|
پیام کومه له به
مناسبت :
هشتم مارس روز جهانی زن
اگر سنگ اولیه حاکمیت
استبداد مذهبی و پایههای یک رژیم آپارتاید جنسی با یورش سعبانه و
وحشیانه به زنان از همان هفتههای اول حاکمیت جمهوری اسلامی بنا گذاشته
شد، اینک پس از یک دورهی طولانی، حضور زنان در عرصههای اجتماعی
وگسترش جنبش زنان و عرض اندام آن چون یک جنبش مطرح اجتماعی، سست شدن
پایههای هارترین رژیم معاصر را نوید میدهد. اگر برای رژیم اسلامی
تازه استقرار یافته، سرکوب زنان و جنبششان، سرآغاز سرکوب انقلاب، باز
پس گیری دستاوردهای بهمن ماه و زهر چشم گرفتن از تودههای مردم بود،
اینک رهایی یافتن تدریجی زنان از قید و بندهای رژیم اسلامی و سرکشی از
قوانین ارتجاعی حاکم و اعلام وجود مؤثر و سنگین این جنبش، عصر نوینی را
نوید میدهد. اگر با هجوم به زنان، با توحش لجام گسیخته علیه حقوق زن،
با اعدامهای بیرحمانه زنان حامله و مادران سالمند و دختران کم سن و
سال در داخل ایران و در منطقه، خود را تثبیت نمود، اینک عجز و ناتوانی
رژیم در مقابل حضور هر چه رو به گسترش زنان است که این رژیم را در داخل
و در معادلات منطقه و جهانی سست و ناتوان ساخته است. اگر جمهوری اسلامی
به یکی از منفورترین رژیمهای حاکم در دو دههی گذشته تبدیل شده است،
از جمله به دلیل زن ستیزی عریان و خشن و بی پرده و برقرار نمودن
غیرانسانیترین شرایط بر نیمی از جامعهای هفتاد میلیون نفری در پایان
قرن بیستم بود. اگر حکام اسلامی به چهرههای منفور عقب ماندگی و بی
رحمی و شقاوت در جهان تبدیل شدند، از جمله به دلیل سخنرانیهای شرمآور
آنان علیه زنان و عملکرد وحشیانهشان بود که نه فقط اسارت زنان را به
دنبال داشت بلکه با خود اثرات زیانبار و مخربی بر آموزش و پرورش،
مناسبات خانوادگی، سطح زندگی و فرهنگ جامعه بر جای گذاشت. وبالاخره اگر
بارقههای امیدی در دل همهی رهروان راه آزادی، دمکراسی و عدالت
اجتماعی کاشته شده، ناشی از حضور برجسته زنان در همهی عرصههای سیاسی،
اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی و علیرغم هزینههای سرسام آوری است
که استبداد مذهبی حاکم علیه به زنجیر کشاندن زنان، صرف کرده است.
سالهاست که زن ستیزی
جمهوری اسلامی دیگر کارایی اولیهاش را از دست داده است. حکامی که
بیشرمانه در پی آن بودند که " ازدواج " دختران 9 ساله را رسمیت دهند،
اینک با خیل زنان آزادهای روبرو هستند که نمیخواهند با تسلیم شدن در
برابر قید وبندهای کهن، استعدادهایشان سرکوب شود. استبداد مذهبی حاکم
در ایران عافجزانه در برابر خواست، توان و اراده زنان کوتاه آمده است.
حکامی که میخواستند بعد از حجاب، مقنعه را بر زنان تحمیل کنند، اینک
با هزینههای فراوان و آماده باش نیروها، از تحمیل حجاب معمولی نیز
عاجزند. روز فاطمه زهرا حتی در میان اقشار متعصب و نزدیک به رژیم نیز
به فراموشی سپرده شده و طنین مراسمهای 8 مارس در پایتختی که دهها
هزار نیروی مسلح برای تداوم حاکمیت شوم اسلامی در آمادگی هر روزه بسر
میبرند، چرت آیتاللهها را پاره کرده است.
تداوم حاکمیت اسلامی و
کارکرد زیانبار آن بر فرهنگ، بر مناسبات خانوادگی، بر تداوم و تقویت
مردسالاری و زن ستیزی غیرقابل انکار است. اما چه کسی میتواند منکر شود
که زن امروزی در جامعه ایران از وزن سیاسی، اجتماعی و فزهنگی به مراتب
نیرومندتری نست به مقطع سال 57 برخوردار است. بئ این معنا میتون گفت که
زنستیزی جمهوری اسلامی با شکست روبرو شده است.
ایران دمکراتیک، فدرال و
عادلانهی فردا، بدون حضور زن در بالاترین ارگانهای حاکمیت و
تصمیمگیری و بدون حضور آنان در همه عرصههای اجتماعی، ناقص و نارسا
خواهد بود. پیوند بین جنبش زنان و جنبش دمکراسیخواهی و استبداد ستیزی،
امر مهم هر حرکت انقلابی و دمکراتیک و عدالت جویانه است.
