|
نقش زنان درجنبش کنونی وفراتر ازآن هلاله برزنجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و به دنبال آن شکل گیری «جنبش سبز» در ایران، برای بسیاری از فعالان سیاسی _ اجتماعی درایران غافلگیرکننده بود. رشد این جنبش سیاسی در کوتاه مدت، چنان بی سابقه بود که به سرعت از محدوده مرزهای جغرافیایی کشور، فراتر رفت و در سراسر جهان، حتی زندگی بیتفاوتترین ایرانیان را نیز تحت تاثیر قرار داد و باعث حرکتهای گوناگون در بسیاری از کشورهای جهان شد. حال دیگر این جنبش به جنبشی تبدیل شده که در کوتاه مدت موفق شد هویت واقعی مردمی که سالهای متمادی از سوی برخی از رسانههای رژیم به شدت مورد تحریف قرار گرفته وموجبات توهین به ایرانیان را فراهم آورده بود. افکار عمومی جهان ناگهان با این واقعیت روبرو شد که باید مسائل ایران را از زاویه مردم ایران نگاه کند و نه از سوی رفتارهای حاکم بر این کشور. به جاست که در اینجا با اشاره به جنبش مدنی در ایران به نقش موثرزنان اشاره کرد و تصریح نمود که این جنبش بهترین کاندیدایی است که خواهد توانست جای خالی جنبش سیاسی/ اجتماعی را پر کند. قابل ذکر است که دادن این اهمیت به جنبش زنان به هیچ وجه نفی تاثیر تعیین کننده سایر جنبشهای مدنی و سیاسی حاضر در جامعه نیست ولی باید توجه داشت که توان جنبش زنان و دست آوردهای تاریخساز آن درطول دهه های گذشته و موقعیت کنونی کشور و زمانه، آن را از نظر اثرگذاری از سایر جنبشهای اجتماعی متمایز میکند. در ایران بهرغم تبعیض های گوناگون، تبعیض جنسیتی، ستمی است که نسبت به نیمی از جمعیت ایران اعمال میشود، لذا گستردگی آن، بسیار فراتر از تبعیضهای دیگر نظیر، تبعیض مذهبی، تبعیض قومی، تبعیض عقیدتی و غیره است. درواقع این تبعیض باعث میشود که جنبش زنان، دورنمای مبارزاتی بسیار طولانی داشته و به مبارزه خود برای رسیدن به اهداف خود با وجود فرازونشیبهای بسیار ادامه دهند. نقش موثر زنان دراعتراضات اخیردر ایران بسیار موثربود. درواقع زنان با مشارکت گسترده خود که دربسیاری از کانالهای ماهوارهای وسایتهای اینترنتی انتشار یافت به همه جهانیان نشان دادند که مشارکت زنان یکی ازمهمترین دلایل استقامت وپایداری جنبش کنونی در ایران است. درواقع زنان ایرانی با وجود همه محدودیتهایی که در سر راهشان قرار گرفته باز هم به مبارزهی مدنی وفمنیستی خود درراه رسیدن به دموکراسی وآزادی ادامه دادهاند ودر این راه هم بسیاری از زنان مبارز وروشنفکر به زندانهای مخوف رژیم فرستاده شده و مورد وحشیانهترین شکنجهها قرار گرفتند. آنچه در اینجا نقش زنان در جنبش کنونی در ایران را مشخص میکند حضور گستردهی زنان در کنار مردان در اعتراضات اخیر است که با اراده راسخ ومحکم به ستون اصلی واستوار این جنبش تبدیل شدهاند. اگر چه تا به حال بسیاری ازفعالان زن و سازمانها فعال عرصه حقوق زنان به مبارزه بر علیه بسیاری از قوانین نادمکراتیک و غیرانسانی رژیم جمهوری اسلامی که درقبال زنان اجرا میشود به اعتراض برخواستهاند. ولی اینبارفعالان حقوق زنان ایرانی با انتشار بیانیههای گوناگون در رابطه با حل مسایل زنان که به باور آنها بخشی از بحران کنونی است پرداختند. البته هرچند با وجود همه فعالیتهایی که زنان در اعتراضات بعد از انتخابات داشتهاند ولی روشنفکران این جنبش هیچ مواضع روشنی در قبال جنبش زنان ایفا نکردند. البته نباید فراموش کرد که حضور گسترده زنان تنها به اعتراضات بعد از انتخابات برنمیگردد. بلکه به سیاستهای نادموکراتیک رژیم جمهوری اسلامی که نزدیک به سه دهه است به بیرحمانهترین شیوه درقبال زنان اجرا میشود بر میگردد. جادارد در اینجا به جنبش زنان کرد اشاره کنیم که زنان کرد علاوه بر ظلمی که به سبب زن بودن به انان اعمال میشود، از ظلمی یعنی تبعیض قومی است رنج میبرند.درواقع زنان کرد اززمان برسر کارآمدن رژیم جمهوری اسلامی که از همان ابتدا حجاب رابرای زنان ایرانی اجباری کرد برضد این قوانین زن ستیزانه به پا خواستهاند وبه خیابانها آمدند تا صدای اعتراض خود را به گوش جهانیان برسانند. زنان کرد در آن مقطع زمانی که کردستان در یک جنگ نابرابر با رژیم استبدادی قرار گرفته بود، با حضورخود درکنارمردان توانستند بنیان اندیشههای کهن را در ذهنیت بخشی از جامعه به لرزه درآورند، و به یکی از ستونهای اصلی این مبارزه تبدیل شدند. کاری که اکنون زنان ایرانی آن را در پیش گرفتهاند. جالب آنکه این نیروی اجتماعی با همان متانت و سنجیدگی طول سه دهه قبل شرایط و مسائل را تحلیل کرد. خود را نباخت، احساساتی نشد و با تاکید بر خواست ومطالبات برحق خود، درمیدان این جنبش عمومی به پشتیبانی آمد. ما کمیته زنان کومهله کردستان ایران نیز در پشتیبانی از نهضت نوین زنان و مطالبه آزادی زندانیان دربند ضرورت وجود همبستگی جنبش زنان ایران را دگر باراعلام میکنیم. توجه به این وجه از جنبش زنان و تغییراتی که این جنبش در ذهنیت جامعه ایران به وجود آورده یکی از بزرگترین دستاوردهای تاریخ معاصر کشورمان است که باید به آن توجه شایسته ای نمود و جهت تعمیق آن، هرچه بیشتر به جنبش زنان بها داد و کمک کرد تا شاهد اثرات مثبت آن را در آینده سیاسی ایران باشیم. درواقع قصد ندارم که کل تحولات سیاسی ایران را ناشی از جنبش زنان بدانم ولی اهمیت تاثیرآن برآینده جنبش سیاسی ایران نشان میدهد که جنبش دموکراتیک در غیاب جنبش زنان یکی از ستونهای اصلی خود را از دست میدهدو وظیفه زنان مبارز این است که در این موقعیت خطیر وتاریخ ساز بدون یاس خود را برای هر گونه فدکاری ووظیفه خطیر تاریخی آماده کنند.
|
|||||
|