|
رابطه فقر و اعتياد
به مواد مخدر
صابر بردبار
روزی نیست که بلای جانسوز مواد مخدر جان عدهای را نگیرد و باعث تخریب
شخصیت و ویرانی کانون گرم خانوادهای نشود و جامعه را با مصائب و
مشکلات بیشتری روبرو نسازد. کسانیکه دچار بلای خانمانسوز مواد مخدر
میشوند، در شرایط بسیار بد و نامساعد بهداشتی، فیزیکی، روحی و روانی
قرار میگیرند. اعتیاد به مواد مخدر، انسان را از شرایط اجتماعی قبلی
جدا میسازد و به دنیای سیاه و زجرآور دیگری پرتاب میکند. نگاهی عمیق
به وضعیت قربانیان این بلای خانمانسوز نشان میدهد ابتلا به این مواد
چگونه و با چه سرعتی تاثیرات مخرب و نابود کننده خود را طی پروسه
کوتاهی بر سر و سیمای این افراد میگذارد. نمونههای وحشتناک در میان
سیل فزاینده قربانیانی که سر از کوچهها، حومه شهرها و فاضلابها در
میآورند به اندازه کافی گویای عمق این فاجعه بر شکل و ظاهر آنان است.
در کردستان عمر قربانیان بسیار کوتاهتر از سایر نقاط ایران است، عمق
اثرات ویرانگر مواد مخدر هنوز در بسیاری از جاهای کردستان، مخصوصاً
شهرهای کوچک و روستاهای دورافتاده ناشناخته مانده است. حتی بسیاری از
مصرف کنندگان معمولی در فاصله زمانی کوتاهی کارشان به تزریق و نهایتاً
منجر به مرگشان میشود. با وجود اینکه انواع مواد مخدر در بسیاری از
منازل مردم یافت میشود، در خیابانها، مغازهها و کوچهها خرید و فروش
میگردد، ولی دولت هیچ اقدام مثبتی برای کاهش دادن و محدود کردن و یا
برای معالجه و مداوای این قربانیان انجام نمیدهد و هیچگونه هزینهای
را نیز برای درمان آنها متقبل نمیشود، آنان به امان خدا در خیابانها
رها میگردند و به شکل ولگردان حرفهای در میآیند.
بسیاری از قربانیان دچار سوء تغذیه میشوند، مواد غذایی و ویتامین کافی
به بدنشان نمیرسد، دچار یبوست و سرگیجه میشوند و برای تامین هزینه
مواد به دزدی و کارهای خلاف کشیده میشوند. مردمان عادی از نشست و
برخاست و راه دادن آنها به تجمعات و مجالس شخصی و خانوادگی اجتناب
میورزند، آنان را با دیده تحقیرآمیز مینگرند و راه چاره را در طرد
کردن آنها میجویند، در عوض کسانیکه فروشندههای عمده یا از مصرف
کنندگانی هستند که دارای امکانات مادی خوب و مرفهی هستند، در صورت
مصرف، اثرات اعتیاد بر روی آنان به سختی قابل تشخیص و مشاهده است و در
نتیجه پروسهای طولانیتر برای مشاهده و تشخیص اعتیاد در میان آنان
لازم است.
اما برگردیم به مصرف کنندگان معمولی خیابانی و کسانیکه بر اثر شرایطهای
خاصی مانند فقر، بیکاری و گرسنگی به این مواد خانمانسوز روی میآورند،
اولین چیزیکه در مورد آنها قابل مشاهده است، رنگ زرد، قیافه غمناک،
خسته و ژولیدهای را میبینیم که نشانگر آنست نه خوراک خوبی به بدنشان
رسیده، نه خواب و حمام تمیزی را به خود دیدهاند، بدن این افراد در
معرض انواع عفونتها مانند غدد لنفاوی و هپاتیت
A,B,C
و همچنین غلظت خون قرار میگیرد. در میان این قربانیان پوسیدگی دندان،
سیروز کبدی و سرطان کبد به وفور دیده میشود. ابتلا به ویروس
HIV،
بیماری ایدز، صرع و انواع و اقسام دردهای عضلانی، آسم، پسوریازیس، خارش
و زخمهای دیگر نیز درمیان معتادان قابل مشاهده است. ممکن است همه این
بیماریها در میان مردمان عادی نیز یافت شوند، ولی به هیچ عنوان قابل
مقایسه با درصد بروز آنها در میان معتادان نمیباشد، که متاسفانه 60 تا
70 درصد معتادان به این بیماریها دچار میشوند.
همانطور که گفته شد اعتیاد به مواد مخدر مسائل و مشکلات فراوانی را
برای قربانیان عادی به وجود میآورد و آنان را از هیئت یک انسان دارای
هویت اجتماعی و خانوادگی خارج ساخته و در جمع بزهکاران و میکروبهای
جامعه قرار میدهد، کمبود مواد غذایی و فقر ویتامینها، وضعیت بهداشتی
آنان را دچار اختلال زیادی میکند. عدم آشنایی خانوادهها با ضرر و
زیانهای ناشی از مصرف مواد مخدر و ابعاد فاجعه بار آن و خصوصاً برخورد
ناصحیح آنان با گرفتاران به این معضل باعث میشود که اعتیاد و مصرف این
مواد از سوی یکی از اعضای خانواده خصوصاً جوانان مدتها بصورت مخفیانه
بماند و در نتیجه، بعلت تاخیر در شروع درمان، مداوا در مراحل بعدی با
مشکلات و مصائب زیادی مواج شود.
آگاهی به انواع و اقسام مواد مخدر و متوجه کردن نوجوانان و جوانان باعث
میشود که تابوهای پیرامون آن شکسته شود و مردم دید روشنتری نسبت به آن
داشته باشند. در جامعه گروههای ضعیف و کم تجربهای وجود دارند که با
ریسک بیشتری برای ابتلا روبرو هستند و سریعتر از دیگران دچار این مصائب
میشوند. خانوادهها باید بیشتر مواظب این گروه باشند. فراموش نکنیم
که این مشکلات ریشه در مسائل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه دارد و
باید با آنها بطور جدی مبارزه نمود، حذف فیزیکی و طرد این بیماران
شیوه اصولی مبارزه برای ریشه کن کردن این آفت اجتماعی نمیباشد و تنها
به گسترش زیانها و عواقب فاجعه بار بیشتری منجر میشود.
مصرف این مواد مخارج، هزینههای بهداشتی، اجتماعی و اقتصادی فراوانی را
به جامعه تحمیل میکند. آمار تجاوز، جرم، جنایت و دزدی را به شکل سرسام
آوری افزایش میدهد، بنابراین باید به فکر چاره جویی معقول و انسانی
بود. ایجاد مراکز درمانی برای و مداوای معتادان، بکارگیری روانشناسان و
جامعه شناسان و .... از وظایف دولت برای تخفیف درد و آلام قربانیان و
خانوادههایشان میباشد. مرحله دوم جلوگیری از ابتلا و گسترش این مواد
با کار آگاهگری و روشنگری برای مبارزه با اثرات مرگ آور این مواد در
مدارس و مراکز عمومی است که البته اقدامی در این راستا صورت نمیگیرد و
گروهها و انجمنهای مردمی مبارزه با مواد مخدر باید فشار خود بر
ارگانهای رژیم را در این موارد افزایش دهند.
|