در کردستان که جمهوری
اسلامی از همان اوایل روی کار آمدنش با سرکوب و لشکرکشی توانست استقرار
یابد، جنبش و حضور زنان، ابعاد گسترده و کاملاً جدیدی به خود گرفته
است. زنان کرد همچون مردان کردستان با تمام توان در برابر لشکرکشی
واستبداد حاکم مقاومت کردند. در زندانها وجوخههای اعدام و در میدان
نبرد انقلابی و مسلحانه علیه رژیم بیباکانه ایستادند و به بخشی از
پیشقراولان مقاومت مردمی و سرسختانه تبدیل شدند.
با تحولات عمیقی که در
جامعه کردستان از هر لحاظ صورت گرفته است،زنان کرد بیش از پیش وزن
اجتماعی و سیاسی مؤثر و غیر قابل انکاری را کسب کردهاند. میزان زنان
تحصیل کرده و آکادمیک، وجود گسترده دانشجویان دختر، حضور زنان در
سینما، روزنامه نگاری، انجمنهای ادبی، افزایش شاعران و ادبای زن وکسب
اعتبار اجتماعی بی سابقه زنان کرد، جنبش آنان را به جایگاه ارزشمندی
رسانده است. جامعه کردستان، دیگر آن جامعه سنتی، ساده و مملو از قید و
بندهای اسارت آور سابق نیست، بلکه این جامعه در پی آنست تا در جهان
کنونی،در هزاره سوم و در عصر انفورماتیک جایگاه معتبری کسب کند.
جایگاه کنونی زنان و جنبش
آنان بدون شک به جنبش آزادیخواهی، ملی و دمکراتیک در کردستان ارزشهای
مترقی و نوینی بخشیده است. همان گونه که جنبش آزادیخواهی کردستان بدون
حضور مؤثر زنان نمیتواند چهرهی تماماً دمکراتیک، برابریطلبانه و
متمدنانه امروزی را حاصل کند، جنبش زنان نیز بدون پیوندهای عمیق با
جنبش رو به گسترش مردمی ستمدیده، از کسب پشتیبانی تودهای و کسب جایگاه
شایستهاش محروم خواهد ماند. این جنبش در عین حال باید بتواند وسیعاً
زنان زحمتکش و محروم و تهی دست جامعه کردستان را خطاب قرار دهد. باید
بتواند پنجرهای باشد که دنیای تاریک و پر از محرومیت آنان را روشن
کند و نوید فردایی دیگر برای آنان باشد.
اینک که در آستانه هشتم
مارس روز جهانی زن هستیم بار دیگر بر سیاستهای همیشگی کومهله در دفاع
از حقوق زنان، بر حضور و مشارکت گستردهشان در صحنه اجتماع و کسب
جایگاه شایسته، تأکید میکنیم. کومهله که پیشاهنگ و پرچمدار رهایی
زنان کردستان شد، توانست نسلی از زنان سخت کوش ، انقلابی و چپ را در
صفوف خود گردآورد. نسلی که با قهرمانی و جانفشانیها و سختکوشی در
مارشهای بزرگ و کوچک، در نبردهای مسلحانه، در شکنجهگاهها و در برابر
جوخههای اعدام، سربلند و پر افتخار بیرون آمدند. و اینک زنان کرد و
جنبش آنان با اتکا به چنین ارزشهایی، با اتکا به تحولات جامعه
کردستان و با اتکا به جنبش سیاسی علیه جمهوری اسلامی، بر جایگاه مناسبی
تکیه دارند و فرصت مساعدی کسب کردهاند تا راه رهایی زن را هموارتر
نمایند.
در آستانه هشتم مارس به
همهی مبارزین زن، به زنان سخت کوشی که در دو دهه و نیم گذشته، در
دوران حاکمیت استبداد مذهبی که زن ستیزی و توحش علیه زنان هویت اصلیاش
بود، درود میفرستیم. زنان قهرمانی راکه در صفوف پیشمرگان کومهله در
یکی از سخت ترین پیکارهای مردمی استوار ایستادند، جان باختند، زخمی
شدند، اسیر گردیدند و یا به ناچار راهی تبعید شدند. زنان و دخترانی را
که در فعالیت سیاسی در شرایط مخفی، پیکار و مبارزه کردند، بدام افتادند
و صحنههای پرشوری از مقاومت و دلاوری را در شکنجهگاهها و در برابر
جوخههای اعدام خلق کردند. زنان و دخترانی را که اینک در سراسر شهرها و
روستاهای کردستان، در صفوف پیشمرگان کومهله و در خارج کشور تلاش
میکنند و جنبش زنان را زنده و پر توان تر از همیشه بدوش میکشند، تحسین
میکنیم.
گرامی باد هشت مارس روز
جهانی زن
کومهله_ سازمان انقلابی
زحمتکشان کردستان ایران
6/3/2005
|