیند. بنا براین نمایاندن معین به عنوان نماینده توده های
مردم یکی ازاشتباهات معمول این حزب در مورد انتخابات است. خطاها ادامه
می یابد. حزب توده با اشاره به «بنیادهای نظری» خود، شرکت در انتخابات
را « حرکت به سمت رها کردن میهن از بختک رژیم ولایت فقیه» نام می نهد.
عجب! آیا با شرکت در انتخابات فرمایشی رژیم می توان از دست رژیم ولایت
فقیه خلاصی یافت؟ آیا با مشروعیت بخشی به رژیمی که عامل پایمال کردن
حقوق کارگران و زحمتکشان، عامل تداوم ستم ملی و سرکوب جنبشهای
دانشجویان، زنان و ... می باشد، مبارزه با رژیم است؟ آیا رای دادن به
شخصی که توسط این رژیم تایید شده و با قبول مبانی رژیم ولایت فقیه به
میدان غیر دمکرتیک انتخابات وارد شده، در راستای جنبش مردمی سراسری
است؟ جواب مثبت فقط در منطق حزب توده ایران یافت میشود.
ادامه اعلامیه سردرگمی
نظری این حزب را بیشتر نشان می دهد. اعلامیه در ادامه با اشاره به
انتخابات خرداد 76، اعلام می کند که آنزمان گفته است:« اعتقاد ندارد که
می توان با حفظ چارچوب ساختار استبدادی، یعنی حاکمیت ولایت فقیه بر
امور، تحقق خواستهای مردمی را به پیش برد». چرا این حزب اکنون به این
نتیجه رسیده است که شرکت در انتخابات، مشروعیت بخشی به چارچوب ساختار
استبدادی کنونی ایران نیست؟ چرا امروز فراخوان شرکت می دهد، درحالی که
همگان ماهیت ضد مردمی اصلاح طلبان دولتی را به چشم دیده اند؟
روشن است که اکنون
اصلاح طلبان دولتی در بدترین وضعیت خود بسر می برند و مردم سرخورده از
اصلاح طلبان دولتی و بی باور به اصلاح رژیم در تلاشند تا با محو نظام
حاکم بر ایران نظامی دمکراتیک و مردمی را برقرار سازند. اکنون رژیم
جمهوری اسلامی با افتادن در بحران عمیق عدم مشروعیت به شدت در تنگنا
افتاده و در تلاش است تا با کشاندن مردم به پای صندوقهای رای نقطه
اتکایی برای خود پیدا کند و به سیستم توتالیتر خود تداوم بخشد. اکنون
نیز این رژیم همچون تمام سالهای حاکمیت خود توسط خائنان به آرمانهای
مردمی انقلاب 57 اداره میشود و شرکت در انتخابات تنها تایید تداوم
خیانت است.
حزب توده ایران متوهم
به اصلاح طلبان دولتی، در نمییابد که تلاشهای کنونی اصلاح طلبان،
بازارگرمی برای انتخابات و تلاش برای قدرت یابی دوباره خود و همچنین
تلاش برای القای این تفکر به مردم است که این رژیم از پتانسیلی که می
تواند تحقق بخش آزادیهای دمکراتیک باشد، بر خوردار است. اما سالها
حاکمیت این رژیم نشان داده است که این سیستم، سیستمی غیر دمکراتیک است
که تمام راههای رسیدن به جامعهای آزاد و دمکراتیک توسط ساختارهای
نهادی و قانونی آن مسدود شده است و بازگشایی این راهها تنها با ریشه
کنی این ساختار امکان پذیر است. اما شگفت انگیزتر اینست که حزب توده
اعلام میکند که شرکت معین در انتخابات «و برگزاری کنگره هواداران معین
گام درستی در راه پایه ریزی یک اتحاد مردمی، نه برچارچوبهای ارتجاعی
((خودی و غیر خودی)) بلکه برپایه جداسازی صف خلق از غیر خلق است». جالب
است که سران حزب توده ایران به این نتیجه رسیده اند که شرکت کنندگان در
کنگره هواداران معین، نمایندگان واقعی اقشار، طبقات و ملیتهای ایران
هستند و اعلام حمایت آنان از معین به معنی خلقی بودن معین و نفی
چارچوب«خودی و غیر خودی» رژیم است. در این کنگره نمایندگان واقعی کدام
ملیت و کدام طبقه کارگر و زحمتکش و توده های تحت ستم وجود داشتند؟ کدام
نیروی اپوزسیون در این کنگره وجود داشت که این حزب را به این نتیجه
رسانده است؟ این ادعا جز خودفریبی و گام زدن آگاهانه در مسیری اشتباه
چیز دیگری نیست.
درقسمتهای پایانی
اعلامیه شاهد اوج اشتباهات هستیم. کمیته مرکزی حزب توده با اشاره درست
به اینکه برگزاری انتخابات در رژیم ولایت فقیه نمی تواند انتخاباتی
آزاد و دمکراتیک باشد، به این نتیجه اشتباه می رسد که شرکت مردم در
انتخابات از یک دست شدن حاکمیت جلوگیری کرده و باید به عنوان یک تاکتیک
از آن استفاده کرد وباید« نیروهای اجتماعی از جمله جوانان و دانشجویان،
کارگران و زحمتکشان وزنان ایران» را برای آن سازماندهی کرد تا راه به
سمت رهایی کشور از بندهای استبداد رژیم و لایت فقیه گشوده شود. دراینجا
باید اشاره شود که در جنبش توده ای مورد اشاره این حزب، هیچ حرفی از
جنبشهای ملی که یکی از پایه های اساسی جنبش دمکراتیک موجود است به میان
نیامده و از آن صرفنظر شده است.
با چنین نظراتی از سوی
حزب توده ایران، این حزب خود را در ردیف شوونیسم حاکم و همراستا با
سیاستهای رژیمی قرار می دهد که قصد دارد با هر ترفندی مردم را به شرکت
در انتخابات تشویق کند و از بحرانهای عمیق خود بکاهد. معلوم نیست که
این حزب با کدام دیدگاه "چپ و مترقی" سعی دارد جنبش توده ای مردم را در
راستای کاهش بحرانهای یک رژیم توتالیتر سازماندهی کند؟ آیا در یک کشور
دیکتاتوری بحران زده، یک جنبش عمومی راه دیگری بغیر از سازمان یابی در
جهت افزایش بحران و باز کردن راه برای یک نظام تماماًََ دمکراتیک در
پیش دارد؟ آنچه که حزب توده از آن حمایت می کند دیدگاهی انحرافی است
که قصد دارد با منحرف ساختن «جنبش عمومی خلق» آن را در خدمت مشروعیت
بخشیدن به رژیم آخوندی قرار دهد و این عملاًََ به معنی تایید و همسویی
با جنایتهای این رژیم در پایمال کردن حقوق طبقات فرودست جامعه، حقوق
ملیتها، زنان و دیگر اقشار اجتماعی است. بنابراین این تاکتیک هم از
سیاست چند دهه گذشته این حزب که قربانی نمودن تودهها و مبارزاتشان
است، جدا نیست. اینها فقط به بالایی ها چشم دوختهاند.
|