بارشهای رحمتزای برای جمهوری اسلامی

سیامک مدرسی

 

اکثر اوقات جمهوری اسلامی کشورهای خارجی را بە حمایت و پشتیبانی از مخالفین خود برای سرنگونی و براندازی متهم می کند. بی شک جمعی از حاکمان کشورهای منطقەای منجملە رژیم صدام حسین در عراق رویای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی در سر پروراندەاند، اما با وانهادن این چند نمونە کمیاب، سران جمهوری اسلامی بهتر از هر کسی بر این حقیقت واقفند کە تهدید خارجی علیە حکومتشان افسانەای بیش نیست و هیاهوی "دشمن دشمن کردن" خامنەای بیشتر ابزار و بهانەای ایدولوژیکیست برای توجیە سرکوب و خفقان داخلی و تثبیت فضای رعب و وحشت از یک طرف و از طرف دیگرکاربردی برای پوشش سیاستهای زیادەخواهانە منطقەای و جهانی این رژیم است.

برعکس هیاهوهای جمهوری اسلامی، رخدادهای بزرگ منطقەای، بیشتر در جهت تثبیت موقعیت رژیم بودەاند و بەعنوان یک ترفند علیە مبارزات داخلی و تلاش علیە این رژیم در داخل از آن سواستفادە کردە است.

اولینش جنگ ایران و عراق بود. هرچند بە ظاهر این جنگ جنگی برای خاک و حکومت جمهوری اسلامی بود، اما با توجە بە تمام فاکتورها و از جملە تواناییهای عراق و اهداف این حملە بە ایران و ... بە گفتە خود خمینی _مهندس اصلی جمهوری اسلامی و سابقا رژیم ولایت فقیە،_ باران رحمتی بود کە بر سر این رژیم تازە بە قدرت رسیدە بارید. شرایط جنگی کمک بزرگی بود برای آخوندهای شیعە تا مخالفینشان را با بیرحمانەترین شیوە سرکوب کردە و آنها را از بین ببرند و هم زمان بە مثابە سازماندهندە دفاع از "میهن" پایگاە وسیع اجتماعی را برای خود دست و پا کند. غوغای جنگی بزرگ با دشمنی برزگ صداهای ناراضی را بە آسانی خفە می کرد. ٧ سال جنگ زمان مناسبی بود برای تحکیم موقعیت حکومت ولایت فقیە. بەهمین خاطر جمهوری اسلامی جنگ و بە عبارتی دیگر باران رحمت را، کە میتوانست بعد از یک سال با شراط رضایت بخش برای رژیم پایان بپذیرد_البتە بە قیمت جان هزاران نفر و ویرانی بی سابقە شهر و روستاها از طرفین جنگ_ برای شش سال دیگر تمدید کرد.

سرنگونی رژیم صدام حسین خود نیز تغییر بزرگی در ژئوپولیتیک منطقە را بەبار آورد و همچنین بە سرمنشا سلسلە تغییرات دیگری در سطح خاورمیانە مبدیل گردید. البتە مقصود این نوشتە آن نیست کە بە تمام ابعاد و تاثیرات این جنگ بر ملیتها و صف بندیهای سیاسی پرداختە شود، اما تا آنجا کە بە هدف این نوشتە برمیگردد کە عبارت است از برشمردن تاثیرات این جنگ بر ایران، می توان بە صراحت عنوان کرد کە جنگ آمریکا در عراق و سپس سیاست عقب نشینی و تخلیەی نیروهای آمریکای مستقر در این کشور دومین باران رحمتی بود کە بر سر رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی ایران بارید. البتە سیاست ایالات متحدە آمریکا می تواند این جریان را بە سمت دیگری سوق دهد و این چنین عراق بە حیاط خلوت جمهوری اسلامی تبدیل نشود. ناگهان در مدت کمتر از یک سال ایران از یک دولت منفرد شیعە در میان کشورهای مسلمان شریکی برای خود دست و پا کرد. در عراق دولتی شیعە بر سر کار آمد و تا آنجا کە بە بخش سنی نشین عراق برمی گردد، با حمایت و تحریک ایران، سیاست بەحاشیەراندن سنی ها اعمال شد. خوشبختانە ترویج و توسعە این سیاست علیە کردها در اقلیم کردستان کار آسانی نبودە است. کردها با وجود سابقە طولانی در مبارزە برای آزادی و وجود کیانی نسبتا مستقل سیاسی و نیروی پیشمرگ باتجربە، بە قربانی سیاستهای شیعەگرای مرکز کە آشکارا از طرف ایران حمایت می شود تبدیل نشد.

پرواضح است کە بە یمن موقعیت جدید خاورمیانە کە دست ایران را برای دخالت بیشتر در منطقە بازتر کردە و باعث گردیدە است کە با اطمینان خاطر بیشتری بە سیاستهای سرکوبگرانە خود در داخل ادامە دهد.

جنگ سوریە و سربر آوردن داعش بە مثابە جریانی تندرو و فندامنتالیست در منطقە کە خود در نتیجە و واکنش بە سیاست فشار علیە سنی های بە حاشیە راندە شدە از طرف حاکم عراقی همپیمان ایران (نوری مالکی) سر بر آوردە بود بە سرعت صحنە سیاسی سوریە و متعاقب آن صحنە سیاست عراق را تغییر داد و اولویت جدیدی در دستور کار دولتهای غربی بە سرکردگی آمریکا پدید آورد. جنگ علیە داعش و پیشرویهای سریع آن در منطقە و بویژە تهدیداتش علیە اقلیم کردستان و بغداد بە اولویت کشورهای غربی از یک سو و از سوی دیگر بهانە محکمە پسند ایران برای دخالت در عراق و بە عبارتی بە علتی برای وسیعتر و پررنگتر شدن نقش ایران در هر دو کشور سوریە و عراق شد. تشکیل "حدش شعبی" اقدامی ماثر در نزدیکتر شدن رژیم شیعە عراق بە مدل ایرانی است.

