5 مرداد ماه 1384 برابر با 26 ژوئيه

خبرنامه شماره 195

گرامیباد یاد جانباختگان خانآباد کامیاران

 

روز 3مرداد سال 1363، برگی دیگر از حماسه آفرینیهای رزمندگان کومه­له در عرصه مبارزه مسلحانه در جنبش انقلابی کردستان است. تاریخ پر سرور کومه­له، انباشته از عزم و فداکاری نیروهای سوسیالیست و انقلابی کومه­له در کلیه عرصه­های جنبش انقلابی کردستان است. رفقای کومه­له چه در عرصه کار مخفی، و چه در عرصه کار پیشمرگانه و یا حتی در گوشه­های زندان و سیاه چالهای رژیم، حماسه آفرینی این فرزندان کارگر و زحمتکش کردستان را  بر همگان عیان ساخته است.

روز 3 مرداد ماه سال 1363، هنگامیکه یک واحد از رفقای گردان شاهو برای یک ماموریت تشکیلاتی در منطقه کامیاران حضور داشتند به کمین نیروهای اشغالگر کردستان افتاده و در یک نبرد قهرمانانه جان می­بازند.

نام رفقای گردان شاهو برای کلیه مردم زحمتکش منطقه کامیاران نامی آشنا و دوست داشتنی ست. رفقای گردان شاهو در اکثر ماموریتهای حزبی در اوج فداکاری با کمال اطمینان خاطر، ماموریتهای خود را به سرانجام میرساندند.  این رفقای گردان شاهو را چه در میان توده­های زحمتکش منطقه و چه در میان رفقای کومه­له تبدیل به یک چهره سازش ناپذیر و سیمایی از عزمی انقلابی کرده بود. در آنروز هنگامیکه یک واحد 10 نفره از رفقای گردان شاهو برای یک ماموریت سیاسی _نظامی در روستای خان آباد نزدیک شهر کامیاران مشغول انجام فعالیت بودند، برای استراحت به یکی از باغهای این منطقه می­روند. نیروهای سرکوبگر رژیم به تجمع و استراحتگاه پیشمرگان کومه­له پی بردند. صدها نفر از نیروهای سرکوبگر خود را، عازم این منطقه می­کنند و کلیه این منطقه را محاصره، و با سلاحهای نیمه سبک و سنگین، منطقه را احاطه میکنند. هنگامیکه نیروهای پیشمرگ از حضور نیروهای رژیم اطلاع پیدا میکنند، فورا با آنها درگیر شده که در همان لحظه­های اول درگیری دو یا سه تن از رفقای ما با اصابت گلوله­های دشمن شهید می­شوند. بقیه رفقا دست به یک مقاومت جانانه میزنند و درگیری تمام عیاری در این منطقه آغاز میگردد. رفقای ما که تنها مسلح به اسلحه­های سبک بودند با نیروهای تا دندان مسلح رژیم درگیر شده و درگیری که نزدیک ساعت 10 صبح شروع گشته بود تا نزدیکیهای عصر ادامه پیدا میکند. رفقای کومه­له تا آخرین فشنگهایشان مقاومت میکنند و جسدهای زیادی از مزدوران در دور محاصره افتاده بود که رژیم تا اتمام جنگ یارای جمع آوری کشته­شدگان خود را نداشتند. رفقای کومه­له سرانجام با اتمام مهماتشان ناچارا کلیه اسناد و مدارک حزبی خود را از بین میبرند و کلیه اسلحه­های خود را شکسته تا بدست نیروهای رژیم نیفتد. اما رفقای ما بجای تسلیم بودن مرگ را اختیار کرده بودند. آنها در حالیکه همگی دور هم جمع شده بودند با خواندن یک سرود انقلابی، خود را با یک نارنجک باقی مانده منهدم میکنند و به زندگی خود خاتمه میدهند. هر چند خاتمه زندگی آنها مساوی بود با مرگ و راهی را که در بر داشتند را میتوانستند سازش و تسلیم شدن را جز راه دوم خود قرار دهند ولی مرگ را جاودانه­تر از سازش برای خود­ رقم زدند و این راه را پذیرفتند.

رژیم بعد از اتمام عملیات ناموفقشان، در حالیکه در خیال خود فکر میکردند در این عملیات میتوانند رفقای ما را وادار به تسلیم کنند و آنرا تبدیل به یک سناریوی تبلیغاتی خود کنند شکست خوردند اما برای این جبران شکست رژیم، لاشه­های مثله شده این شهدا را در میان شهر کامیاران گردانده تا از پیروزی به خیال خودشان مردم را آگاه نمایند اما غافل از اینکه مردم انقلابی شهر کامیاران از مثله نمودن این فرزندان انقلابی خویش چهره غم را به خود گرفتند و یادشان را در تداوم راهشان گرامی داشتند. لازم به ذکر است که رژیم جنازه­های مثله شده پیشمرگان را بعداز دو روز با فشار خانواده و مردم این شهر به خانواده­هایشان تحویل دادند.

اسامی این رفقا عبارتنداز:

1_نبی یوسفی 2_انور فاتحی 3_علی کرم مظفری(علی کرم ماراب) 4_هدایت احمدی(هدایت ماراب) 5 _صدیق کمانگر(صدیق گازرخانی) 6 _سلیمان مرادی 7_ رزم آرا تنگیسر(چه گوارا) 8_صالح داربوئی 9_بدیع آسانی 10_فاتح امینی

 

 یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد

 

4

HOME

© Komala 2005