خاوران دوبارە برمی خیزد

 




سیامک مدرسی

  
قریب بە سە هفتە پیش یا بە عبارتی دقیقتر ١٩ مرداد ماە ١٣٩٥ خورشیدی، احمد منتظری فرزند آیت اللە حسینعلی منتظری فایل صوتی جلسەای از پدر خود با جمعی از مسئولان عالی رتبە جمهوری اسلامی را پخش نمود کە زلزلەای را در فضای سیاسی ایران بە راە انداخت. شرکت کنندگان در این جلسە جمعی از آخوند و روحانیونی هستند کە از طرف شخص خمینی مامور اعدام زندانیان سیاسی شدەاند. این جماعت کە دستانشان تا آرنج با خون هزاران زندانی سرخ است، از طرف زندانیان و بستگانشان و سیاسیون آن زمان بە "کمیتە مرگ" ملقب شدند. منتظری در این جلسە این کار را (اعدام زندانیان) ضمن محکوم کردن آن، آن را گناهی نابخشودنی و بە عنوان جنایت بزرگ جمهوری اسلامی نام می برد. اگرچە جزئیات این نشست و مباحث این جلسە را البتە برای تاریخنگاران و کسانی را کە در این زمینە تحقیق می کنند پر اهمیت و باارزش می دانم، اما باچشم پوشی از آن میخواهم بر تفاوت این فایل صوتی و کتاب خاطرات آیت اللە منتظری کە سالها پیش منتشر شدە است انگشت بگذارم و آن اینکە کە مجریان این جنایت خود مستقیما در این بارە سخن می گویند و حقیقت وقوع این جنایت را با مشارکت خود صحە میگذارند و برای آن توجیە می تراشند بە گونەای کە دیگر انکار و حاشا چارەساز نیست.

  احمد منتظری کە فایل صوتی این جلسە را در صفحە فیسبوک شخصی خود انتشار دادە بود، بعد از چند روز و با فشار وزارت اطلاعات ناچار بە حذف این فایل شد، اما تا آن زمان بی شک هزاران نسخە از این فایل صوتی کپی شدە و تاثیر خود را بە روی رخدادها گذاشت. مصطفی پورمحمدی کە آنزمان نمایندە وزارت اطلاعات در زندان اوین بود و اکنون در دولت روحانی وزیر دادگستریست، ضمن تائید نقش خود در این جنایت با صراحت اعلام می دارد کە "برای من مایە افتخار است کە فرمان خداوند را اجرا کردەام".

  بلافاصلە بعد از پخش این فایل صوتی مجلس خبرگان از فرمان خمینی پشتیبانی کردە و سایر شخصیتهای برجستە نظام هر کدام در تلاش برآمدند تا با مطرح کردن مسائل و وقایع مربوط بە دەهە اول انقلاب اسلامی، افکار عمومی را منحرف کنند. رفسنجانی سخن از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی می راند و یکی دیگر حملە مجاهدین خلق را پیش می کشد و بدین گونە سعی در توجیە این ژینوساید (کشارجمعی) هستند.  

  فایل صوتی جلسە منتظری قبل از هر کسی، کسانی را مورد هدف قرار دادە کە در فضای سیاسی امروز و با پشتیبانی روحانی در تلاشند چهرەای دیگر از خود نشان دهند. همزمان بخشی از اصلاح طلبان دولتی با محافظەکاران و یا آنگونە کە امروزە آنها را اصولگرا می نامند همصدا شدەاند کە بگویند انتشار چنین موضوعی و در این زمان کاری ناشایستە و فکر ناشدەای بودەاست. تنها کسی کە بە سیاقی دیگر واکنش نشان داد علی مطهری معاون رئیس مجلس شورای اسلامی است کە طی نامەای از مصطفی پورمحمدی بە مثابە یکی از مسئولان اصلی این کشتار و مجریان فرمان خمینی در این بارە توضیح میخواهد و عامدانە و بسیار زیرکانە سعی در مبری کردن خمینی و نقش او در این جنایت بر می آید و می پرسد کە "فرمان خمینی چگونە اجرا شدە است؟"، اما همچنان کە پیشتر اشارە کردم اکثریت قریب بە اتفاق نمایندگان اصلاح طلبان مجلس شورای اسلامی سکوت اختیار کردەاند.