این رخدادها بە مثابە یک پازل در کنار هم و بعد از امضا برجام بر سر اختلافات اتمی ایران با غرب، با سود جستن از سیاست پسیو آمریکا، ایران را بر آن داشت تا فعالانەتر از پیش سیاستهای زیادەخواهیهای خود را بە ویژە از طریق ناامن کردن کشورهای حوزە خلیج پیش ببرد.

اصرار ایران و بە ویژە روسیە بر سر ابقای اسد بود کە بانی ویرانی بیش از نصف شهرهای این کشور، کشتە شدن بیش از نیم ملیون نفر و کوچ و آوارگی بیشتر از نصف شهروندان سوری شدە است. جنایاتی کە اسد و همپیمان نزدیک وی ایران در برابر سوریها اعمال داشتە اند در تصاویر اخیر از شهر حلب _گویاترین شاهد عینی است_ نشان می دهد کە کمتر از داعش نبودەاند. ایران با اصرار ورزیدن در ابقای اسد بە دنبال منافع استراتژیک خود است، اما همزمان ویرانیهای سوریە پیام ناخوشایندنی نیز برای مردم ایران و تودەهای ناراضی بە ارمغان دارد. تلاش می شود با بە رخ کشیدن این تصاویر مردم ناراضی و بەجان آمدە ایران را بە وضعیت کنونی خود راضی کنند و از هر تلاش و اقدامی برای تغییر این رژیم بپرهیزند. رعب و وحشت زدگی مردم بە پاسیویسم و دست بە عمل نبردن ختم می شود.

تاکنون تلاش شد نشان دهیم کە فاکتورهای خارجی برعکس هیاهوی سخنگویان رژیم از دشمن دشمن کردن، کاملا بە نفع رژیم و بوجود آوردن فرصت و شانس بودە است. مبرهن است کە نیروی جدی مخالف رژیم بە شرایط خارجی و بین المللی اهمیت می دهد و در تلاش است کە از آنها استفادە کند، در این هیچ شکی نیست، آنچە در اینجا لازم بە یادآوریست، این است کە تغییرات سرنوشت ساز در ایران در نتیجە اجماع شرایط مناسب داخلی رخ خواهد داد. سرچشمە اصلی تغییرات زائدە مشکلات لاین الحل خود جامعە ایران می باشد این ادعا را تاریخ معاصر ایران نیز اثبات کردە است.

این دشمن خارجی نیست کە خطر بزرگی بر سر ابقای جمهوری اسلامی بە وجود آوردە است، در حقیقت بزرگترین دشمن جمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی است. ٣٧ سال مدیریتی بیش از حد فاسد ادارە ایران _بە گفتە خود محققین و کارشناسان امور اجتماعی_ فساد در ایران بە فرهنگ فردی و جمعی تبدیل کردە است. جمهوری اسلامی برعکس سرشت و میل باطنی انسان مانع و مشکل بر زندگی خصوصی فرد و اجتماع و بەویژە زنان ایجاد می کند. شاید بزرگ شدن چشمگیر شهرها تا حدی این شائبە را بەوجود آورد کە در نتیجە توسعە شهرنشینی این فرهنگ رایج شدە باشد، اما اکنون مشخص شدە است کە مدیریت غلط آب و عدم خدمات رفاهی در روستاها مردمان روستانشین را بە ستوە آوردە و بە ناچار بە شهرها روی آوردەاند. لیست بلایا و پروندەهای فساد بیش از آن است کە در این سرمقالە بتوان بدآنها اشارە کرد.

تا آنجا کە بە کردستان و احزاب سیاسی وی برمی گردد، تفاوت اساسی وجود دارد. اگر اپوزیسون ایرانی چارەای جز انتظار برای بەوجود آمدن فرصتی مناسب برای استفادە ندارد، جنبش کردستان بە رهبری احزاب و جریانات اصلی و صد البتە تلاش آخرین از طریق وسیعتر کردن این جبهە، میتواند نقش بسزائی در تعیین جهت و سوق جریانات داشتە باشد و نە تنها منتظری پاسیو بلکە خالق و بەوجودآورندە فرصتها باشد. این مهم تنها از طریق هماهنگ کردن و انباشت نیروها و زمینەسازی و ایجاد جبهەای وسیع یا ائتلافی باثبات و کارآمد امکان پذیر می باشد. نگارندە بر این عقیدە است کە حداقل در گفتار هیچ جریان یا هیچ حزبی نیست کە این واقعیت را نستودە باشد کە بە تنهائی و تنها با یک حزب این وظیفە مهم تاریخی عملی نخواهد شد. می ماند اجرا و پراکتیزە کردن آن. کردستان ایران زیستگاە مشترک همە احزاب کردستان روژهلات می باشد، زیستگاە مشترک بە عملکرد مشترک نیاز دارد.

این مقالە بە زبان کوردی نگاشتە شدە است کە رفیق "اردلان فرجی" آن را بە زبان فارسی برگرداندە است.

 

 




1122 بار دیده شده‌‌‌‌

PM:07:16:16/10/2016