31 تير ماه 1384 برابر با 22 ژوئيه

خبرنامه شماره 194

چراجسد مثله شده شوانه قادری را تحویل خانواده اش می دهند؟

یک محاسبه غلط

 سیامک­ مدرسی

 سیامک مدرسی عضو دفتر سیاسی کومه‌له

جسد زهرا کاظمی یکی ازقربانیان جلادان جمهوری اسلامی، این قصابان بی رحم مانند بسیاری از قربانیان شکنجه­گاه­های رژیم اسلامی تحویل خانواده­اش داده نمی­شود زیرا که رژیم نمی­خواهد مدرکی به دست مخالفان سیاسی و افکار عمومی خارج کشور بدهد­. زیرا بستگان زهرا کاظمی می­توانند به دولت متبوع خود به عنوان شهروندان کانادا برای دادخواهی فشار بیاورند­. در ضمن زهرا کاظمی ایرانی الاصل است و روزنامه­های تحت فشار سانسور هر چند با احتیاط  می­تواند کیس وی را علنی کرده و افکار عمومی را تا آن جائیکه مقدور است در جریان این واقعه هولناک قرار بدهند. مسأله در مورد کمال اسفرام مشهور به شوانه سید قادری فرق می­کند­. اشتباه نشود  مقایسه افراد در این جا مطرح نیست­. دراصل ارزش انسانها یکسان است­. خون کسی از کس دیگری رنگین­تر نیست­. این حداقل در همه جوامع متمدن یک اصل پذیرفته شده است. در مورد ایران فرق می­کند سرکوبگران جمهوری اسلامی می­دانند شوانه کیست. او کرد است، از یک خانواده متوسط و عادی و اهل مهاباد­. با اطمینان از اینکه هیچ وکیل مشهوری در ایران برای دادخواهی خانواده شوانه قادری که به این طرز فجیع و غیر انسانی مثله شده و بی­حرمت شده تحویل عزیزانش داده شد، سر خود را به درد نمی­آورد و افکار عمومی در ایران نیز به طور وسیع از این واقعه هولناک با خبر نخواهند شد­. جسد را با همین وضع به خانواده­اش تحویل می­دهند، می گویند که کلیه­های وی را در آورده­اند.  شکنجه­گران خوب می­دانند در کیس شوانه با یک شهروند درجه دو سرو کار دارند­. بنابراین خیالشان از بابت عواقب کار تا حدود زیادی راحت است و همین رفتار را رژیم شاه نیز با کردها داشت. فرمانداران و مقامات اداری و نظامی در شهرهای کردستان به معنای واقعی کلمه فعال مایشا بودند. در جمهوری اسلامی نیز همین آش و همین کاسه است و البته بسیار بدتر و بی پرده­تر. از طرف دیگر درست برعکس جسد شوانه را باید با همین وضع و بدون هیچ گونه پرده پوشی و از بین بردن آثار جرم تحویل خانواده­اش داد و اصلا سعی کرد که نه تنها خانواده­اش بلکه همه همسایه­ها و از این طریق همه شهرها با دقت در جریان امر قرار بگیرند. چرا؟ جنایتکاران همیشه می­خواهند آثار جنایت خود را از بین ببرند­. اما چرا این بار جنایتکاران وحشی می­خواهند به عکس، جنایت و وحشی­گری خود را در بوق و کرنا کنند؟ پیدا کردن پاسخی منطقی برای این سوال مشکل نیست­. مجرمین می­خواهند از قربانیان زهر چشم بگیرند و آنان را مرعوب کنند.

    کردستان ایران به شیوه­ای بی سابقه که تنها با اولین رفراندوم خمینی قابل مقایسه است انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران را تحریم کرد . شهر مهاباد در این تحریم بی سابقه همه مناطق کردنشین نقشی پیشاهنگ و برجسته­ای داشت­.  در ضمن مردم این شهر آشکارا  نسبت به موفقیت کردها و آزادی ملی در عراق با برپایی مراسم شادی و جشن موضع گرفته و به رژیم جمهوری اسلامی دهن کجی کردند. به همین علت باید اینان را مرعوب کرد و یادآوری کرد که کی هستند و در چه موقعیتی قرار دارند. باید به آنان نشان داد که  موقعیت کردها در عراق و مطرح شدن مسأله کرد در سطح بین­المللی تأثیری بر موقعیت واقعی آنان ندارد. جمهوری اسلامی دراین جا از روانشناسی یک نیروی اشغالگر در بر­خورد به مردمی که سرزمین­شان اشغال شده استفاده می کند. می­خواهند مردم را سر جایشان بنشانند. احمدی نژاد در پاسخ به چند تن از نمایندگان کرد مجلس شورای اسلامی که تقاضا کرده بودند رئیس جمهور منتخب از کردها نیز در کابینه­اش استفاده نماید اظهار داشته بود که وی از الگوی عراق در ایران پیروی نخواهد کرد.