  در حقیقت قبل از جنبش اعتراضی (سبز) و همزمان با مطرح شدن اصلاح طلبی و روی کار آمدن خاتمی، این جریان چنان وانمود می کرد کە تاریخ با سربرآوردن جریان آنان آغاز شدە است؛ سخن گفتن در مورد زندان، نقض حقوق فردی، نبود آزادی بیان و تمام پدیدەهای دیکتاتوری در جمهوری اسلامی از منظر اصلاح طلبان همە و همە بە دوران روی کار آمدن جریان اصلاحات برمی گردد. منتظری کتاب خاطرات خودرا نوشتە بود و جنایت کشتار زندانیان را برملاء کردە بود، سند و مدرک کشتە و مفقودالاثر کردن مخالفان اینجا و آنجا مطرح می شد، اما "گوش شنوا"ی نبود. هنوز توجە ملت و تودەها بە سوی جنایات جمهوری اسلامی کە بیشتر آنان در دەهە اول و سالهای قبل از مطرح شدن اصلاحات و اصلاح طلبی رخ دادە بود، جلب نشدە بود. بدین خاطر بود کە کسانی مثل موسوی کە پایگاە تودەای وسیعی در جریان جنبش اعتراضی داشتند می توانست سخن از دوران طلائی جمهوری اسلامی یا بە عبارتی دیگر دوران "خمینی" براند. اما دیری نپایید و بە دنبال ادامە تظاهرات، سطح آگاهی سیاسی تودەهای مردمی بە میزانی افزایش یافت کە سیل انتقادات –بە رسم تمام جنبشهای مردمی- بە سوی کلیت رژیمی جمهوری اسلامی سرازیر شد. بدین سبب بود کە گوش شنوا برای رخدادهای سالهای اولیە سر کار آمدن جمهوری اسلامی و مهمتر از همە برای جنایات و کشتار جمعی سال ٦٧ بیشتر شد. زیر فشار این آگاهی مردمی بود کە موسوی بە مانند یکی از رهبران جنبش اعتراضی، ناچار دراین مورد موضع اتخاذ کرد و بی اطلاعی و عدم آگاهی خود را از این جنایات اعلام داشت.

  آن جنبش سرکوب شد، اما بیشتر از هر رخداد دیگری در ایران بیشتر و عمیقتر مشروعیت نظام سیاسی ایران را زیر سوال برد. انگیزە احمد منتظری در انتشار این فایل صوتی هرچە کە بودە باشد و یا با هر نیت شخصی این کار را انجام دادە باشد، اکنون باری دیگر افشای بعدی دیگر از این جنایت و سربازکردن زخم عمیق این کشتار و آزردن وجدان جامعە، تیر خاص جریان مشروعیت زدایی از رژیم سیاسی ایران است، بە ویژە کە مأسس و معـمار این نظام یعنی شخص خمینی، بە عنوان مسئول اصلی این کشتار جمعی و فاش شدن گذشتە مشکوک بسیاری از اصلاح طلبان، راهی برای سفسطەبازی طرفداران این جریان و ژست دروغین آنان نگذاشتە است.

  تاثیرات این رویداد بسی عمیقتر از آن است کە در دایرە جدال جناحهای رژیم باقی بماند و بی شک بیش از پیش کلیت رژیم بە بە هدف این افشاگری تبدیل می کند.

  دیکتاتوها بدون مشروعیت و با قوای قهر، سرکوب و خفقان می توانند برای مدتی عمر منحوت خود را طولانی تر کنند، اما رژیم سرکوب و خفقان بدونە حداقلی از مشروعیت عمر کوتاهی خواهد داشت. راضی شدن بە ابقای نظامی سیاسی و حکومتی کە نماد و سمبلش بە قاتلی بی رحم و بی مروت هزاران انسان بی پناە و بی حقوق شناختە شود -کسانی را کە در زندان در حال سپری کردن دوران محکومیت خود هستند و توانای هیچ تهدیدی برای هیچ کسی ندارند- بسیار مشکل است.

  کشتارجمعی سال ٦٧ سرانجام بعد از سە دەهە و علی رغم تلاش بی وقفە برای واژگون جلوە دادن و خفە کردن صداها و تخت کردن خاک خاوران با بلدزر و پراکندە کردن مادران و پدران، همسران و فرزندان کشتە شدەگان باری دیگە از زیر آوار خاوران و در میان گلباران زائرانش دوبارە برمی خیزد و انگشت اتهام را بە سوی خمینی و مجریان این جنایت نشان می دهد. بدین گونە خاوران زمینە ساز جنبش سرنگونی نظام سیاسی است کە پایەهای آن بر سرکوب و نقض حقوق بدوی و اولیە انسانها نهادە شدە است.

    


متن اصلی مقالە بە زبان کوردیست کە رفیق "اردلان فرجی" آنرا بە فارسی برگرداندە است.


 


 


 





1195 بار دیده شده‌‌‌‌

AM:02:14:08/09/2016