جنبش کردستان میان جمهوری اسلامی ایران و داعش

ابوبکر مدرسی

حملە مسلحانە بە مجلس شورای اسلامی در بهارستان تهران و مقبره ی خمینی کە داعش مسئولیت آن را بە عهدە گرفت، علاوه بر مسائل حاشیەای آن، غبار تبلیغات از روابط و تعاملات میان ایران و داعش زدوده و بی اعتباری ادعاهای پوچ و بی پایه طرفین را اثبات نمود و نیز موجب شد تا تحلیلگران سیاسی جدیتر و بیش از پیش این مساله را مورد توجه قرار دهند. بی تردید این حملە و متعاقب آن حمله ی موشکی ایران به شهر دیرزور در نزدیکی رقە، اولین برخورد ایران و داعش در خاک سوریە و ایران بود. تا قبل از یورش بە مجلس شورای اسلامی ایران و مقبره خمینی، هیچ کدام از نیروهای مسلح ایران از سپاە پاسداران گرفتە تا سایر مزدوران دیگر این رژیم در خاک سوریە، با نیروی داعش مستقیما درگیر نشدە و هیچ برخورد مسلحانەای میان طرفین روی نداده بود. (منبع: گزارش بخش فارسی صدای آمریکا)

ظهور داعش در سوریە و بەدنبال آن عراق معادلات سیاسی را دستخوش تغییرات چشمگیری کرد، جهان سیاست بە گونەای آشفتە شد کە جنگ ضد ترور تبدیل بە دستاویز مناسبی برای تمام بازیگران این میدان شد تا بتوانند در لوای مفهوم جنگ ضد ترور، دخالتهای خود در سوریە و عراق و دفاع از منافع خود را توجیه و یا بهتر بگوییم پنهان کنند. ایران یکی از طرف هایی بود کە جنگ ضد ترور را غنیمت شمرد تا بدین وسیله حضور خود در سوریە و سپس در عراق را توجیه کند. در حالیک هدف اصلی جمهوری اسلامی ایران در سوریە ابقای رژیم بشار اسد در قدرت بود. در واقع از از همان ابتدا و هنگامی کە اعتراضات ضد حکومت بشار اسد هنوز شکل مسلحانە بە خود نگرفتە و مردم مدنی  ناراضی، بدون خشونت و کاملا مسالمت آمیز خواست های خود مبنی بر اعمال تغییرات دمکراتیک را در خیابان های این کشور ابراز می کردند، نگرانی سراپای حاکمیت جمهوری اسلامی را در برگرفت به ویژه آنکه موج موسوم به "بهار عربی" آتش بە جان سیستم های سیاسی کشورهای عربی انداختە و حکومت ها را یکی پس از دیگری سرنگون می کرد، بنابراین جمهوری اسلامی ایران با دخالت های مستقیم خود نقش بزرگی در شکست اعتراضات مدنی این کشور (سوریە) ایفا کرد تا رژیم بشار اسد را بە مثابە تنها کشورعربی متحد ایران  از گزند این موج سهمگین محافظت نماید. ناگفته پیداست که در آن زمان داعش وجود خارجی نداشت و گروه های تروریستی هنوز سر بر نیاوردە بودند.

 بدنبال ظهور تکفیریهای داعش، نیروهای وابستە بە جمهوری اسلامی در سوریە و در ادامە فعالیتهایشان به  جنگ با اپوزیسیون سوریە مشغول شدند کە همزمان از طرف ارتش سوریە و داعش مورد حملە قرار می گرفتند. در واقع تا وقتی کە داعش بە خاک عراق رسید، جمهوری اسلامی در ائتلافی نانوشتە دوشادوش داعش با نیروهای اپوزیسیون سوریە در جنگ بود. مدارکی را کە جغرافیای حضور نیروهای مسلح ایران، جنگ و محل کشتە شدن فرماندهان ایران را نشان می دهند، می توانند این ادعا را ثابت کنند کە حتی یکی از آنان در جنگ با داعش کشتە نشدەاند و این بە سهولت این را اثبات خواهد کرد کشتە و زخمی شدن فرماندهان و نیروهای وابستە بە ایران درمناطقی اتفاق افتادە که داعش در آن حضور نداشتند و حتی در آن فعالیتی هم نداشتەاند و در کل می توانند این استنباط را تقویت کنند کە هیچ کدام از نیروهای مسلح ایران در جنگ با داعش کشتە و یا زخمی نشدەاند. داعش پس از پیروزی های ناگهانی اش در سوریە و عراق و اعلام خلافت، هم در عراق و هم در سوریە بە سرعت سلاح های خود را رو بە کردها و کردستان نشانە گرفت،. ایران تنها در اطراف کرکوک و در نزدیکی مرزهای خود و صرفا با نیروی توپخانە در چند جنگ علیە داعش شرکت داشتە است. اگر از نبردهای هوایی و بمباران جنگندەهای آمریکایی و ائتلاف ضد داعش چشم پوشی نماییم، تا این اواخر و آغاز جنگ موصل، کردها تنها نیرویی بودند کە در خشکی رو در روی داعش ایستاده و مانع از پیشروی آنها شدند، هر چند در ارزیابی کارشناسانه ی نظامی، پیروزی کردها بدونە پشتیبانی نیروی هوایی غرب و مهمتراز همه آمریکا، بسیار دشوار و شاید غیر ممکن می بود، بە ویژە با توجە بە کلیە ی تسلیحات و مهماتی را کە در شهرهای سوریە و موصل و سایر شهرهای دیگر عراق بە دست نیروهای داعش افتاده بود کە تفوق نظامی چشمگیری بە این گروە در برابر پیشمرگان و مبارزین کرد در عراق و سوریە بخشیده بود.