فرماندار مهاباد در جریان ناآرامی های اخیر از رادیو به مردم پیام داده بود که سالهای [1980] تا [1984]میلادی یعنی چهار پنج سال اول حاکمیت رژیم را که در آن مردم کرد به شیوه­ای بی سابقه و بیرحمانه سرکوب شدند را بیاد بیاورند و آرام بگیرند و از خیابان­ها به خانه­هایشان بر گردند. نکته این جاست که این بار  رژیم در پیش بینی رفتار مردم مهاباد با تحویل جسد مثله شده شوانه قادری دچار یک محاسبه غلط شد. مردم به جای مرعوب شدن به خیابان­ها ریختند و به یک مقابله آشکار با نیروهای تا دندان مسلح رژیم پرداختند .

جسد مثله شده شوانه و رفتار ددمنشانه مأموران جمهوری اسلامی جوانان مهاباد را و همراه با آنان توده ستم دیده را نترساند و به کنج خانه­هایشان نراند. بر عکس جوانان با اعتراضی قیام مانند به مقابله با حکومت پرداختند و با همدردی و پشتیبانی توده مردم برای چند روز کنترل واقعی شهر را در دست خود گرفتند. تصور      صحنه­های باشکوه همبستگی و اراده واحد این مردم در این روزها مشکل نیست. غرور و عزت نفسی که مردم در این مقابله نابرابر از خود نشان دادند حاصل آگاهی از موقعیت منتج از تداوم جنبش آزادیخواهانه­ای است که در تمام طول حاکمیت رژیم علی رغم افت و خیزها، شرایط نامساعد و عقب­نشینی­ها هیچ گاه به شکست اعتراف نکرد. مردم کرد نمی­خواهند دیگر شهروند درجه دو باشند. پیداست که نبرد اخیر مردم قهرمان نمی­تواند نهایی باشد. پیش شرطهای لازم  برای پیروزی در چنین نبردی هنوز آماده نیست. با وجود این با طرح مطالبات برحق مردم از جمله مطالبه شناسایی و به مجازات رساندن قاتلین شوانه باید به این حرکت عظیم خود جوش تداوم بخشید. باید از نا آرامی­های چند روز اخیر مردم طلبکار و حکومت و ایادی آن مقصر و گناهکار بیرون بیایند. رژیم در واقعه قتل شوانه و متعاقب آن خیزش مردم مهاباد دچار یک محاسبه غلط شد. آیا انتظار زیادی است اگر بخواهیم در پشتیبانی از خانواده شوانه و آمادگی برای طرح حقوقی آن از جانب وکلا و حقوق دانان و همه کسانی که دراین چند ساله کم و بیش در طرح دفاع از قربانیان ستم و سرکوب رژیم در حد توان خود سهمی ایفا کرده­اند این بار نیز قدم پیش بگذارند و در این میدان نیز رژیم سرکوبگر را دچار محاسبه غلط نمایند. این یک جنایت عادی در یک گوشه پرت و دور افتاده در ایران نیست. سرکوب مردم کرد بعد از قیام مردم ایران علیه رژیم سلطنتی مقدمه­ای بود برای یک سرکوب همگانی و تمام عیار. مسأله شوانه و جنایت آشکار حکومت در همان حال یک ارزیابی برای سنجیدن عکس العمل مردم است. عقب راندن مردم ایران به شرایط یک دهه قبل بسیار  مشکل است ولی غیر­ممکن نیست. سرکوب مردم کردستان در ایران تنها مسأله مردم کرد نیست بلکه مسأله همه آزادیخواهان و دموکرات­های واقعی است که هنوز به زهر ناسیو­نالیسم شوینیستی آلوده نشده­اند.

 

3

HOME

© Komala 2005