12 دی ماه 1383 برابر با  3  ژانويه  2005- خبرنامه شماره  177  

 xabarnama@komala.org

5

رابطه فقر و اعتياد به مواد مخدر

 

صابر بردبار

روزی نیست که بلای جانسوز مواد مخدر جان عده­ای را نگیرد و باعث تخریب شخصیت و ویرانی کانون گرم  خانواده­ای نشود و جامعه را با مصائب و مشکلات بیشتری روبرو نسازد. کسانیکه دچار بلای خانمانسوز مواد مخدر می­شوند، در شرایط بسیار بد و نامساعد بهداشتی، فیزیکی، روحی و روانی قرار می­گیرند. اعتیاد به مواد مخدر، انسان را از شرایط اجتماعی قبلی جدا می­سازد و به دنیای سیاه و زجرآور دیگری پرتاب می­کند. نگاهی عمیق به وضعیت قربانیان این بلای خانمانسوز نشان می­دهد ابتلا به این مواد چگونه و با چه سرعتی تاثیرات مخرب و نابود کننده خود را طی پروسه کوتاهی بر سر و سیمای این افراد می­گذارد. نمونه­های  وحشتناک در میان سیل فزاینده  قربانیانی که سر از کوچه­ها، حومه شهرها و فاضلابها در می­آورند به اندازه کافی گویای عمق این فاجعه بر شکل و ظاهر آنان است.

در کردستان عمر قربانیان بسیار کوتاهتر از سایر نقاط ایران است، عمق اثرات ویرانگر مواد مخدر هنوز در بسیاری از جاهای کردستان، مخصوصاً شهرهای کوچک و روستاهای دورافتاده ناشناخته  مانده است. حتی بسیاری از مصرف کنندگان معمولی در فاصله زمانی کوتاهی کارشان به تزریق و نهایتاً منجر به  مرگشان می­شود. با وجود اینکه انواع مواد مخدر در بسیاری از منازل مردم یافت می­شود، در خیابانها، مغازه­ها و کوچه­ها خرید و فروش می­گردد، ولی دولت هیچ اقدام مثبتی برای کاهش دادن و محدود کردن و یا برای معالجه و مداوای این قربانیان انجام نمی­دهد و هیچگونه هزینه­ای را نیز برای درمان آنها متقبل نمی­شود، آنان به امان خدا در خیابانها رها می­گردند و به شکل ولگردان حرفه­ای در می­آیند.

بسیاری از قربانیان دچار سوء تغذیه می­شوند، مواد غذایی و ویتامین کافی به بدنشان نمی­رسد، دچار یبوست و سرگیجه میشوند و برای تامین هزینه مواد به دزدی و کارهای خلاف کشیده می­شوند.  مردمان عادی از نشست و برخاست و راه دادن آنها به تجمعات و مجالس شخصی و خانوادگی اجتناب      می­ورزند، آنان را با دیده تحقیرآمیز می­نگرند و راه چاره را در طرد کردن آنها می­جویند، در عوض کسانیکه فروشنده­های عمده یا از مصرف کنندگانی هستند که دارای امکانات مادی خوب و مرفهی هستند، در صورت مصرف، اثرات اعتیاد بر روی آنان به سختی قابل تشخیص و مشاهده است و در نتیجه  پروسه­ای طولانی­تر برای مشاهده و تشخیص اعتیاد در میان آنان لازم است.

اما برگردیم به مصرف کنندگان معمولی خیابانی و کسانیکه بر اثر شرایطهای خاصی مانند فقر، بیکاری و گرسنگی به این مواد خانمانسوز روی می­آورند، اولین چیزیکه در مورد آنها قابل مشاهده است، رنگ زرد، قیافه غمناک، خسته و ژولیده­ای را می­بینیم که نشانگر آنست نه خوراک خوبی به بدنشان رسیده، نه خواب و حمام تمیزی را به خود دیده­اند، بدن این افراد در معرض انواع عفونتها مانند غدد لنفاوی و هپاتیت A,B,C  و همچنین غلظت خون قرار می­گیرد. در میان این قربانیان پوسیدگی دندان، سیروز کبدی و سرطان کبد به وفور دیده می­شود. ابتلا به ویروس HIV، بیماری ایدز، صرع و انواع و اقسام دردهای عضلانی، آسم، پسوریازیس، خارش و زخمهای دیگر نیز درمیان معتادان قابل مشاهده است. ممکن است همه این بیماریها در میان مردمان عادی نیز یافت شوند، ولی به هیچ عنوان قابل مقایسه با درصد بروز آنها در میان معتادان نمی­باشد، که متاسفانه 60 تا 70 درصد معتادان به این بیماریها دچار می­شوند.

همانطور که گفته شد اعتیاد به مواد مخدر مسائل و مشکلات فراوانی را برای قربانیان عادی به وجود می­آورد و آنان را از هیئت یک انسان دارای هویت اجتماعی و خانوادگی خارج ساخته و در جمع بزهکاران و میکروبهای جامعه قرار می­دهد، کمبود مواد غذایی و فقر ویتامینها، وضعیت بهداشتی آنان را دچار اختلال زیادی می­کند. عدم آشنایی خانواده­ها  با ضرر و زیانهای ناشی از مصرف مواد مخدر و ابعاد فاجعه بار آن و خصوصاً برخورد ناصحیح آنان با گرفتاران به این معضل باعث می­شود که اعتیاد و مصرف این مواد از سوی یکی از اعضای خانواده خصوصاً جوانان مدتها  بصورت مخفیانه بماند و در نتیجه، بعلت تاخیر  در شروع درمان، مداوا در مراحل بعدی با مشکلات و مصائب زیادی مواج شود. 

آگاهی به انواع و اقسام مواد مخدر و متوجه کردن نوجوانان و جوانان باعث می­شود که تابوهای پیرامون آن شکسته شود و مردم دید روشنتری نسبت به آن داشته باشند. در جامعه گروههای ضعیف و  کم تجربه­ای وجود دارند که با ریسک بیشتری برای ابتلا روبرو هستند و سریعتر از دیگران دچار این مصائب می­شوند. خانواده­ها باید بیشتر مواظب این گروه باشند.  فراموش نکنیم  که این مشکلات ریشه در مسائل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه دارد و باید با آنها بطور جدی مبارزه نمود، حذف فیزیکی  و طرد این بیماران شیوه اصولی  مبارزه برای ریشه کن کردن این آفت اجتماعی نمی­باشد و تنها به گسترش زیانها و عواقب فاجعه بار بیشتری منجر می­شود.

مصرف این مواد مخارج، هزینه­های بهداشتی، اجتماعی و اقتصادی فراوانی را به جامعه تحمیل می­کند. آمار تجاوز، جرم، جنایت و دزدی را به شکل سرسام آوری افزایش می­دهد، بنابراین  باید به فکر چاره جویی معقول و انسانی بود. ایجاد مراکز درمانی برای و مداوای معتادان، بکارگیری روانشناسان و جامعه شناسان و .... از وظایف دولت برای تخفیف درد و آلام قربانیان و خانواده­هایشان می­باشد. مرحله دوم جلوگیری از ابتلا و گسترش این مواد با کار آگاهگری و روشن­گری برای مبارزه با اثرات مرگ آور این مواد در مدارس و مراکز عمومی است که البته اقدامی در این راستا صورت نمیگیرد و گروهها و انجمنهای مردمی مبارزه با مواد مخدر باید فشار خود بر ارگانهای رژیم را در این موارد افزایش دهند.