اگر مبحث جنگ و درگیری های نظامی با داعش را وانهادە و روابط ایران زیر سلطە جمهوری اسلامی را با افراطی گری دینی و بە طور اخص جریانات تکفیری سنی را در نظر گرفتە و آن را مورد تجزیە و تحلیل قرار دهیم، روشن خواهد شد کە عبارت "جمهوری اسلامی سر این مار است"، صرفا یک لفاظی  تند یا ماحصل رقابت این دولت و آن دولت با ایران نیست. قبل از قبضه ی حاکمیت توسط ملاها در ایران، جریان اسلام سیاسی تنها به چند گروە و حزب کوچک محدود بود، حتی حزبی قدیمی تر و تا حدودی با نفوذ تودەای بسان "اخوان المسلمین" تنها نقش یک اپوزیسیون را ایفا می کرد. هژمونی خمینی بر قیام علیە سلطنت و تثبیت اسلام سیاسی شیعە در ایران در قدرت، سیاست بە ظاهر "رادیکال" در برابر قضیە فلسطین و رویکرد "صدور انقلاب اسلامی بە خارج از ایران" در یک زمینە ی مهیای اجتماعی و سیاسی پس از جنگ سرد، هر دو اسلام سیاسی شیعە و سنی را بە شکل چشمگیری به نیروی اصلی عرصه ی سیاسی در خاورمیانە مبدل کرد. جمهوری اسلامی شیعە چنانچه هر گاە حمایت از احزاب و جریانات اسلام سیاسی را در جهت منافع خود ارزیابی کردە باشد، حتی از حمایت تندروترین سنی ها نیز دریغ نکردە است. با القاعدە همکاری داشتە و بسیاری از سران و نیروهایشان را در ایران پناە داد، از حماس پشتیبانی کردە و از این طریق نقش بزرگی در ایجاد انشقاق در صفوف جنبش فلسطین ایفا کردە است. از سوی دیگر اما جمهوری اسلامی با اتخاذ سیاست پشتیبانی بی قید و شرط از اوج گیری و به قدرت رسیدن شیعیان در عراق و یا سایر نقاطی که حائز اکثریت یا اقلیت چشمگیری بوده اند، واکنش سنی ها را برانگیختە و بە عاملی برای تشدید خشونت و تندروی در میان سنی ها شدە است. جمهوری اسلامی چە در سیاست خارجی و چە در سیاست داخلی پرچمدار بخشیدن رنگ و لعاب مذهبی به منافع و اختلافات سیاسی بودە است.

قابل توجەترین پدیدە، موقعیت تندروهای مذهبی و جریان سلفی_ تکفیری در میان کردهای ایران و عراق است. در حادثە ی حملە تروریستی چند هفتە پیش  تهران در مجلس و مقبره ی خمینی کە توسط  اعضای کرد داعش انجام شد، کرد بودن مهاجمین بسیار پررنگ جلوە دادە شد، حتی به شکل مضحک و عبثی نیز تلاش شد کە سیمای آزادیخواهی و ترقیخواهانه ی جنبش کورد و پیشمرگە را مخدوش کنند، اما رویداد مجلس و نخستین عملیات تروریستی داعش علیە جمهوری اسلامی، خود باعث شد تا  افشای رل و نقش ایران در پناه دادن و حتی آسانکاری برای این جریان تندرو را بار دیگر به خاطره‌ها برگرداند. جمهوری اسلامی اگرچە قدرتی شیعی و کاملا متضاد با سنی ها است، اما در برابر هر جریان اسلامی سیاسی سنی و بە ویژە تندروها سیاستی فرصت طلبانە و دو گانه دارد. در بسیاری از موارد آنها را بە مثابە ی کارت فشار مورد استفادە قرار داده- همچنان کە سالها این جریانات را بە عنوان تهدیدی علیە اقلیم کردستان عراق بەکار می برد- اما همزمان نیز تلاش نموده آنها را کنترل و تحت فرمان خود قرار دهد.

جمهوری اسلامی جهت آلترناتیوسازی در برابر جنبش رهایی بخش کردستان تاکتیک های مختلفی را در پیش گرفتە است. اجازە ی تبلیغ و ترویج نیروهای سلفی و جهادی ها در مساجد کردستان و چشم پوشی از تمام فعالیت های جریانات اسلام سیاسی یکی از تاکتیک هاییست که برهمگان عیان و مبرهن است. چندین ملای تندرو در کردستان سالهاست با آزادی کامل، آسودگی خیال و بە میل خود به تبلیغ و ترویج اسلام سیاسی تندرو پرداخته اند، علیە کومەلە و احزاب دیگر کردستان و جنبش خلق کرد داد سخن می دهند و کسی هم مانع آنان نیست. با تمام این اهمال و مصامحه و حمایت های رژیم و در حالی کە بخش بزرگی از مردم کردستان ایران (روژهلات) سنی هستند و از این حیث نیز در زیر سلطە سیاسی  و مذهبی تبعیض‌آمیز شیعە  تحت فشار هستند، با این وجود در فضای سیاسی کردستان ایران (روژهلات)، کە جمهوری کردستان(1946)، راه اندازی نخستین مدرسە ی دخترانە و تاسیس حزب مدرن و امروزی را در کارنامه ی تاریخی خود دارد، در روژهلاتی کە قریب بە نیم قرن سرچشمە ی تفکر و اندیشە مترقیخواهانە، تساوی زن و مرد، حقوق بشر، جدایی دین از سیاست و ضدیت با هر گونە تبعیض بوده است، تند روی مذهبی شانسی نداشتە و نتوانستە بە جریانی درخور توجه تبدیل شود.

عملیات تروریستی مجلس شورای اسلامی نیز بە مانند تمام تلاش های دیگر جمهوری اسلامی مضحک و عبث بوده و نتوانست فضای سیاسی کردستان را تغییر دهد. درگیری های ٢ تیرماه پیشمرگان حزب کومەلە کردستان ایران کە در کمین نیروهای پاسداران رژیم جمهوری اسلامی گرفتار آمده و طی آن سە پیشمرگ حزب کومەلە شهید شدند و یک نفر نیز در حالی کە بە شدت زخمی بود بە دست نیروهای جمهوری اسلامی افتاد، اگرچە رخدادی ناخواستە بود و این پیشمرگان برنامەای برای جنگ و یا حملە بە پایگاه های دشمن نداشتە و در حال انجام ماموریت های حزبی خود در راستای سازماندهی حزبی نیروهای داخل کردستان بودند، بە سرعت منجر به راه افتادن موج عظیمی از همدردی و حمایت مردم سنندج و کردستان با پیشمرگان و نفرتی بی انتها از جمهوری اسلامی شد. صدها خانوادە از خانوادەهای شهیدان کومەلە در سنندج امسال به مثابه ی همدردی و ادای احترام بە جانباختگان کومەلە عید فطر را جشن نگرفتند. واکنش مردم و ترس و نگرانی نیروهای رژیم تا آن اندازه بود کە با محاصره ی منازل جانباختگان کومه له تلاش نمود تا مانع از حضور مردم و بە ویژە اقوام و دوستان و آشنایان در مراسم ختم و عزاداری و ادای احترام بە خانوادەهایشان شود، بار دیگر سرودها و سمبل های مبارزە در فضای مجازی و شبکەهای اجتماعی طنین انداز شد.

هدف ما در این نوشتار ارزیابی چگونگی واکنش مردم و تاثیرات این رخداد نیست و این خود مجال و فرصت دیگری را طلب می کند، بلکه قصد داریم نشان دهیم کە تند روی مذهبی جایگاهی در میان مردم کردستان ندارد و علی رغم سیاست های مفتضحانە ی جمهوری اسلامی در راستای آلترناتیوسازی برای جنبش رهایی بخش ملت کرد، جنبش کردستان جهت نیل به جامعەای آزاد کە در آن زنان بە لحاظ قانونی و اجتماعی با مردان برابر باشند، کارگران بتوانند با اتکا بە توان و قدرت خویش از حقوقشان دفاع کنند، از حق اعتصاب برخوردار بوده و خود را در چارچوب سندیکاها و اتحادیەها سازمان دهند، معلمان در فضای علمی و بە دور از خرافە فرزندانمان و نسلهای جدید را آموزش و پرورش دهند و ... همچنان زندە و پویا است.

 


766 ‌بار دیده شده‌‌‌‌

PM:01:02:04/08/2017


پربیننده ترین ها